ماهنامه هنروتجربه- سیدرضا صائمی: «گاو زخمی» را باید یک درام روانی-اجتماعی دانست که در بستر روان‌شناسی اجتماعی قابل فهم و تاویل است. وقتی از روان‌شناسی اجتماعی حرف می‌زنیم، یعنی به دنبال دلایل اجتماعی می‌گردیم که بر رفتار، شخصیت، خلقیات و وجوه عاطفی احساسی انسان تاثیر گذاشته و آن را به اقتضای مثبت یا منفی بودن خود، دچار کنش و واکنش می‌کند. شخصیت اصلی فیلم پسر جوانی است که بعد از دو سال از نامزدی او با لیلا هر روز وضعیت شغلی و مالی او خراب‌تر شده و این موجب درگیری و اختلاف نظر او با نامزدش می‌شود، به‌طوری‌که درنهایت لیلا از این وضعیت خسته شده و در شک و تردید بین ماندن و رفتن ترجیح می‌دهد به این رابطه پایان دهد. این سویه فیلم اگرچه خیلی سهم عمده‌ای در بازنمایی معنایی قصه ندارد، اما به بازنمایی شخصیت اصلی قصه و شرایط روحی روانی او کمک می‌کند. خاصه سکانسی که آن‌ها در بالای ساختمان نیمه‌ساخته بر سر تمام یا ادامه دادن رابطه عاطفی‌شان جدال می‌کنند. در آن‌جا بخشی از شخصیت مرد قصه از طریق نقدی که نامزدش از رفتار و اخلاق او می‌کند، آشکار می‌شود و مخاطب می‌تواند به برخی از دلایل عصبی بودن و پرخاش‌گری‌های او پی ببرد. مثلا این‌که او پشتوانه خانوادگی ندارد، انسان تنهایی است، درون‌گرایی بالایی دارد و ضمنا فرد بسیار آرمان‌طلب و کمال‌گرایی است. از سوی دیگر او در این دو سال به‌تدریج به دلیل همین خصوصیات اخلاقی موقعیت‌های شغلی خود را مثل معاون یک شرکت و کارمند بانک بودن از دست داده و حالا یک کارگر ساده ساختمانی است؛ شغلی که به نظر می‌رسد او نه از سر ناچاری که گویی برای مبارزه با خود و کشمکشی که با خویشتن خویش دارد، برگزیده است.
درواقع مبنا و منطق روان‌شناختی «گاو زخمی» را می‌توان فرایند فروپاشی درونی یک انسان بر اثر ناکامی‌های اجتماعی و فردی دانست و آن را با نظریه ناکامی- پرخاش‌گری تبیین کرد. اما پیچیدگی‌های مرد قصه بیش از این است که بتوان درک موقعیت او را صرفا به این نظریات تقلیل داد. حتی به نظر می‌رسد که او دچار استیصال فردی و اضمحلال اجتماعی به شکل یک فرایند طبیعی نشده و این وضعیت را انتخاب کرده است. گویی نوعی خودآگاهی پشت کنش‌مندی‌های او وجود دارد که می‌توان این‌گونه تعریفش کرد که او در مقابل خودشکوفایی یا شکست و ناکامی در مسیر خودشکوفایی، خودویران‌گری را برگزیده است! او به واسطه عدم تسلط بر نابسامانی‌ها و ناملایمات جبری زندگی، آگاهانه تن به این خودویران‌گری داده است. اگرچه درنهایت از این انتخاب راضی نیست.
«گاو زخمی» دارای یک رویکرد عمیق روان‌کاوانه به قهرمان قصه خود است که می‌تواند شرایط بغرنج بسیاری از نسل جوان تحصیل‌کرده به بن‌بست رسیده و سرخورده را بازنمایی کند. نسلی که به واسطه ناکامی و سرخوردگی‌های جبری که خارج از اراده فردی و برساخته وضعیت خشن و بی‌رحم جامعه است، به‌تدریج دچار استیصال روانی شده و قدرت تصمیم‌گیری خود را از دست می‌دهند. فشار نظام اجتماعی در قضاوت آن‌ها از یک سو، آرمان‌گرایی و کمال‌طلبی اتوپیایی خودشان از سوی دیگر و نیازهای فردی و اجتماعی که بالفطره در وجودشان نهفته و مدام ناکامی را تجربه می‌کند، از هر سو فشار می‌آورد و آدمی را به گاوی زخمی بدل می‌کند. دردها را می‌توان درمان کرد و حتی تحمل، اما زخم‌ها به‌سادگی ترمیم نمی‌شود و با مسکن‌های موقتی نمی‌توان بر آن مرهم گذاشت. جای زخم تا مدت‌ها می‌ماند و وای به حال این‌که مدام بر این زخم نمک پاشیده شود. بسیاری از حرف‌های لیلا نمک پاشیدن بر زخم نامزدش بود که از نامردی روزگار شکسته است.
«گاو زخمی» در یک ساختمان نیمه‌کاره و زمخت و سیمانی روایت می‌شود که بین ساخته شدن و نیمه‌کاره بودن رها شده و این نمادی از شخصیت اصلی قصه است که در یک بلاتکلیفی مدام، نیمه ناتمامش تمام نمی‌شود. ساختمان‌های نیمه‌کاره، عشق‌های نصف و نیمه و رویاهای ناتمام در این شهر کم نیست! آن را می‌توان در خشونت و عصبیت شهر بازشناسی کرد.

پی دی اف ماهنامه هنروتجربه