هنر و تجربه، ترجمه مریم شاه‌پوری: دنیل کوان و دنیل شینرت که عنوان «دنیل‌ها» را برای خود انتخاب کرده‌اند، پس از اولین نمایش فیلم کمدی‌شان با عنوان «مرد همه‌کاره» (Swiss Army Man) در جشنواره ساندنس ۲۰۱۶ بعضی از متفاوت‌ترین تیترهای خبری را به خود اختصاص دادند. اخبار مختلف پیرامون ترک سالن نمایش همه جا را فرا گرفتند و واکنش مثبت اغلب منتقدان و جشنواره‌روهای طرفدار این قصه‌ی پریان عجیب‌وغریب و نامتعارف را تحت‌الشعاع قرار دادند. داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام هنک (با بازی دیدنی پل دِینو) است که می‌خواهد در جزیره‌ای دورافتاده خودش را بکشد اما ناگهان با جسد مردی به نام منی (دنیل ردکلیف) مواجه می‌شود که آب به ساحل می‌آورد. هنک و منی با هم دوست می‌شوند، به‌خصوص زمانی که جسد، نه‌فقط صحبت کردن با هنک را آغاز می‌کند بلکه به ابزاری چندمنظوره بدل می‌شود تا او را به جای امنی برساند. آن‌چه در پیش رو دارید، بخشی از گفت‌وگوی براین تالِریکو است که در سایت «راجرایبرت‌دات‌کام» منتشر شده است.

بحث‌‌های زیادی درباره نمایش‌ها و جلسه‌های پرسش‌وپاسخ نامعمول «مرد همه‌کاره» برپا شد. خاطره‌انگیزترین واکنش یا سؤالی که با آن مواجه شدید چه بوده است؟

شینرت: برخورد و گفت‌وگوهای تک‌نفره با تماشاگران مختلف پس از نمایش فیلم، غیرمنتظره‌ترین نوعِ واکنشی بود که تجربه کردم.

کوان: برای من آخرین نشست پرسش‌وپاسخ در جشنواره فیلم ساندنس بود که با سؤال «به خدا اعتقاد دارید؟» آغاز شد؛ و این سؤالی است که به نظرم ما در فیلم مطرح کرده‌ایم. در واقع غیرمنتظره‌ترین واکنش‌ها آن‌هایی بودند که بسیار متفکرانه مطرح می‌شدند چون اغلب با سؤال‌ها و برخوردهای مشابه و تکراری روبه‌رو هستیم و مثلاً این‌که «چه‌طور به ایده‌ی چنین فیلمی رسیدید؟»؛ یا همان سؤال‌های کلی که بلافاصله به ذهن عموم تماشاگران می‌رسد و بدون این‌که بخواهند خودشان درباره آن‌ها فکر کنند، به سراغ شما می‌آیند تا جوابی بگیرند.

شینرت: واکنش‌های احساسی جالبی را هم دیدیم؛ مثل بعضی که هنگام صحبت کردن درباره فیلم، ناگهان به گریه می‌افتادند…

کوان: …که خیلی عجیب و غریب بود.

به نظر شما چرا این آدم‌ها دستخوش چنین احساساتی می‌شدند؟ نمی‌خواهم احساس و فکر آن‌ها را تعبیر کنم اما آیا آدم‌های تنها، خجالتی یا دارای پیوندهای دوستانه‌ی قوی، ارتباط خاص‌تری با فیلم برقرار می‌کنند؟

کوان: مجموعه‌ای از تمام این‌هاست؛ و در اصل به خود فرد بستگی دارد.

شینرت: بله، آدم‌های زیادی هستند که احساس می‌کنند فیلم با تنهایی آن‌ها رابطه‌ی مستقیمی دارد.

کوان: یا غرابت و بیگانگی‌شان. خیلی از کسانی که پیش ما آمدند آشکارا متفاوت از عموم تماشاگران بودند و این واقعاً فوق‌العاده بود که می‌دیدیم انگار این فیلم حسابی آن‌ها را در آغوش خود کشیده است.

شینرت: فکر می‌کنم فیلم درباره سهیم شدن این احساسات با دیگری است. از برخی جهات انگار آن‌ها را دعوت می‌کند تا خودشان را به ما نشان بدهند.

بزرگ‌ترین ترس ما این بود که ساختار دیوانه‌وار فیلم در نهایت به فیلمی معمولی و قراردادی ختم شود چون بیش‌تر زمان‌مان را به تلاش در این باره گذراندیم که محتوای ناخوشایند فیلم را دلپذیر و خوشایند کنیم

دارید از غرابت، پذیرش و متفاوت بودن صحبت می‌کنید، آیا با همین ایده‌ی تماتیک سراغ فیلم و سبک آن رفتید؟ و با خود گفتید که اگر می‌خواهیم فیلمی درباره متفاوت بودن بسازیم، باید فیلمی باشد که از نظر لحن و ساختار هم متفاوت به نظر برسد؟

شینرت: نه، واقعاً. آغاز روند تولید فیلم، مثل پریدن حماسی از نوک یک صخره بود. ما حسابی از ساختار دیوانه‌وار فیلم هیجان‌زده بودیم و ساختن فیلم حکم یک چالش را برای‌مان پیدا کرده بود. بزرگ‌ترین ترس ما این بود که ساختار دیوانه‌وار فیلم در نهایت به فیلمی معمولی و قراردادی ختم شود چون بیش‌تر زمان‌مان را به تلاش در این باره گذراندیم که محتوای ناخوشایند فیلم را دلپذیر و خوشایند کنیم.

کوان: می‌دانیم که لحن و اجرا از جمله مواردی هستند که به طور طبیعی از دل داستان برمی‌آیند. ما هر وقت تلاش کردیم این فیلم را در چارچوب ژانری بگنجانیم، خودش را از قیدوبندهای آن رهانید. انگار این فیلم می‌خواست هم‌زمان چیزهای متفاوتی باشد. به عنوان مهم‌ترین نمونه باید به رابطه‌ی هَنک و مَنی اشاره کنیم که تنهایی یکدیگر را پر می‌کنند و رابطه‌ای بین‌شان شکل می‌گیرد. رابطه‌ی عاطفی آن‌ها در پس ذهن ما وجود داشت اما واقعاً نمی‌خواستیم فیلم‌مان بیش از این عجیب‌وغریب شود. برای همین آن‌ها دو دوست صمیمی باقی ماندند تا ما یک کمدی رفاقتی داشته باشیم درباره دو غریبه‌ای که واقعاً حرف و دنیای یکدیگر را می‌فهمند. در واقع دو نسخه مانده به نسخه‌ی نهایی بود که تصمیم گرفتیم رابطه‌ی این دو به خاطر احتیاج‌شان به یکدیگر است و نباید برچسبی به آن بزنیم. همین رویکرد را در مواجهه با همه‌ی اجزای فیلم در پیش گرفتیم و همه چیز را کمی خاکستری ترسیم کردیم تا تماشاگران بتوانند راه‌های جدیدی را برای تعریف دوباره آن‌ها برای خودشان بیابند.

مرد همه‌کاره

این از آن فیلم‌هایی است که نیازی به توضیح منطقی ندارند. به عبارت دیگر، اگر تلاش کنید بیش از حد آن را توضیح دهید و همه چیز را تعبیر کنید، جواب نخواهد داد. موسیقی در چه مرحله‌ای از فیلم، چنین نقش اساسی پیدا کرد؟ وقتی به ساختار متفاوت فیلم اشاره کردم، این یکی از مواردی بود که به ذهنم خطور کرد.

شینرت: از همان اولین مراحل بود؛ حتی فکر می‌کنم پیش از این‌که نگارش نخستین نسخه‌ی فیلم‌نامه را شروع کنیم. اولین نسخه خیلی غریب‌تر از این حرف‌ها بود. در واقع هنک خودش راوی بود و آشکارا عروسک‌گردان منی بود. از همان ابتدا می‌دانستیم که آن‌چه ما را به وجد می‌آورد این است که هنک به‌نوعی زندگی‌اش را مثل یک فیلم می‌دید. من فکر نمی‌کنم ما منحصربه‌فرد هستیم چون فیلم‌سازیم. همه‌ی ما تلویزیون و فیلم می‌بینیم و خودمان را در فیلم‌های‌مان تصور می‌کنیم.

به‌خصوص در این دوره و زمانه. چه‌طور پای ارکستر منچستر به این پروژه باز شد؟

کوان: آن‌ها خیلی دیرتر وارد پروژه شدند. موسیقی واقعاً برای روند کارمان مهم بود چون ما از دنیای ویدئوموسیقی‌ها آمده‌ایم. ما فهرست بلندبالایی از ارجاع‌ها را در طول سه یا چهار سال جمع‌آوری کرده بودیم که در زمان نگارش فیلم‌نامه، دائم از آن‌ها استفاده می‌کردیم. با این حال در زمان نوشتن هم موسیقی‌های تازه‌ای را گوش می‌کردیم. اما واقعاً نمی‌دانستیم که باید به سراغ چه آهنگ‌سازی برویم. بیش‌تر مصالح ما خیلی شنیدنی و زیبا هستند اما از سوی دیگر، درهم‌وبرهم و آشفته، و گاهی به‌نوعی احمقانه هم به نظر می‌رسند. شعرها هم به‌روشنی بی‌معنی بودند اما در عین حال سادگی و زیبایی‌ای هم در آن‌ها وجود داشت.

شینرت: دست‌آخر هم تصمیم گرفتیم کار را در دو بخش انجام دهیم: یکی را برای نوشتن ترانه‌ها انتخاب کنیم و فرد دیگری را برای تصنیف موسیقی. پس از آن به سراغ اندی هال رفتیم چون به‌خصوص شیفته‌ی کارهای تک‌نفره‌اش بودیم یا اجراهای آرام‌تر ارکستر منچستر. اما تمام درخواست ما از او این بود که ملودی‌هایی را برای‌مان بفرستد چون حتی نتوانستیم رقمی را به او پیشنهاد کنیم: «ما سرمایه‌گذار نداریم ولی گفتیم شاید در این بخت‌آزمایی با ما شریک شوی؟» فیلم‌نامه را برای او فرستادیم که دوستش داشت و فردای آن روز قطعه‌ای را برای ما فرستاد که الان می‌توانید روی عنوان‌بندی فیلم بشنوید.