هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم «سرزمین رها» ساخته فرهاد مهرانفر روز یکشنبه سوم بهمن در خانه هنرمندان برگزار شد. این نشست با حضور فرهاد مهرانفر، بهزاد جعفری مذهب بازیگر و جابر قاسمعلی فیلم‌نامه‌نویس و منتقد سینما برگزار شد.

جابر قاسمعلی نشست را با صحبت درباره حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو آغاز کرد و ضمن عرض تسلیت به بازماندگان آن حماسه و غم‌نامه ملی،از سینمای فرهاد مهرانفر گفت:« فیلم «سرزمین رها» را با هم دیدیم و امیدوارم از تماشای آن لذت برده باشید. این فیلم‌ساز  را از سالیان دور با فیلم‌های «موشک کاغذی»، «درخت جان» و «چریکه هورام» می‌شناسم. با فیلم گرم و زیبای «موشک کاغذی» اولین‌بار با سینمای مهرانفر آشنا شدم. فیلم‌های این کارگردان علاوه بر بهره‌گرقتن از نگاهی شاعرانه، متکی به جهان‌بینی خاصی است که برآمده از دل عقاید و تفکرات شخص فیلم‌ساز است.»

او فیلم «سرزمین رها» را فیلمی درباره رابطه انسان و مرگ دانست: «در دنیای ادبیات و سینما وام‌گرفتن و تضمین از دیگران پدیده رایجی است. یک کارگردان می‌تواند یک شخصیت یا یک داستان فرعی را از فیلم دیگری گرفته و دستمایه کار خودش قرار دهد. وام‌گرفتن از آثار دیگران نکته مثبتی است که می‌تواند به فیلم‌ها قوام بدهد. در زمان تماشای «سرزمین رها» به یاد فیلم «اورفه» ژان کوکتو افتادم. حضور شخصیت اصلی فیلم در غار یادآور جهان مردگان است و ناخودآگاه فیلم «اورفه» را برای من تداعی می‌کند.»

این فیلم‌نامه‌نویس هم‌چنین پیرامون شخصیت‌پردازی در این فیلم بیان کرد: «شخصیت پدر در «سرزمین رها» یک شخصیت متعارف در سینما نیست، برای همین هم بازی در این نقش نمی‌تواند متعارف و به شیوه فیلم‌های معمول سینمایی باشد. در قصه‌های متعارف بازیگر مثال‌هایی را در دور و بر خود یا سایر فیلم‌ها می‌بیند که بر اساس آن می‌تواند معادل شخصیت مورد نظر را در ذهن خود پیدا کند. به اعتقاد من شخصیت اول فیلم خود نویسنده و کارگردان اثر یعنی فرهاد مهرانفر است.»

نشست نقد سرزمین رها

او اضافه کرد: «در فیلم «سرزمین رها» بیش از هرچیز به قصه پرداخته می‌شود. در این فیلم خبری از شاه‌پیرنگ وجود ندارد و ساختار آن مبتنی بر خرده‌پیرنگ و قصه‌های ایستگاهی است. در قصه ایستگاهی روابط بین آدم‌ها و دغدغه شخصیت‌ها اهمیت زیادی پیدا می‌کند. در این فیلم ارتباط آدم‌ها با یکدیگر و ارتباط با طبیعت مورد تاکید کارگردان قرار گرفته است. مهرانفر نه فقط فیلم‌سازی بومی است بلکه یک فیلم‌ساز طبیعت‌گرا است. یعنی ارتباط انسان وطبیعت را در جهت رشد و پویایی جهان‌بینی افراد دنبال می‌کند. در این فیلم طبیعت‌گرایی فیلم‌ساز آمیخته با اندیشه عشق و مرگ است.»

او در ادامه صحبت‌هایش به موسیقی فیلم را حجیم اشاره کرد: «در این فیلم با تصاویر زیبا و عکس‌های درخشانی مواجه هستیم که نشان می‌دهد فیلم‌ساز خوب طبیعت پیرامون خود را مشاهده کرده‌است اما احساس می‌کنم این تصاویر نیاز به موسیقی همدلانه‌تری با استفاده از افکت‌های طبیعی داشت. موسیقی فیلم حجیم است و تمرکز بر طبیعت را از مخاطب می‌گیرد.»

این نشست با صحبت‌های فرهاد مهرانفر و تسلیت او به خاطر از دست دادن عده‌ای از هموطنان در حادثه پلاسکو ادامه یافت. او سینمای متفاوت را سینمای خاص و محدود خواند: « فیلم «سرزمین رها» پنجمین فیلم بلند و سینمایی من و اولین فیلمی است که در تمام این سال‌ها از من اکران شده‌است. «خواب آب» را به تازگی تمام کرده‌ام و با این حساب از بین شش فیلم، تنها یک فیلم من به نمایش درآمده است. آن‌هم با توجه به سابقه بیش از سی سال حضور من در سینما و فیلم‌سازی. امیدوارم گروه هنر و تجربه زمینه‌ای برای نمایش آن فیلم‌ها هم فراهم کند.»

او اضافه کرد: «معمولا فیلم‌هایم مهجور مانده‌اند و فیلم مهجور نیز نمایش مهجوری دارد. «موشک کاغذی» به عنوان اولین تجربه سینمایی من در جشنواره‌های مختلف حاضر شد و جوایز مختلفی را هم به همراه آورد درعین حال نه به این فیلم و نه به سایر آثار من فرصت نمایش عمومی داده نشد.»

کارگردان «شعله درباد» پرداختن به سوژه‌های عشق و مرگ را دغدغه مشترک فیلم‌سازان عنوان کرد: « فیلم «اورفه» ژان کوکتو را ندیدم و اساسا نمی‌توانم از بیرون ایده بگیرم مگر آن‌که آن سوژه را در درونم هضم کنم. ایده «سرزمین رها» براساس زندگی دوست تئاتری و درگذشته من امیر بدرطالعی است. بعد از درگذشت او، اعضای بدنش به دیگران هدیه شد و در جریان قرار گرفتم که او یک دختر سندرم دان دارد. به همراه دخترم خزر مهرانفر به مدرسه استثنایی، رها رفتیم و تحت‌تاثیر این اتفاق فیلم‌نامه‌ای را نوشتیم.»

او «سرزمین رها» را ادای دین به اولین غم‌نامه بشر یعنی «گیلگمش» دانست: «این داستان اولین غم‌نامه و افسانه مکتوب جهان است که کتیبه‌های آن در سرزمین نینوا یافت شده و قدمتی بیش از «ایلیاد»، «اودیسه» و «شاهنامه» دارد. در این افسانه گیلگمش که دوستش را از دست داده به دنبال دریافتن چرایی مرگ به جهان دیگر می‌رود. ما نیز چون به زندگی یک شخصیت تئاتری می‌پرداختیم، به مولفه مرگ در این غم‌نامه توجه داشتیم. امیر بدرطالعی هنرمند نابی بود که خارج از امکانات رانتی و به طور مستقل فعالیت می‌کرد اما فرصت نیافت هنر وجودی خود را شکوفا کند.»

کارگردان «درخت جان» درباره مشکلات کودکان مبتلا به سندرم دان اشاره داشت: «یکی از شخصیت‌های فیلم من یک فرشته کوچک مبتلا به سندرم دان است. در سینمای ما کمتر فیلمی راجع به مشکلات این بیماری و بیماری‌های خاص ساخته شده‌است. از یکسو این موضوع از نظر تجاری سودآور نیست و از طرف دیگر فیلم‌سازان ما تمایلی به پرداختن به آن نشان نداده‌اند. خانواده‌هایی که با چنین افرادی سروکار دارند تجربه‌های مشابهی را از سرگذرانده و چه بسا مشکلات مشابهی را طی کرده باشند.»

مهرانفر درباره نحوه انتخاب بازیگر و بازی گرفتن در سینما گفت: «هدف من از انتخاب بازیگر بازی گرفتن به معنای رایج نیست. سینمای ما تلاش‌های اغراق آمیز و افراطی در بازی گرفتن به خرج می‌دهد اما من از سرگرمی‌سازی و ستاره‌سازی پرهیز دارم. مهم‌ترین نقطه برای من در انتخاب بازیگر دراماتیک بودن چهره او است و توان بازیگری و سابقه ملاکم نیست. همان‌طور که جغرافیا برایم مهم است، چهره هم برایم یک لوکیشن است.»

او درباره انتخاب موسیقی فیلم «سرزمین رها» نیز اشاره داشت: «آرش انتظامی برادرزاده آقای بازیگر، استاد انتظامی است و تمایل داشت موسیقی این فیلم را کار کند. من هم از استعداد او در حد امکانات موجود استفاده کردم. برای من در این فیلم تجربه به تصویرکشیدن بزرگ‌ترین پرسش هستی، یعنی مرگ اهمیت داشت. برای همین سعی کردم موضوع قابل فهمی را انتخاب کنم اما نه این‌که آن را سردستی و سرراست بیان کنم. قصد داشتم مخاطب در لحظاتی به مفاهیم فیلم فکر کند و موسیقی نیز درخدمت این ایده‌ها باشد. امروز فکر می‌کنم اگر تکرارهای موسیقی کمتر می‌شد به فیلم کمک بهتری می‌کرد.»

محمد سریر/نشست نقد سرزمین رها

دکتر محمد سریر که در این نشست حضور داشت، موسیقی فیلم را روان و خوب توصیف کرد: «به نظر من آثار مهرانفر صادقانه و شریف است. افتخار داشتم که در پوئم سمفونیکی با عنوان سرود ملی آب، با ایشان همکاری کنم. او بر روی موسیقی من تصاویری گذاشت و جان تازه‌ای به موسیقی اثر داد. در این فیلم نیز موسیقی در خدمت تصاویر است. دلیل آنکه ما فکر می‌کنیم نیاز به افکت‌های طبیعی بر روی تصاویر احساس می‌شود به دلیل استفاده زیاد آن در فیلم‌های طبیعت‌گرایانه است.»

او اضافه کرد: «متاسفانه نگاه صادقانه امثال مهرانفر درحال از بین رفتن است و ما از صداقت به سمت تصنع و فرم‌گرایی پیش می‌رویم. متاسفانه خیلی از کارهای هنری هیاهو است و رسوب ذهنی ندارد. خوشحالم که با فیلم «سرزمین رها» صادقانه‌ها و عاشقانه‌ها را مرور کردم.»

در ادامه این نشست نوبت به بهزاد جعفری‌مذهب رسید. او درباره تجربه اول بازیگری‌اش در فیلم «سرزمین رها» توضیح داد: «در یک تئاتر به طور اتفاقی با فرهاد مهرانفر آشنا شدم. من امیر بدرطالعی را می‌شناختم و با فرهاد مهرانفر پیوندهای ذهنی مشترکی داشتم. زمانی که پیشنهاد بازی در این فیلم را دادند به خاطر سابقه طولانی مدت‌شان در سینما ترسیدم اما در نهایت با کمک خود ایشان توانستم این کار را انجام دهم.»

عکس: یاسمن ظهورطلب