هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم «گاو زخمی» به کارگردانی سعید دولتخانی یکشنبه ۱۵ اسفندماه در پردیس چارسو برگزار شد. در این نشست سعید دولتخانی، آرش مهاجر بازیگر و رضا صائمی منتقد سینما حضور داشتند.

رضا صائمی نشست را با صحبت درباره فعالیت‌های سینمایی سعید دولتخانی آغاز کرد: «فیلم «گاو زخمی» اولین ساخته فیلم‌سازش محسوب می‌شود. قانون نانوشته‌ای بین منتقدان وجود دارد که فیلم اول را با اغماض نگاه می‌کنند. هرچند که دولتخانی در مقام فیلم‌نامه‌نویس فعالیت‌های خوبی داشته و فیلم‌نامه‌های «گناه من»، «دنیای پرامید»، «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» و «قرنطینه» از جمله کارهای اوست.»

او اضافه کرد: «معمولا ساخته شدن فیلم اول ارتباط مستقیمی با دغدغه‌های زیسته کارگردان دارد و فیلمی دلی محسوب می‌شود. فیلم «گاو زخمی» از لحاظ قصه و ساختار درعین بیرونی بودن به حس و حال درونی کاراکترهایش توجه دارد. این موضوع نشان می‌دهد که تمایل کارگردان به ارائه تجربه زیسته او را به ساخت چنین فیلمی متقاعد کرده‌است.»

او با اشاره به این‌که فیلم «گاو زخمی» فیلمی با موضوع خشم نهادینه شده‌است، بیان کرد:«در نقدی که بر این فیلم نوشتم تیتر «خود ویرانگری در بلاتکلیفی» را انتخاب کردم. کارکتر یحیی درعین حال که یک شخصیت داستانی است، نماد جوان‌های شبیه به خود است که دچار سرخوردگی هستند. اسم فیلم نیز تاکید زیادی بر این عصبانیت دارد. در روان‌شناسی، افسردگی را خشونتی علیه خود یا دیگران تعریف می‌کنند. ما وقتی افسرده می‌شویم یا یقه خودمان را می‌گیریم یا یقه دیگران را. کارکتر یحیی هر دو ویژگی را دارد هم پرخاشگر است و هم افسرده. چهره آرش مهاجر در نقش یحیی معصومیتی دارد که آدم باور نمی‌کند، خیلی عصبی باشد. در واقع یحیی به مرور دچار عصبیت درونی شده و عصبانی نیست. عصبانیت یک اتفاق لحظه‌ای است که با عصبیت تفاوت دارد.»

این منتقد ضمن اشاره به نظریه ناکامی و پرخاشگری در روان‌شناسی اشاره داشت: «در سینمای ایران درباره عشق‌های نامتعارف، خیانت و… فیلم‌های مختلفی ساخته شده است اما ما کمتر به سراغ سوژه خشم نهادینه شده در فرد رفته‌ایم و از این حیث فیلم «گاو زخمی» یک استثنا است. بر اثر فرآیند اجتماعی این جامعه یحیی به ما تحویل داده‌شده‌است. او انسانی است که در مسیر زندگی با ناکامی مواجه شده و این سرخوردگی محرک طغیان او می‌شود.»

و با انتقاد از تعداد نریشین‌های فیلم عنوان کرد: «نریشن باعث ارتباط حسی و عاطفی بین مخاطب و کارکتر می‌شود. در فیلم «گاو زخمی» اما از گفتار روی فیلم زیاد استفاده شد و جا داشت که موقعیت‌ها به جای بیان شدن، دراماتیزه می‌شد. علاوه بر این فیلم پایان خوشی را در چند سال بعد نشان می‌دهد که گویا همه چیز ناگهان خوب و خوش شده‌است. ای کاش فیلم در همان جایی که تلفن زنگ می‌زد و با همان تلخی تمام می‌شد چرا که تاثیر بیشتری داشت.»

در ادامه این نشست نوبت به سعید دولتخانی رسید. او درباره ایده اولیه فیلم «گاو زخمی» بیان کرد: «عید سال ۹۲ در حال پیاده‌روی بودم و در یک ساختمان نیمه‌کاره به یک کارگر تنهایی برخورد کردم که مشغول آواز خواندن بود. احساس کردم این فرد حال و هوای غریبی دارد. ساختمان طوری بود که می‌توانستم به او نزدیک‌تر شوم. او در آن شرایط خیلی جدی کار می‌کرد و انگار داشت وظیفه‌ای را به انجام می‌رساند. بعد از آن این فضا از ذهنم بیرون نرفت. ۲۰ روز بعد این شخصیت چارچوبی و قصه‌ای را حول و حوش خود داشت. در واقع من از شخصیت به قصه رسیدم.»

دولتخانی درباره ورودش به دنیای فیلم‌سازی توضیح داد: «هر کارگردانی به دنبال ساخت فیلم شخصی خودش است و بخش‌هایی از وجودش را در فیلم جا می‌گذارد. من برای آنکه سعی داشتم فیلم شخصی خودم را بسازم ورودم به عرصه فیلم‌سازی طول کشید. من عاشق سینمای رومن پولانسکی هستم اما دلم می‌خواست در فیلم‌هایم شبیه خودم باشم. قبل از این من فیلم‌نامه‌نویس قابل قبولی بودم که تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌هایی که با آن‌ها کار کردم از از این همکاری راضی بودند.»

او ادامه داد:« با ساختن «گاو زخمی» به زندگی برگشتم. با خودم شرط بستم اگر این فیلم را نسازم نباید زنده بمانم. من درباره این‌که این کارگر چرا تنها است؟ چرا نسبت به کارگرهای دیگر خوشتیپ است؟ از خودم سوالاتی کردم. انتخاب آرش مهاجر هم به این دلیل بود که وقتی بین کارگرها قرار می‌گیرد، یک جلوه دیگری داشته باشد.»

فیلم‌نامه‌نویس«دنیای پرامید» درباره تفاوت نسلی و اجتماعی در کشور اشاره داشت: «دهه ۹۰ با دهه ۸۰ متفاوت است و همین طور هر دهه‌ای با دهه پیش از خودش اما در دهه ۶۰ با وجود جنگ و نبود آزادی حال همه خوب بود و ما به همدیگر کمک می‌کردیم. دهه ۹۰ برای من عین تراژدی است. احساس می‌کردم در تهران غریبه هستم و مشکلات فراوانی دارم که به شخص من مربوط نیست بلکه آدم‌ها عوض شده و پرتوقع شده‌اند. کاری به سیستم و حاکمیت ندارم گویا ما خودمان نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم آدم‌های بهتری باشیم. چکیده این احساس در کاراکتر یحیی متجلی شده است.»

این کارگردان درباره انتخاب بازیگر کارکتر یحیی هم گفت: «در یک دفتر سینمایی با آرش مهاجر آشنا شدم و احساس کردم او بازیگر خوبی است که دیگران قدرش را نمی‌دانند. احساس کردم او بخشی از من است در زمانی که کسی او را جدی نمی‌گرفت. او بازیگر همراه و خوبی بود که شاید اگر به او اعتماد شده بود، زودتر در سینما موفق می‌شد. در سینما همه ما سدشکن هستیم و هیچکس مانع دیگری نیست. خیلی‌ها احساس می‌کنند اگر به ما کمک نکنند ما از تلاش‌مان دست برداشته و کنار می‌کشیم.»

نقدوبررسی گاوزخمی -چارسو

او اضافه کرد: «برای ساخت «گاو زخمی» با تهیه‌کننده‌های زیادی صحبت کردم اما آن را قبول نکردند. حتی کسی درباره فیلمی که قرار بود با بودجه کم تولید شود به من گفت: من چرا باید عامل و سکوی پرتاب تو شوم؟ با امیر سید‌زاده قبلا آشنایی مختصری داشتم.او وقتی فیلم‌نامه را خواند اصلا از من نپرسید قبلا فیلم ساختی یا نه و کاملا حرفه‌ای با من رفتار کرد آزادم گذاشت. به همین دلیل اگر روزی در این سینما موفقیتی کسب کنم، کاملا مدیون سیدزاده هستم. امیدوارم سازمان سینمایی با این تهیه‌کننده مهربان باشد. حداقل اگر با او مهربان نیستند، در کارش سنگ‌اندازی نکنند.»

دولتخانی درباره تولید و پیش‌تولید «گاو زخمی» گفت:«در این فیلم همه چیز به سرعت پیش رفت. ما دو هفته پیش تولید داشتیم و ۲۳ جلسه فیلم‌برداری. امیر سیدزاده یک ساختمان نیمه‌کاره پیشنهاد کرد که وقتی آن را دیدم انگار همانی بود که می‌خواستم. با تغییرات مختصری در آنجا کارمان را شروع کردیم. اتفاقات برای ساختن این فیلم خیلی ساده پیش می‌رفت و «گاو زخمی» ساده‌ترین کاری است که در عمرم انجام دادم. انگار خدا موافق ساخت این فیلم بود و همه بازیگران و انتظاراتم مهیا شد.»

و درباره ارتباط این فیلم با «گاو خشمگین» اسکورسیزی عنوان کرد:«من این فیلم اسکوسیزی را دوست دارم اما فیلم من همان‌طور که درجایی گفته شده بازسازی فیلمی نیست که کارگردانش به بهترین شکل آن را ساخته است. من مشکلی با نقد منفی ندارم اما وقتی قرار است نکته‌ای را در نقد درباره مقایسه بین دو فیلم عنوان کنیم، باید هر دو فیلم را با دقت دیده باشیم. وقتی« گاو زخمی» را ببینیم متوجه می‌شویم که هیچ ارتباطی با «گاو خشمگین»، «گاوخونی» و «گاو» ندارد. من این فیلم را به این دلیل که شبیه هیچ فیلمی نیست، ساختم. به نظر من فیلم‌ساز اگر درباره فیلمش صحبت نکند، به فیلمش کمک کرده است. خود فیلم باید موقعیت گفت‌وگو ایجاد کند و این کار به نفع مخاطب است.»

او ضمن انتقاد از سینمای رایج روشنفکری بیان کرد: «فیلم روشنفکری یعنی پایان باز، خیانت، دروغ، قضاوت و همین موضوع باعث شده که در سینمای ایران قهرمان نداشته باشیم. سینمای خوب اصغر فرهادی کدهای غلطی به بقیه می‌دهد. اگر فیلم او موسیقی ندارد و جایزه گرفته دیگران هم از موسیقی استفاده نمی‌کنند. درحالی که «پدر خوانده» یا سینمای کیشلوفسکی روی موسیقی می‌چرخد. من دغدغه روشنفکری ندارم و خیلی دوست دارم فیلم جاسوسی معمایی و… بسازم. قهرمان از سینمایی می‌آید که قطب منفی و مثبت خوب داشته باشیم.»

در ادامه این نشست آرش مهاجر درباره همکاری‌اش در فیلم «گاو زخمی» توضیح داد: « کارکتر یحیی در فیلم با شخصیت خود من کاملا تفاوت دارد و من برخلاف او عصبانی نیستم. سعید دولتخانی در ایفای این نقش بسیار کمکم کرد. اگر راهنمایی‌های او نبود قطعا بازی من بسیار ضعف می‌داشت چون تجربه کافی نداشتم. با این وجود به نظرم تاحدی این کار خوب از آب درآمد.»

این بازیگر ادامه داد: «یحیی کارکتری افسرده است و این حالت چندجور در فیلم نمود دارد. دو قطبی بودن، خودآزاری و نریشن‌ها نشان دهنده شیزوفرنی خفیف کاراکتر اوست. به نظرم نریشن‌های فیلم خوب است و برگرفته از دل شخصیت یحیی است.»•

عکس: یاسمن ظهورطلب