هنروتجربه-قاسم فتحی: جلسه نقد و برررسی فیلم«سینما نیمکت» عصر روز شنبه ۲۱اسفند ۹۵ با حضور محمد رحمانیان(کارگردان) در سالن شماره چهار سینما هویزه مشهد برگزار شد. حضور همزمان دانشجویان سینما و فعالان تئاتر شهر در این جلسه و طرح سوالاتی درباره پیشینیه تئاتری رحمانیان از نقاط قوت این جلسه بود.

خودم را لوس کردم ولی خب چاره‌ای نبود!
رحمانیان در ابتدا درباره این‌که چرا سراغ کارگردانی چنین فیلمی رفته‌است و دغدغه‌اش از ساخت «سینما نیمکت»، صحبت کرد:« فیلم را درباره یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ سینمای بعد انقلاب را ساختم. موقعی که شاید یادآوری خاطراتش الان برای شما جوان‌ها خنده‌دار به نظر می‌رسد ولی واقعی بود و همه هم‌نسلان من آن را لمس کرده‌اند.  بین سال‌های ۶۲ تا ۷۱ بر اساس قوانین مصوب هرگونه استفاده شخصی از ویدئو غیرمجاز اعلام شد و استفاده از آن مستوجب عقوبت بود. یکی از دوستان من که نمایش‌نامه‌نویس بود به خاطر این‌که ویدئو یکی از فیلم‌ها را در خیابان از او گرفتند، شلاق خورد و کل سرنوشت زندگیش تغییر پیدا کرد. این قانون در دی ماه سال ۷۱ برداشته شد با این حال فکر می‌کنم تاثیراتش را هنوز می‌توانیم در سطح جامعه ببینیم.» او در ادامه افزود: «نشانه‌های روشنی در فیلم وجود دارد که نشانگر علاقه‌ام به سینمای اروپا است. در تمام طول فیلم هم ارجاعاتی به فیلم‌هایی که دوست‌شان دارم،دیده می‌شود.»

این کارگردان در پاسخ به سوال یکی از تماشاگران که چرا فیلم شما در گروه سینمایی هنروتجربه اکران شد و آیا خودتان«سینما نیمکت» را هنری می‌دانید یا تجربی، پاسخ داد: «این فیلم نه هنری است و نه تجربی. این‌که جلوی اکران طبیعی فیلم را گرفتند هم با توطئه ارشاد انجام شد. تنها کسی که اجازه داد فیلم‌مان اکران شود، آقای علم‌الهدی بود؛ البته من داشتم خودم را لوس می‌کردم چون اگر اینجا اکران نمی‌شد، معلوم نبود چه بلایی سرش می‌آمد و اصلا آیا اجازه اکران می‌دادند یا نه.در واقع من هیچ تجربه جدیدی را وارد این فیلم نکردم که بخواهم بگویم این فیلم کاملا تجربی است؛ اتفاقا من داشتم تجربیات دیگران را نشان می‌دادم. با این حال خوبی اکران در گروه هنروتجربه این بود که من باگروه‌های مختلفی از مردم در شهرهای مختلف گپ و گفت کردم.»

رحمانیان هم‌چنین درباره نام فیلم توضیح داد: «استادمان ابراهیم مکی مجموعه‌ نمایش‌نامه‌هایی دارد که اسم یکی از آن‌ها اسمش نیمکت است. او می‌گفت برای اینکه درام را ایجاد کنی حتی یک نیمکت هم کافی است و می‌توانی همه اتفاق‌هایی که قرار است در لوکشین‌های مختلف بیافتد را روی همین نیمکت نشان دهی. به نظرم آمد من هم می‌توانم سینمایی را که فقط در یک نیمکت ارائه می‌شود را نشان دهم و باقی چیزها در تخیل تماشاگران بگذرد.»

مجاز نیستم این همه فشار به بازیگر بیاوریم؛ ولی من فشار آوردم!
او در بخش دیگری از این نشست به  دیگر اتفاقات سینمایی دهه ۶۰ اشاره کرد:«دراین فیلم به مسائل یک دوره تاریخ سینمای ایران اشاره می‌کنم که یکی از آن‌ها حذف زن است.در آن سال‌ها  هم خانم‌ها چه در پوستر فیلم‌ها و چه در خود فیلم، باید در نمای دوردست قرار می‌گرفتند یا اصلا با شاخصه‌های متفاوت باید تصویر آن‌ها را نشان می‌داد. مساله بعدی عوض کردن فیلم‌ها با دوبله و تغییر پایان‌بندی آن‌ها بود. آن‌ها تمام روابط را در فیلم تغییر می‌دادند؛ محمود قنبری از طرف وزارت ارشاد با صداگذاری و فیکس، فرم فیلم را عوض کرد؛ درواقع خودشان فیلم را از اول تدوین می‌کردند و و آن را نمایش می‌دادند و این کار را افتخار دوبله ایران می‌دانستند. قبل از انقلاب تنها مورد رسمی چنین کاری فیلم «این فرار مرگبار» سم پکین‌پا است که در آن دزدها موفق به فرار می‌شوند اما به دلیل بدآموزی، دوبلور در پایان فیلم می‌گفت دزدها گرفته شده و تحویل قانون داده شدند.خوشبختانه با آمدن اینترنت و ماهواره دیگر نمی‌توان با این حربه‌ها مردم را گول زد. انتخاب‌هایشان بیشتر شده و آگاهی‌های‌شان هم روز به روز در حال افزایش است. برای همین می‌گویم الان تلویزیون ورشکسته شده و مردم حق انتخاب‌های بیشتری دارند.»

بحث دیگری که در این نشست از سوی مخاطبان مطرح شد، پیرامون بازیگران فیلم و حد مجاز فشار کارگردان به آن‌ها بود. رحمانیان در پاسخ به این سوال که ظاهرا یکی از بازیگرها برای بازی در این فیلم چند کیلو وزن کم کرده بود،توضیح داد:«حق با شماست! ما مجاز نیستیم این همه فشار به بازیگر بیارویم. اما یکی از بازیگران ما بیست و یک وزن کم کرد که باز هم متاسفانه الان خیلی حال مساعدی ندارد. چون ما زیر نظر پزشک این کار را نکردیم.»

سینما نیمکت- مشهد

جوان‌ترها به من می‌گویند فیلم فانتزی ساخته‌ای
در ادامه این جلسه یکی از حاضرین درباره نقش کمرنگ مخاطب در این فیلم سوال کرد. رحمانیان با تایید کمرنگ بودن نقش مخاطب درباره دلیل آن گفت:«خطاب به آن دوست عزیز باید بگویم که بله حق با شماست؛ نقش تماشاگر از این هم کمتر بود. دوره‌ای که هر چیزی را که می‌گذاشتند جلویش، ناچار بود ببیند. اصلا کسی داخل آدم حسابش نمی‌کرد. دوره‌ای که فیلم چینی و کره‌ای همه چیز را قبضه کرده بودند. تو انتخابی غیر از این‌ها نداشتی. دوستان جوانم به من می‌گویند چرا فیلم فانتزی ساختی؛ این‌ها فانتزی نبود؛ من این‌ها را لمس کرده‌ام. می‌گویند آن دوره تمام شده ولی خب الان می‌بینیم که دوباره همان مدیران گذشته، به سینما بازگشته‌اند.»

او هم‌چنین درباره شخصیت رییس فیلم عنوان کرد:« رییس برای من نماد ممیزی نیست؛ نماد عده‌ای بود که فیلم‌ها را از روی پرده سینما می‌کشیدند پایین. قبل از انقلاب این اتفاقات برای فیلم «مغول‌ها» افتاد و بعد از انقلاب هم همان‌طور که می‌دانید این مساله پیچیده‌تر شد. این را هم بگویم که برای اولین بار بهرام بیضایی رابطه بین صاحبان قدرت و نویسندگان را مطرح کرد و درباره‌اش نوشت و فیلم ساخت. این فیلم یک کولاژ از سینمای جهان است و یک کولاژ از سینمای ایران. همین.»•