هنروتجربه- مرسده محمدی: نشست نقدوبررسی مستند «نویسنده بودن» ساخته مصطفی آل احمد عصر دوشنبه چهارمین روز از بهمن ماه، با حضور علاقه مندان به فیلم‌های گروه هنروتجربه در سالن سینما سوره اصفهان برگزار شد.

در ابتدای جلسه مجری برنامه سید مهدی سجادزاده به طولانی شدن زمان ساخت این مستند اشاره کرد و در ادامه کارگردان «نویسنده بودن» ضمن تأیید این نکته، در مورد نحوه ساخت این مستند توضیح داد:«از سال های ابتدایی دهه هشتاد در حال ساخت فیلمی با موضوع روشنفکری در ایران بودم، این فیلم در زمان دولت اصلاحات توقیف شد و بخشی از تصاویر فیلم «نویسنده بودن» برگرفته از همان تصاویر است. متاسفانه طی این سال‌ها تعدادی از افرادی که جلوی دوربین این فیلم آمدند ، فوت شدند حتی تصویربردار اول‌مان هم فوت شد. خلاصه وقتی مرکز گسترش مستند و تجربی، پیشنهاد ساخت این فیلم را داد، از تصاویر آن فیلم هم استفاده کردم. کیفیت تمام تصاویر دی وی هستند و حالا با اچ دی پخش می‌شوند، به همین دلیل شاید کمی افت کیفیت داشته باشیم اما به هر حال همین تصاویر هم غنیمت است.»

آل احمد در پاسخ به پرسش حضار که علت عدم حضور سیمین دانشور در این فیلم را جویا شدند، عنوان کرد:«در آن زمان که فیلم را می‌ساختم، خانم دانشور زنده بودند اما حال مساعدی چه از نظر جسمی و چه روحی نداشتند ، خودش هم با حضور در فیلم موافقت نکرد. من هم صلاح دیدم از عکس‌های دوران سلامت ایشان استفاده کنم تا تصاویر دوران مریضی. البته به دلیل اهمیت و ارزش  خانم دانشور، فصلی را در فیلم به ایشان اختصاص دادم.»

در ادامه کارگردان «نویسنده بودن» به عدم حضور دیگر افراد فامیل و دوستان جلال آل احمد هم در فیلمش اشاره کرد:«درمورد دیگر افراد فامیل‌ جلال آل‌احمد هم باید بگویم، با تعدادی از آن‌ها حرف زدم مثل خواهرزاده ایشان، اما بعد به این نتیجه رسیدم که ارائه اطلاعات سطحی از زندگی خصوصی آقای آل احمد، این فیلم را سبک و سطحی می کند. برای همین به دنبال دوستان سیاسی جلال و همین طور  دوستان شاعر، نویسنده و هنرمندش رفتم. ضمن این‌که خیلی از دوستان هم جلوی دوربین نیامدند مثل آقایان آغداشلو، دولت آبادی، مهرجویی، سپانلو و … حتی تعدادی از روحانیونی که می‌گفتند با جلال آل‌احمد حشرو نشرداشتند. در واقع آن‌هایی که جلوی دوربین نیامدند، شاید فکرمی کردند، نمی‌توانند جلال  را نقد کنند و مجبور به تعریف از او هستند، شاید نوعی محافظه‌کاری یا خودسانسوری باعث شد این دوستان جلوی دوربین این مستند نیایند.»

مصطفی آل‌احمد در بخش دیگری از این نشست به توضیح درباره هدفش از ساخت این مستند پرداخت:«هدف از ساخت این نوع فیلم این نیست که تک تک آثار شخص را بررسی کند یا تمام زندگی شخص را نشان دهد، هدف این است که حس علاقه و کنجکاوی برای دیدن زندگی و آثار شخص و دنبال کردن و خواندن آثار او در مخاطب ایجاد شود. مثلا در ابتدا خود من نسبت به شخصیت جلال انتقاد داشتم. از این چند پاره بودن و از این شاخه به آن شاخه پریدنش و پراکندگی که او در نظرات، مبارزه و آثارش دارد انتقاد می‌کردم اما بعد متوجه شدم این نشان از پویایی شخصیت جلال دارد. شخصیت جلال آل احمد چند بعدی و پیچیده است، من هم سعی کردم او را از دید دوستان، همسر و حتی مخالفانش بررسی کنم.»

او در ادامه ضمن اشاره به نقاط قوت مستندش درباره انتخاب صدای خودش برای گفتار فیلم گفت:«به نظرم نریشن فیلم از نقاط قوت آن است ، ابتدا یکی از دوبلورهای حرفه‌ای متن را گفت اما لحن صدا آن‌طور که می خواستم، درنیامد . فکر کردم بهتر است صدایی ناآشنا به گوش مخاطب و آشنا به لحن جلال، این متن را بخواند و سرانجام تصمیم گرفتم لحن را خودم در بیاورم البته با اندکی کمک گرفتن از تغییرات در ضبط صدا و خوشبختانه خوب درآمد. از دیگر نقاط قوت فیلم موسیقی متفاوت آن است.»

نویسنده بودن اصفهان (1)

آل احمد در پاسخ به پرسش یکی از حضار که می خواست بداند آیا نسبت فامیلی او در ساخت این مستند به کمکش آمده‌است یا نه، توضیح داد:«ابتدا که پیشنهاد ساخت این مستند مطرح شد، به دلیل همین نسبت فامیلی با ساخت آن  توسط خودم مخالفت کردم اما حالا خوشحالم  چرا که به نظرم این مستند فیلمی بی‌پروا شده‌است. درواقع عکس‌ها و فیلم‌های آرشیوی که توانستم به دلیل نسبت دور فامیلی‌ای که با جلال آل‌احمد و دوستی‌ای که با رفقایش داشتم، به دست بیاورم را شاید کسی دیگر نمی‌توانست به دست بیاورد. برای نمونه  شما برای اولین بار در این مستند فیلم مراسم تشییع جنازه جلال آل احمد را  می‌بینید. این یک فیلم  ۱۶ میلی‌متری است که با زحمت از آرشیو تلویزیون گرفتم و تبدیل به تله سینما کردم. خوشبختانه جلال عکس‌های زیادی داشت و بازبا استفاده از همین آشنایی و نسبت توانستم عکس‌هایی دیده نشده از او و سیمین را در فیلم نشان دهم.»

در ادامه این نشست آل‌ احمد بحثی را پیرامون با اشاره به شخصیت چند بعدی جلال آل احمد مطرح کرد:«آل احمد آدم پویایی است، به همه جا سرک می‌کشد. به چهار سوی عالم سفر می‌کند و سفرنامه می‌نویسد. او اهل تغییر است و مثل خیلی‌ها درجا نمی‌زند، بعد از چهار سال تکلیفش را با حزب توده می‌فهمد. او اهل تحقیق و تغییر است.در حقیقت پراکندگی‌ای را که در آثار جلال می‌بینیم، بی‌پروایی‌اش نسبت به مسائل شخصی و دوستانش، همه و همه به ما می گوید کاش ما هم اجازه بدهیم، مردم و روشنفکران و البته خود ما اهل تحقیق و تغییر باشیم.»

در پایان این کارگردان توضیحاتی را درباره چگونگی  ساخت مستندهای پرتره و بیوگرافیک عنوان کرد:«کسی که ما می خواهیم درموردش مستند بیوگرافیکال بسازیم در قدم اول باید تحقیق جامعی در موردش انجام دهیم ،اگر زنده باشد کار فرق می‌کند اما در اکثر موارد که شخص در قید حیات نیست ما اول آثارش را می‌خوانیم تا با فضای فکری‌اش آشنا شویم. بعد زندگی نامه‌هایی را که در موردش وجود دارد، بررسی می‌کنیم و سپس به سراغ مصاحبه با دوستان، همسر و آشنایانش می رویم. البته ما باید در مورد نسبت این اشخاص و نوع رابطه‌شان با فرد مورد نظر کاملا آگاه باشیم و سوالات را بر همین مبنا مطرح کنیم. باید چالشی بین مصاحبه‌ها باشد و نظرهای مخالف و موافق را کنار هم قرار دهیم. همه صحبت‌ها نباید هم سو باشند. در این صورت است که یک مستند، جذاب می شود و بیننده را  کسل نمی‌کند. در این مستند از نقاشی، عکس و همین طور آرشیو فیلم استفاده کردم، از کراپ تصویر برای تنوع تصاویر استفاده کردم و همین‌ها هم باعث می شود، حوصله  تماشاگر سر نرود.»

عکس: دامون درخشانی