هنروتجربه- عاطفه محرابی: معمولا برای علاقه‌مندان سینما و حوزه خبر، آمار فروش هر ساله سینمای کشور و این‌که امسال چه فیلمی صدر گیشه را به خود اختصاص داده، جالب و قابل تحلیل است. با نگاهی گذری به آمار پر فروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران می‌توان به این نتیجه رسید که ژانر کمدی در غالب اوقات بالاترین تعداد مخاطب را به خود جذب کرده است. ژانری که بیش از دیگر ژانرها وجه سرگرم کنندگی در آن دیده می‌شود و شاید کمتر در آن نگاهی هنرمندانه وجود داشته باشد. این آمار نشان می‌دهد که سرگرم کنندگی، بخشی جدانشدنی از سینما است و هر نوع فیلمی، با هر محتوا و فرمی، باید به این مؤلفه توجه داشته باشد. البته سرگرم کنندگی سینما صرفا محدود به ژانر کمدی نیست. از طرفی با کمی درنگ در آثار پرفروش سینما متوجه خواهیم شد که «قصه‌گو بودن» نیز از دیگر عوامل استقبال مخاطب از فیلم‌ها بوده است و همواره مخاطب دوست دارد نظاره‌گر قصه‌ای پرکشش باشد.
از دیگر نکات جالبی که با نگاهی بر لیست فیلم‌های پرفروش سینمای پس از انقلاب متوجه آن خواهیم شد، این است که در طول هفت سال، فیلم‌هایی که به سینمای کودک اختصاص دارند، جزو پرفروش‌ترین‌های سینمای ایران بوده‌اند. در صورتی که متاسفانه در حال حاضر سینمای کودک جایگاه شایسته‌ای در سینمای ما ندارد و حتی کارگردان‌هایی که در ساخت این فیلم‌ها تبحر داشتند نیز – هم‌چون کامبوزیا پرتوی و محمدعلی طالبی- به‌خاطر بی‌توجهی‌های موجود به این نوع سینما، دیگر رغبتی به ساخت فیلم کودک ندارند.

اما امسال یعنی سال ۱۳۹۵ سینمای ایران تجربه دیگری را در زمینه فروش فیلم‌ها پشت سرگذاشت. اتفاقی که پیش از این هم در دهه‌های شصت و هفتاد هم شاهد آن بودیم. امسال فیلم‌هایی به فهرست پرفروش ها راه یافتند  که دارای فضایی متفاوت و نو بودند و با نشانه‌های سینمای پرفروش چند سال اخیر فاصله داشتند، فیلم‌هایی چون «فروشنده»، «ایستاده در غبار» و… در واقع از همان روزهایی که فیلم «فروشنده» راهی جشنواره کن شد و بعد هم جوایز دو رشته فیلم‌نامه و بازیگری را دریافت کرد، اقبال نسبی تماشاگران قابل پیش‌بینی بود. به‌خصوص هیجان و ذوق زدگی نسل جوان که در فضای مجازی بروز و ظهور داشت، به این پیش‌بینی قوت می‌بخشید. اما این میزان استقبال از این فیلم و رسیدن به فروش حدود ۱۶ میلیارد تومانی غافلگیرکننده بود. ماجرای فیلم«ایستاده در غبار» اما متفاوت از «فروشنده» است. این فیلم با توجه به مضمون و ساختارش مشخص بود که مورد توجه منتقدین و سینماگران قرار می‌گیرد اما اقبال تماشاگران از این فیلم اگرچه به پای «فروشنده» و حتی«لانتوری» نرسید اما بازهم برای فیلمی چون «ایستاده در غبار» دلگرم کننده بود. آن هم در سینمایی که طی چندسال اخیر بسیاری فروش فیلم‌های سخیف را فقط و فقط به ذائقه و ترجیح تماشاگران نسبت می‌دهند و نه نبود و کمبود فیلم‌های شایسته.از منظری دیگر شاید سوپراستارها نقش مهمی در استقبال مخاطب از فیلم‌ها ذاشته و دارند اما این مهم، تنها دلیل قابل استناد نیست. چنان که اگر بخواهیم فقط از همین سال ۱۳۹۵ مثال بیاوریم بودند فیلم‌هایی با حضور سوپراستارها و بازیگران مورد توجه تماشاگران که نتوانستند تضمینی برای فروش فیلم باشند.

در واقع از نکات قابل توجهی که سال ۹۵ را از همان ابتدا سالی متفاوت جلوه داد این بود که بعد از مدت‌ها نگاه مسئولان سینمایی و برگزیدگان جشنواره‌ها تا حدودی با نگاه و سلیقه مردم یکی شد و پنج فیلمی که از نگاه مخاطب به عنوان بهترین فیلم‌های جشنواره سی و چهارم فجر انتخاب شد، فیلم‌هایی بود که منتقدان هم نظر مساعدی روی آن‌ها داشتند. از طرفی انتخاب فیلم‌هایی چون «ایستاده در غبار» و «اژدها وارد می‌شود» که روایت و ساختار متعارف و معمول ندارند، در میان پنج فیلم برتر از نگاه تماشاگران، این نوید را می‌داد که سلیقه مخاطب عام سمت و سوی تازه‌ای گرفته است و شاید دیگر مثل گذشته صرف «سرگرم کننده بودن» دلیل کافی برای استقبال مخاطب از سینما نیست. امسال هم با وجود فیلم‌های کمدی در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر، فیلمی مثل «ماجرای نیمروز» که ساختاری تجربه‌گرا و متفاوت دارد موفق به کسب سیمرغ مردمی شد و عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص داد. مجموع همین نکات انگیزه اصلی برای نگارش این گزارش شد. برای همین به سراغ محمد مهدی عسگرپور و ایرج تقی‌پور رفتیم تا نظرشان را در مورد دلایل اقبال تماشاگران به فیلم‌هایی چون«فروشنده» جویا شویم.

محمدمهدی عسگرپور:وقتی رفتارهای مدیریتی در حوزه سینما را در دو سه ساله گذشته نگاه می‌کنم، احساسم این است که از این روند حرکت آن‌ها نمی‌شود تئوری استخراج کرد و این‌گونه نیست که استقبال مخاطب از سینما در سال گذشته برگرفته از یک برنامه‌ریزی مشخص بوده باشد

از رشد فرهنگی تماشاگران تا توجه به ارزش‌های «فروشنده»
همان‌طور که در مقدمه گزارش اشاره شد، در میان پرفروش‌های امسال، به جز فیلم‌های کمدی و پرزرق و برق که همیشه مورد توجه مخاطب عام در سینمای ایران هستند، فیلم‌هایی چون «فروشنده»، «ایستاده در غبار»، «لانتوری» و «ابد و یک روز» که فضای تجاری ندارند و غالبا روایتی متفاوت و تجربه‌گرا را دنبال می‌کنند نیز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

ایرج تقی‌پور از تهیه‌کنندگان سینمای ایران، عوامل متعددی را برای توجه مخاطبان به فیلم‌های تجربه‌گرا برشمرده و گرایش مخاطب عام به سینما در دو سال گذشته را بی‌دلیل نمی‌داند و در همین خصوص می‌گوید: « به طور قطع  گرایش مخاطب به فیلم‌های هنرمندانه و اینکه طی دو سال گذشته مخاطب صرفا به مقوله «سرگرم کننده بودن» توجه نداشته‌است، اتفاق ساده‌ای نیست و مطمئنا دلایلی پشت آن وجود دارد؛ اول این‌که در چند سال اخیر فیلم‌های کمدیِ چندانی در سینمای ما ساخته نشده و آن‌هایی هم که ساخته می‌شوند، به لحاظ کیفیت از سطح پایین‌تری به نسبت فیلم‌های مربوط به دیگر ژانرهای سینمایی برخوردار هستند. بنابراین جذاب و دیدنی نبوده و حتی گاهی اوقات در وجه سرگرم‌کنندگی نیز ضعیف عمل می‌کنند. یکی از دلایل اینکه فیلم‌های کمدی ما مثل گذشته مخاطب ندارند و نمی‌توانند جایگاه پرفروش‌ترین فیلم سال را از آن خود کنند، این است که این فیلم‌ها هم تعدادشان کمتر شده و هم کیفیت‌شان افت کرده است.»
تقی‌پور در ادامه بالا رفتن سطح دانش نسل جدید را جزو یکی دیگر از دلایل توجه به سینمای هنرمندانه دانسته و در این زمینه توضیح می‌دهد: «به دلیل توسعه اجتماعی که در کشور اتفاق افتاده است، مردم ما بیشتر از قبل به برنامه‌های فرهنگی علاقه نشان داده‌اند. به همین دلیل فیلم‌هایی که یک مقدار جدی‌تر هستند، بازار بهتری پیدا کرده‌اند. نشانه‌های این تغییر را در حوزه‌های دیگر هم می‌توان شاهد بود، یکی از دلایل این نوع تغییر این است که خانواده‌ها امروزه بیشتر از گذشته به آموزش فرزندان‌شان اهمیت می‌دهند و قبلا به این اندازه به آموزش عالی توجه نداشتند.»
این کارشناس سینما در ادامه به دیگر دلایل این مساله هم می‌پردازد: «اخیرا شنیدم حدود ۱۰۰ سالن تئاتر در تهران فعالیت می‌کند، گمان نمی‌کنم حتی در لندن و پاریس هم این تعداد سالن تئاتر وجود داشته باشد. فرهنگ تئاتر دیدن در میان مردم خیلی بیشتر از قبل جا افتاده است. در زمینه موسیقی و گالری‌های هنرهای تجسمی هم این تغییرات دیده می‌َشود. حتی حضور در کافی‌شاپ‌ها هم به نسبت گذشته خیلی بیشتر شده است و مردم در این محافل پیرامون مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی با هم صحبت می‌کنند. همه این موارد نشان می‌دهد که در کشور ما نوعی رشد فرهنگی صورت گرفته و علاقه مردم تفاوت پیدا کرده است. یکی از دلایلی که مخاطب به فیلم‌هایی که جنبه فرهنگی دارند تمایل پیدا کرده‌ است نیز می‌تواند همین باشد.»
تقی‌پور در این میان به سهم سینمای هنروتجربه در رشد فرهنگی مخاطبان هم اشاره می‌کند: «البته باید برای گروه هنروتجربه هم سهم کوچکی برای این تغییرات قائل باشیم. مجموع این عوامل دست به دست هم داده و باعث شده است فیلم‌هایی که صرفا سرگرم کننده هستند یکه‌تاز میدان نباشند و فیلم‌های جدی‌تر بتوانند جایگاه بهتری داشته باشند.»
این تهیه‌کننده سینما پیشرفت تکنولوژی را عامل دیگری برای آگاهی مخاطب می‌داند: «به‌خاطر پیشرفت تکنولوژی در دنیا، مخاطب به همه جا و همه چیز دسترسی دارد. سلیقه بصری مردم در این زمینه خیلی بالا رفته است و غالب افراد آنقدر با محصولات سمعی و بصری آشنا هستند و صبح تا شب با آن زندگی می‌کنند که هرچیزی را به راحتی نمی‌پسندند. چون از طریق کانال‌های تلویزیونی، شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای به راحتی می‌توانند به آثار روز جهان دسترسی پیدا کنند.»
ایرج تقی‌پور که تهیه‌کنندگی دو فیلم اصغر فرهادی «رقص در غبار» و «شهرزیبا» را برعهده داشته است، دلیل اصلی موفقیت «فروشنده» را کیفیت بالای آن دانسته و درخصوص دلیل موفقیت این اثر سینمایی می‌گوید: «به نظر من سطح بالای فیلم «فروشنده» به لحاظ بصری و سینمایی باعث شده است که این فیلم رکورد را شکسته و تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم سینمای ما بشود.»

ایستاده در غبار  فروشنده

محمدمهدی عسگرپور، کارگردان و تهیه‌کننده سینما که این روزها فیلم «هفت و پنج دقیقه» او پس از هشت سال در گروه هنروتجربه اکران شده‌است،در پاسخ به سوال چرایی استقبال تماشاگران از فیلم‌هایی نظیر «فروشنده» عوامل مختلفی را در این امر دخیل می‌داند:«برای موفقیت این فیلم دلایل مختلفی وجود دارد؛ اول از همه این‌که خودِ فیلم، اثر مهمی است. ما با فیلمی قصه‌گو مواجه هستیم که سر و شکل مشخصی دارد و خوش ساخت و باورپذیر است. همه این موارد پارامترهای مهمی برای موفقیت «فروشنده» به حساب می‌‌آیند. البته نمی‌توان منکر این شد که برای «فروشنده» و یک سری دیگر از فیلم‌ها، حواشی‌ای ایجاد شد که تماشای آن را برای مخاطب جذاب‌تر کرد؛ این حواشی می‌تواند شامل جوایز معتبری باشد که یک فیلم از جشنواره‌های الف در دنیا کسب کرده است. از طرفی «فروشنده» جزو نامزدهای اسکار بود و خود این موضوع در استقبال مخاطب از فیلم بسیار مؤثر است.»
این کارشناس سینما، نقدها و صحبت‌هایی که افراد مهم درباره  فیلم «فروشنده» بیان کرده‌اند را هم از دیگر عوامل استقبال از فیلم می‌داند: «آدم‌های خیلی مهمی درباره این فیلم حرف زده‌اند و این هم می‌تواند در استقبال از آن مؤثر بوده باشد. البته که نمی‌توان این را نادیده گرفت که خود فیلم و کیفیت ساخت آن حرف اول را می‌زند و شخصِ آقای اصغر فرهادی هم با توجه به سوابق موفقیت‌آمیزی که دارد، این کنجکاوی را برای بیننده ایجاد می‌کند که هرطور شده کار جدید او را دنبال کند.»

نگاهی به آمار پرفروش‌های ۹۵
براساس آمار به‌دست آمده از پرفروش‌های سینمای ایران، فیلم «فروشنده» پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شده است؛ این رکورد درحالی به ثبت رسید که خوشبین‌ترین کارشناسان هم با وجود موضوع و درونمایه فیلم آخر اصغر فرهادی، فکر نمی‌کردند بتواند فروش فیلم‌های «من سالوادور نیستم» و «محمد(ص)» را پشت سر بگذارد.
شاید برای فیلم «محمد (ص)» به کارگردانی مجید مجیدی که تاکنون پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بوده است انتظار فروش بیشتری در گیشه داشتیم ولی با وجود تبلیغات فراوان و اکران‌های ویژه، آنچنان استقبالی از طرف مخاطبان و عامه مردم برای این فیلم دیده نشد.
گرچه تا مدت‌ها این باور وجود داشت که بالا رفتن بهای قیمت بلیت باعث خالی ماندن صندلی‌های سینما می‌شود ولی با وجود اینکه بلیت فیلم «فروشنده» در سه روز نخست اکران با قیمتی بالاتر از قیمت بلیت دیگر فیلم‌های سینمایی به فروش می‌رسید، ولی این موضوع تأثیر منفی در استقبال مخاطب نداشت و حتی یک صندلی را خالی از تماشاگر نگذاشت.
«فروشنده» توانست در زمان اکرانش ۱۵ میلیارد و ۷۱۴ میلیون و نهصد و نوزده هزار تومان از گیشه سینمای ایران، درآمد داشته باشد. فروش بیش از ۹۰ درصد ظرفیت صندلی‌های روز اول اکران فیلم «فروشنده»، خبر از آغاز اکرانی بی‌نظیر برای هفتمین فیلم اصغر فرهادی می‌داد. بسیاری، پیش‌بینی می‌کردند اگر اتفاق غیر‌مترقبه‌ای در طول اکران نیافتد، این فیلم می‌تواند اتفاق مهمی‌ در اکران سال ۹۵ سینمای ایران باشد و همین‌طور هم شد. «فروشنده» نه تنها موجب رونق اکران در سال ۱۳۹۵ شد، بلکه معادلات اکران را در تاریخ سینمای ایران نیز برهم ریخت. البته این اکران موفق صرفا محدود به کشور ما نبود و «فروشنده» در اکران بین‌المللی خود در سینماهای امریکا نیز تاکنون توانسته است مرز یک میلیون دلار را پشت سر بگذارد.
رده دوم بعد از «فروشنده» در جدول پرفروش‌های ۱۳۹۵ متعلق به «من سالوادور نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی است و بلافاصله بعد از آن فیلم مانی حقیقی «پنجاه کیلو آلبالو» قرار دارد و در ادامه «سلام بمبئی» قربان محمد‌پور و «ابد و یک روز» سعید روستایی می‌آید. «بارکد» به کارگردانی مصطفی کیایی، «بادیگارد» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا و «لانتوری» به کارگردانی رضا درمیشیان دیگر فیلم‌های این فهرست هستند.
ناگفته نماند از مهم‌ترین عواملی که در فروش فیلم‌ها و رونق بازار سینما در سال ۹۵ تأثیرگذار بود، تبلیغات برای برخی از فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای بود. از طرفی نمی‌توان تأثیر مراکز خرید و پردیس‌های سینمایی را نیز در استقبال مخاطب نادیده گرفت. به واسطه این مراکز، مردمی که برای خرید یا وقت‌گذرانی به هر کدام از این پردیس‌ها مراجعه کرده‌اند به راحتی می‌توانند با خرید بلیت، دو ساعت از زمان‌شان را به دیدن فیلم در کنار خانواده و دوستان اختصاص دهند و بعد دوباره به ادامه خریدشان بپردازند.

ایرج تقی‌پور:جوانان نسبت به محیط پیرامون‌شان واقع‌بین‌تر هستند و این باعث ‌می‌شود که فیلم آن‌ها بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، چون با نگاه واقع‌بینی که دارند، بیشتر می‌توانند حقایق اطراف‌شان را به تصویر بکشند

 پیش بینی‌هایی برای سال ۹۶
مجموع این اتفاق‌ها در سال ۹۵ مشکل چندسال اخیر سینمای ایران یعنی قهر مخاطب با سینما را به آشتی بخش قابل توجهی از تماشاگران با سینما تبدیل کرد و همین موجب شد امسال فقط مجموع فروش۱۰ فیلم برتر جدول اکران به بیش از ۱۰۱ میلیارد تومان برسد.
البته سینماگران زیادی بر این باورند که این استقبال از طرف مخاطبان در سال آینده تکرار نخواهد شد. عسگرپور در همین زمینه می‌گوید:«راستش را بخواهید خیلی دوست دارم از آمار به‌دست آمده در سال گذشته یک تئوری مشخص استخراج کنم، دلیلش هم این است که ممکن است هرکدام از ما کار مدیریتی بکنیم و برای آن زمان به این نوع تئوری‌ها نیاز داریم و باید بدانیم براساس کدام فرمول اتفاق خوب و براساس کدام فرمول اتفاق بد رخ می‌دهد. البته حتما اگر این سوال را از مدیران سینمایی بپرسید که چرا مخاطب در سال گذشته استقبال بیشتری از سینما کرده است، این را حاصل کار یک مدیریت منسجم تلقی می‌کنند ولی من به سختی می‌توانم چنین تئوری‌ای را بپذیرم. چون وقتی رفتارهای مدیریتی در حوزه سینما را در دو سه ساله گذشته نگاه می‌کنم، احساسم این است که از این روند حرکت آن‌ها نمی‌شود تئوری استخراج کرد و این‌گونه نیست که . به همین دلیل این احتمال وجود دارد که سال آینده برخلاف امسال، سال خوبی برای گیشه نباشد. البته انشاالله که اتفاق خوبی بیافتد و پیش‌بینی من غلط باشد، چون به هر حال معیشت اهالی سینما به این اکران‌ها و موفقیت‌های فیلم‌ها در گیشه بستگی دارد و موفقیت برای این فیلم‌ها می‌تواند برای همه اهالی سینما موفقیت تلقی شود.»

تقی‌پور نیز نظر مشابهی با عسگرپور دارد و درباره پیش‌بینی‌اش از فروش فیلم‌های سینمایی در سال آینده توضیح می‌دهد: «گمان نمی‌کنم استقبالی که سال گذشته از سینما شد، امسال هم با همان قوت بتوانیم شاهد باشیم. با توجه به مجموع فیلم‌هایی که امسال دیدم به نظرم فیلم‌های امسال معدل‌شان مقداری پایین‌تر از سال گذشته است.»

این تهیه‌کننده هم‌چنین حضور فعال جوانان در حوزه سینما و تولید فیلم از جانب آن‌ها را یکی دیگر از دلایل استقبال مخاطبان از سینما در سال گذشته می‌داند و معتقد است امسال هم آثار جوانان مورد توجه قرار می‌گیرند: «به نظر من این فقط مردم نیستند که تغییر کرده‌اند، بلکه فیلم‌سازان جوان ما و نسل جدیدی که وارد سینما شده، توانسته است فیلم‌های بهتری را ارائه کند. جوان‌های این دوره به نسبت دوره‌های گذشته دانش بیشتری دارند و می‌دانند که باید برای زندگی بهتر، توسعه اجتماعی داشت و کارهای فرهنگی و فعالیت در این حوزه را به خیلی از کارهای شبه سیاسی ناشی از احساسات ترجیح می‌دهند؛ این رویکرد جوانان امروز به حوزه فرهنگ و در دسترس بودن تکنولوژی باعث شده است که سهم جوان‌ها در فعالیت‌های فرهنگی خیلی زیادتر بشود. این را می‌توان در جوایزی که در طول سه سال گذشته جشنواره فجر و جشن خانه سینما به جوانان دادند مشاهده کرد. در این جشنواره‌ها هم پیشکسوت‌ها نبودند که حرف اصلی را می‌زدند و جوانان بودند که جوایز اصلی را به خود اختصاص دادند. برخلاف اینکه می‌گویند فیلم‌های ساخته شده توسط جوانان سیاه‌نمایی است، اصلا اعتقادی به این حرف ندارم و معتقدم جوانان ما براساس زندگی که در اطراف خودشان می‌بینند فیلم می‌سازند و قصد سیاه نمایی ندارند، اگر سیاهی در آثار آن‌ها دیده می‌شود این اشکال از نوع دیدن ماست. جوانان نسبت به محیط پیرامون‌شان واقع‌بین‌تر هستند و این باعث ‌می‌شود که فیلم آن‌ها بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، چون با نگاه واقع‌بینی که دارند، بیشتر می‌توانند حقایق اطراف‌شان را به تصویر بکشند. بنابراین جوان‌ترها اقبال بیشتری در گیشه دارند و مطمئنا سال آینده هم همین‌طور خواهد بود.»

 

 ••