هنر و تجربه، ترجمه‌ی رضا حسینی: اگر اصغر فرهادی پیش از این مهم‌ترین فیلم‌ساز جهان سینما نبود – که به‌خوبی می‌توان استدلال کرد که دست‌کم یکی از مهم‌ترین‌ها بوده – در هفته‌های اخیر به مهم‌ترین فیلم‌ساز زنده‌ی جهان بدل شده است. فرهادی از حدود یک دهه پیش با درام‌های انسانی و استادانه‌ای مانند «چهارشنبه‌سوری» و «درباره الی…» به یکی از فیلم‌سازان محبوب محافل هنری و جشنواره‌ها بدل شد اما در سال ۲۰۱۱ با فیلم «جدایی» به‌مراتب مشهورتر شد و خرس طلای برلین و اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان (به همراه نامزدی اسکار بهترین فیلم‌نامه) را به دست آورد و به اولین ایرانی بدل شد که تندیس طلایی آکادمی را به چنگ می‌آورد. همین موضوع باعث شد تا او دست‌آخر در سال ۲۰۱۲ از فهرست «صد چهره‌ی تأثیرگذار جهان» در نشریه‌ی «تایم» سر دربیاورد.

«فروشنده» جدیدترین فیلم فرهادی، به وقایع تراژیکی می‌پردازد که پس از نقل مکان یک زوج جوان به خانه‌ای تازه برای‌شان روی می‌دهد. این فیلم هم با کسب جوایز بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر مرد از جشنواره کن و نامزدی اسکار در بخش بهترین فیلم خارجی‌زبان به محبوبیتی چشمگیر دست یافته است. همه چیز طبق روال پیش می‌رفت که جمعه‌ی کذایی از راه رسید و دانلد ترامپ فرمانی شرم‌آور، بی‌رحمانه و تقریباً بر خلاف قانونی اساسی آمریکا را صادر کرد و «به طور موقت» همه‌ی اتباع هفت کشور مسلمان (سوریه، سودان، لیبی، سومالی، یمن، عراق و ایران) را از ورود به خاک ایالات متحده منع کرد.

غوغایی که علیه این تحریم برپا شد و اعتراض‌هایی را در فرودگاه‌ها و گوشه‌وکنار کشور آمریکا به وجود آورد (و اقدام موفق اتحادیه آزادی‌های شهروندی آمریکا/ ACLU که باعث بروز مشکل‌هایی در طرح‌های رییس‌جمهور شده) حاکی از این بود که اکثراً توجه چندانی به اسکار نشان نداده و چنین فرصتی را پیش‌پاافتاده تلقی کرده‌اند. پس از آن بود که ترانه علیدوستی بازیگر نقش اصلی زن فیلم «فروشنده» در توییتی نوشت که در اعتراض به این تحریم «نژادپرستانه» این مراسم را تحریم می‌کند و در اسکار حاضر نمی‌شود. البته با شرایط به وجود آمده، او یا فرهادی بدون مجوز ویژه‌ نمی‌توانستند وارد خاک آمریکا شوند اما این فیلم‌ساز ایرانی در بیانیه‌ای زیبا عدم حضورش در اسکار را تأیید کرد. بی‌تردید فرهادی کار درستی را انجام داده است چون در غیر این صورت ممکن بود دولت ترامپ باصدور مجوز ورود او به آمریکا، سعی در تعدیل و خفه کردن اعتراض‌ها داشته باشد. اما همان طور که فرهادی اشاره کرده است، حضورش در مراسم اسکار می‌توانست اقدام غیرمنصفانه‌ای باشد چون بیش‌تر زنان و مردان کشورش از چنین امکانی بهره‌مند نیستند. در این خصوص جالب بود که برخی حتی پیشنهاد کردند مراسم اسکار امسال در اتحاد با فرهادی تحریم یا لغو شود.

فرهادی بدون مجوز ویژه‌ نمی‌توانست وارد خاک آمریکا شوند اما این فیلم‌ساز ایرانی در بیانیه‌ای زیبا عدم حضورش در اسکار را تأیید کرد. بی‌تردید فرهادی کار درستی را انجام داده است چون در غیر این صورت ممکن بود دولت ترامپ باصدور مجوز ورود او به آمریکا، سعی در تعدیل و خفه کردن اعتراض‌ها داشته باشد

البته چنین اقدامی از بسیاری جهات ایده‌ی جالب توجهی است و می‌تواند به شیوه‌ی خوبی این پیام را به همگان منتقل کند که مراسم آکادمی مثل گذشته فقط یک کسب‌وکار به شمار نمی‌رود؛ و این حرکتی است که در گذشته جواب داده است. همان طور که مارک هریس در کتاب فوق‌العاده‌اش با عنوان «صحنه‌هایی از یک انقلاب» به ثبت رسانده است، چهلمین مراسم آکادمی در اصل قرار بود هشتم آوریل ۱۹۶۸ برگزار شود اما وقتی مارتین لوتر کینگ جونیور در چهارم آوریل ترور شد، ستارگانی از جمله سیدنی پوآتیه، سمی دیویس جونیور، دیاهان کارول، لویی آرمسترانگ، مایک نیکولز، رود استایگر، نورمن جویسن و آرتور پن اعلام کردند که اگر اسکار طبق برنامه برپا شود و برگزاری‌اش با تأخیر همراه نشود، خانه می‌مانند و در اسکار حاضر نمی‌شوند. در آن زمان دیویس به جانی کارسن گفت: «من با اطمینان کامل فکر می‌کنم هیچ سینماگر سیه‌چرده‌ای نباید در مراسم حاضر شود. به نظرم از لحاظ اخلاقی ناشایسته آمد که ترانه‌ی “با حیوانات صحبت کن” را بخوانم در حالی که مردی که می‌توانست دنیای بهتری را برای بچه‌های من بسازد زیر تلی از خاک دراز کشیده است.»

در چنین شرایطی بود که آکادمی برای اولین بار در تاریخ برگزاری‌اش تسلیم شد و مراسم به تأخیر افتاد و ضیافت مسئولان حکومتی هم لغو شد. با این وجود، امسال با موقعیت مشابهی طرف نیستیم و همان گونه که فرهادی گفته است، ستیز و مخالفت او با آکادمی نیست و طرف صحبتش با دولت آمریکاست که ورودش را ممنوع کرده است. اصلاً در موقعیت فعلی این موضوع به اثبات رسیده است که یک تحریم می‌تواند به ضدخودش بدل شود و تأثیری معکوس با هدف اولیه‌اش را به دنبال بیاورد؛ موضوعی که در مراسم گلدن گلوب و جوایز انجمن بازیگران سینمایی (SAG Awards) به‌خوبی نمود پیدا کرد. همین ماه گذشته بود که نطق پرشور و تاریخی مریل استریپ در گلدن گلوب، ترامپ – که چیزی جز یک بازیچه نیست – را در توییتر به واکنش واداشت و به ما قدرت یک سخنرانی سنجیده و هوشمندانه در مقابل میلیون‌ها بیننده را یادآوری کرد. در مراسم انجمن بازیگران سینمایی هم تراجی پی. هنسن به نمایندگی از گروه بازیگران «چهره‌های پشت پرده» (Hidden Figures) و دیوید هاربور به نمایندگی از بازیگران «موجودات بیگانه» (Stranger Things) از جمله کسانی بودند که با نطق‌های‌شان لحظه‌های مقتدرانه‌ای را به نمایش گذاشتند.

ماهرشالا علی در «مهتاب»

اما مهم‌تر از همه حرف‌های ماهرشالا علی بود که برای درخشش در «مهتاب» اولین گزینه برای تصاحب اسکار بهترین بازیگر مکمل هم هست. اگر او تندیس طلایی را به دست بیاورد، اولین بازیگر مسلمانی خواهد بود که برنده اسکار بازیگری شده است. او در نطقی باشکوه درباره مذهبش چنین گفت: «مادرم یک کشیش رسمی است. من مسلمان هستم. وقتی هفده سال پیش با او تماس گرفتم تا بگویم تغییر کیش داده‌ام، مخالفتی با من نکرد و چیزی بین ما عوض نشد؛ چون ما این مسائل را جانبی می‌دانیم و برای همین می‌توانیم یکدیگر را ببینیم. ما عاشق همدیگریم.»

در این شرایط اگر ماهرشالا علی اسکار را تحریم کند یا مراسم آکادمی لغو شود،  فرصت کسب اولین اسکار در برابر صدها میلیون تماشاگر را از دست خواهد داد و فرصت ابراز نظر و ایراد نطقی از دست می‌رود که با اهدای آن در آغاز مراسم می‌تواند حال‌وهوای یک رویداد را رقم بزند. به‌علاوه اِیوا دوورنی کارگردان سیه‌چرده‌ی مستند مقتدرانه‌ی «سیزدهمین» که به احتمال قوی می‌تواند اسکار بهترین مستند را به دست آورد یا وایولا دیویس که اسکار بهترین بازیگر مکملش حتمی به نظر می‌رسد، فرصت خلق لحظه‌هایی به‌یادماندنی را در اختیار خواهند داشت. اما دایره‌ی مهاجران واقعاً به همین اسامی محدود نمی‌شود و همان طور که استریپ در نطق طعنه‌آمیزش گفت هالیوود و هنر سینمای آن در دستان مهاجران است.

پلی‌لیست •