هنر و تجربه- کامبیز حضرتی:نشست نقدو بررسی فیلم‌ «سینما نیمکت»ساخته محمد رحمانیان روز یکشنبه یکم اسفندماه در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد. در این نشست محمد رحمانیان و مازیار فکری ارشاد منتقد سینما حضور داشتند.

مازیار فکری‌ارشاد نشست را با تشکر از حاضران و پوزش بابت تاخیر در برگزاری جلسه  آغاز کرد: «محمد رحمانیان تجربه مفصلی در تئاتر و دستی هم در سینما دارد. «سینما نیمکت» فیلمی در ستایش از سینما است. من فکر می‌کنم سینمای هر کشوری به «سینما پارادیزو»ی خودش نیاز دارد. در سینمای ما و در سینمای جهان خیلی‌ها به ذات سینما ادای دین کرده‌اند. «سینما نیمکت»نیز ادای دین رحمانیان به سینما با ارجاعات فراوان تاریخ سینما است.»

او با اشاره به سال‌های دهه ۶۰ و ممنوعیت ویدئو که موضوع فیلم محمد رحمانیان است عنوان کرد: « همسن و سال‌های من ماجرایی را که در فیلم نشان داده می‌شود را از نزدیک لمس کرده‌اند. ما با فیلم‌های بتاماکس و وی اچ اس عاشق سینما شدیم. در دهه ۶۰ ما ابتدا در مجله فیلم درباره فیلم‌ها می‌خواندیم و بعد از آن فیلم‌ها را می‌دیدیم. کاری که تصور آن برای نسل امروز حتی تعجب‌برانگیز است.»

این منتقد فیلم «سینما نیمکت» را فیلمی غیررئالیستی دانست: «سال گذشته و در جشنواره فیلم فجر سوتفاهمی درباره این فیلم بوجود آمد و بعضی آن را فیلمی با بازی‌های تئاتری دانستند که البته درست نیست. بهرام بیضایی از گفتن جمله بازی‌های فیلم تئاتری است عصبانی می‌شد. با این وجود به اعتقاد من نباید این فیلم را رئالیستی دید چون منطق آن مانند ذات سینما رویابرانگیز است.»

او اضافه کرد: «تماشای «سینما نیمکت»با منطق رئالیستی زاویه دید درستی به فیلم نیست. این فیلم منطق خودش را بنا می‌کند و جهان خودش را می‌سازد. حتی برخی از اتفاقات فیلم کارتونی است و لوکیشن‌های آن شبیه فیلم‌های رئالیستی ایرانی نیست. دیالوگ‌ها، نوع روابط علی و معلولی، دارودسته رئیس و شمایل رئیس کدهایی غیررئالیستی هستند.»

فکری‌ارشاد با اشاره به ارجاعات  فیلم به تاریخ سینما بیان کرد: «در این فیلم ارجاعاتی به تاریخ سینما وجود دارد که اهالی سینما آن را می‌شناسند. در کنار آن  به سوتفاهم‌های که درباره سینما در کشور وجود دارد پرداخته می‌شود. هستند کسانی که تا به امروز فکر می‌کنند سینما نباید وجود داشته باشد. امروز با فیلمی کوتاه شده نسبت به نسخه ۱۴۰ دقیقه‌ای اولیه آن روبه‌رو هستیم که پرداخت بهتری دارد و این کار به خواست خود کارگردان انجام شده است. »

رحمانیان

در ادامه این نشست نوبت به محمد رحمانیان رسید. او با عذرخواهی از تاخیرش برای حضور در این نشست عنوان کرد: «امروز اولین جلسه کلاس من در دانشگاه هنر بود و باید در آن جا حضور پیدا می‌کردم. متاسفانه بعد از کلاس در ترافیک گیر کردم و البته این عذر خوشایندی نیست.»

او با اشاره به سوژه فیلم و پرداختن به موضوع سینما توضیح داد: «برای من بسیار مهم بود که درباره یک مقطع تاریخی در سینمای ایران حرف بزنم. بین سال‌های ۶۲ تا ۷۱ بر اساس قوانین مصوب مجلس و دولت هرگونه استفاده شخصی از ویدئو غیرمجاز اعلام شد و استفاده از آن مستوجب عقوبت اعلام شد. این قانون در ۱۰ دی ماه سال ۷۱ برداشته شد. متاسفانه اولین برخورد ما با هر چیز تازه‌ای ممنوع  دانستن آن است.»

او ادامه داد: «در این دوران سینما با فیلم‌های بدکیفیت بتاماکس و وی اچ اس به خانه‌ها انتقال پیدا کرد و حلقه واسط سینما و مخاطب ایرانی بود. در این زمان مجله فیلمی وجود داشت که سینما را به مردم معرفی می‌کرد. یادم هست که این مجله فیلم «سکوت بره‌ها» را به جامعه معرفی کرد و فیلم در ایران کالت شد و فیلم‌هایی شبیه آن در ایران ساخته شدند.»

این کارگردان با اشاره به سنت نقالی و گوسانی در تاریخ نمایش ایران بیان کرد: «شخصا یک شاگرد مکانیک را می‌شناسم که تمام درآمدش را بلیت سینما می‌خرید و تمام زیرو بالای فیلم‌ها را با دهن خودش تقلید می‌کرد. حتی جعفر سیمایی کارگردان «آن‌ها هیچکس را دوست ندارند» کل فیلمش را با تقلید صدا برای من تعریف کرد. من به مرور متوجه شدم گویا این موضوع ژانری است که ریشه در سنت‌های شفاهی ما دارد.»

او افزود: «قبل از نقالی ما سنت گوسانی را داشته‌ایم. گوسان‌ها نوازندگان و شاعران دوره‌گردی بودند که با سرودهای خودشان داستان‌های ملی و مردمی را به گوش دیگران می‌رساندند. این سنت به مرور به برخوانی و نقالی تبدیل شد. حتی در ایام ماه رمضان سنت آیین سخنوری پدید آمد. من نیمه گمشده گوسان‌ها را در مرد نوازنده فیلم به تصویر کشیدم.»

رحمانیان با اشاره به سنت‌های مردمی و نمایشی توضیح داد: «در یونان باستان آیین‌های دیونیزوسی و سرودهای دیترامپ کار گوسان‌های ما را انجام می‌دادند. همسرایان درباره دیونیزوس سرودهایی می‌خواندند که البته همه مونولوگ بود. بعدها و با کمک تسپیس این تک‌گویی‌ها به دیالوگ تبدیل شد.»

او سینما و تئاتر را مکمل همدیگر دانست: «در روزگار ما تئاترها بلک باکس و کارگاهی شده است و دیگر بازی های درشت و زیاد از حد در آن‌ها دیده نمی‌شود. ارجاعات سینمایی بسیاری از دل تئاتر آمده‌اند. این موضوع نه خوب است و نه بد بلکه یک ویژگی مشترک این دو هنر همسان است.»

این کارگردان ادامه داد: «نور موضعی توسط گرک ابداع شد و در سینما کلوزآپ از دل آن بیرون آمد. ابداعات اروین پیسکاتور و برتولت برشت از سینما به تئاتر و برعکس انتقال پیدا کردند. حتی تکنیک فیکس فرم از دل نمایش ایرانی و رقص مجسمانه آمده است. علی حاتمی به بهترین حالت در تیتراژ «حسن کچل» از آن استفاده کرده است.»

او درباره تئاتری بودن بازی‌ها در فیلم «سینما نیمکت»توضیح داد: «من در این قیلم به تئاتر دوبعدی فکر می‌کردم اما سعی کردم حد وسط بین سینما و تئاتر را رعایت کنم و گویا در انجام این کار موفق نبوده‌ام. اگر بگویید بازی‌های فیلم تئاتری است من مخالفتی با شما نخواهم کرد.»

رحمانیان وجود ممیزی‌ها در سینما را مخل آفرینش هنری دانست: «در دهه ۶۰ فیلم «داستان سیاوش» از شوروی در ایران پخش شد که صحنه‌های برهنگی در آن وجود داشت. محمود قنبری از طرف وزارت ارشاد با صداگذاری و فیکس فرم فیلم را عوض کرده و آن را نمایش دادند و این کار را افتخار دوبله ایران دانستند. پیش از انقلاب تنها مورد رسمی چنین کاری فیلم «این فرار مرگبار» سم پکین‌پا است که در آن دزدها موفق به فرار می‌شوند اما به دلیل بدآموزی دوبلور در پایان فیلم می‌گفت دزدها گرفته شده و تحویل قانون داده شدند.»

او اضافه کرد: « بعد از انقلاب حتی در پوستر فیلم «راه دوم» تصویر پروانه معصومی برخلاف ناصر طهماسب باریگر مرد از نمای دور و با رنگ‌های خنثی نشان داده شد. در دوران جنگ زن‌‌ها از سینمای ایران حذف شدند اما این موضوع رفته رفته به عادت تبدیل شد. امروز با وجود اینترنت و تکنولوژی جدید خوشبختیم که کلاه سرمان نمی‌رود. به اعتقاد من این رفتار مدیریتی به شدت تحقیرآمیز است.»

او با اشاره به تهیه‌کنندگانی که در کار فیلم‌ساز دخالت می کردند بیان کرد: «علی اکبر عرفانی به بزرگ‌نیا کارگردان بزرگ سینما می‌گفت چرا پلان‌های آتیلا پسیانی در «کشتی آنجلیکا» کم است اما امروز به جای تهیه کننده‌های دخالت‌گر وزارت ارشاد این کار را انجام می‌دهد.»

او «سینما نیمکت»را کلاژی از فیلم‌های سینمایی دانست: «این فیلم درواقع کلاژی از فیلم‌های دیگر و ستایشی از فیلم «گاو» است. شخصیت موسرخه با بازی عزت‌الله رمضانی‌فر در «گاو» وجود داشت اما من با بهره گرفتن از داستان «عزاداران بیل» آن را مفصل‌تر کردم. غلامحسین ساعدی نویسنده‌ای بود که با ارجاع به باورهای عامیانه توانست پیش از گابریل گارسیا مارکز جهان خودش را خلق کند. من سعی کردم نگاه جامع‌تری داشته باشم و با این کلاژ به تاریخ سینما ادای دین کنم.»

رحمانیان درباره نسخه کارگردان و نسخه اکران شده فیلم توضیح داد: «نسخه ۱۴۰ دقیقه‌ای فیلم را برای نظر دادن به دوستانی مانند مسعود کیمیایی، هوشنگ گلمکانی و… نشان دادم. این کار هم به پیشنهاد تورج منصوری مدیر فیلمبرداری و تهیه کننده فیلم انجام شد. البته همین جا بگویم که وظیفه تورج منصوری در حد کارگردانی فیلم است. اما نسخه نمایش داده شده و ۹۸ دقیقه‌ای را تدوینگر خوب سینما حسن ایوبی انجام داد. ما در پخش عمومی جز در سانس آخر همین نسخه کوتاه شده را اکران کردیم.»