هنروتجربه-قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی مستند «خونه» عصر روز شنبه(۲۶ فروردین) باحضور خدایار قاقانی کارگردان و داود عباسی مدیر فیلم‌برداری این مستند در سالن شماره پنج سینما هویزه مشهد به نمایش درآمد و بعد از آن جلسه نقد و بررسی فیلم برگزار شد.

از شهادت فیلم‌بردار تا آشنایی با شهین مستوفی
در ابتدای این نشست خدایار قاقانی درباره نحوه ورودش به سینما صحبت کرد:« از طریق سینما به روزنامه‌نگاری ورود کردم. درواقع پیش از این‌که به عنوان روزنامه‌نگار فعالیت بکنم، به نوعی کار سینمایی می‌کردم. در اوایل به واسطه سن کمی که داشتم، خیلی کار را جدی نمی‌گرفتم اما از سال ۷۹ همکاری جدی‌ام با ماهنامه فیلم و مجله دنیای تصویر شروع شد. سال ۸۹ هم اولین فیلم کوتاهم را ساختم.»

او در ادامه در مورد چگونگی ساخت مستند«خونه» توضیح داد:« سرگرم کار روی یک پروژه تحقیقاتی درباره خانه‌های قدیمی بودم و از طریق یکی از دوستانِ روزنامه‌نگارم آقای علیرضا مدنی با این خانه آشنا شدم؛ ایشان خودش در این خانه زندگی کرده بود. ایشان برایم قرار ملاقاتی  با با زنده یاد شهین مستوفی دختر میرزا حسن گذاشتند و  بعد از آن ماجرای ساختن فیلم شروع شد. قرار بود مستند را با همراهی و کمک سید مهدی میرافضلی بسازم اما امکانات مهیا نشد و در این فاصله مهدی میرافضلی  در سانحه هواپیمای سی ۱۳۰ به شهادت رسید. ساخت این مستند تا سال ۹۰ به سرانجام نرسید تا این‌که با داود عباسی دیگر دوست عزیزم آشنا شدم و با همکاری مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این فیلم ساخته شد و توسط گروه هنر و تجربه فرصت اکرانش به وجود آمد.

واروژ کریم مسیحی به من گفت برو فیلم مستند بساز
در بخش دیگری از این نشست نکاتی پیرامون وضعیت خانه‌ و بناهای قدیمی مطرح شد. قاقانی در این باره گفت:« قبل از این‌که به این جلسه بیایم سر به آستان حضرت فردوسی زدم و صحنه اسفناکی دیدم و آن هم یادگاری‌هایی است که روی دیواره‌های کاهگلی دروازه توس نوشته‌اند. دیدن این صحنه خیلی دردناک بود.متاسفانه نوشتن این یادگاری‌ها وضعیت فرهنگی ما را نمایان می‌کند. صحبت من فقط درباره تهران و خانه‌ها نیست بلکه ما کلا با تاریخ‌مان نامهربان هستیم و وقتی با تاریخ این‌گونه برخورد می‌کنیم در واقع داریم سرنوشت امروزمان را رقم می‌زنیم.»

در ادامه این نشست نوبت به داود عباسی رسید تا درباره چگونگی ورودش به عرصه فیلم‌برداری صحبت کند: «دانشجوی عکاسی بودم. سال ۷۶با بایرام فضلی آشنا شدم و عکاسی فیلم را شروع کردم.البته پیش از آن  تجربه‌هایی در عکاسی تئاتر داشتم و الان هم تصویربرداری می‌کنم.»

او هم‌چنین درباره تفاوت فیلم‌برداری یک فیلم مستند با داستانی توضیح داد:«در کار داستانی معمولا ما با یک ذهنیت نوشته شده‌ای مواجه می‌شویم ولی در مستند نه. اولین چالش ما ساختار اصلی است که محتوا و فرم برمی‌گردد. در این کار هم قبل از شروع هم ما درباره این صحبت می‌کردیم که چگونه به قالبی برسیم که فرم اصلی کار دربیاید و چطور می‌توانیم محتوای اصلی را نشان بدهیم.»

قاقانی هم در ادامه درباره تصویربردای مستند«خونه» عنوان کرد:«یادم می‌آید در روزگاری که خیلی جوان بودم،دوست داشتم همه واژه‌ها و اصطلاحات سینمایی را از روی کتاب‌های سینمایی یاد بگیریم. یک روز آقای واروژ کریم مسیحی به من گفت: این‌ها را بگذار کنار برو فیلم مستند بساز. گفتم دوست دارم قصه بگویم، دوست دارم فیلم داستانی بسازم. اما او گفت در فیلم مستند همه این کارها را بدون اینکه بدانی انجام می‌دهی و نیازی به یاد گرفتن این همه اصطلاح نیست. واقعا بعد از ساخت این مستند جهان من تغییر کرد. در فیلم داستانی شما با پیرنگ‌های مشخص و خط داستانی خیلی مشخص و روشن مواجه هستید. اما شما در سینمای مستند باید این‌ها را به فرم تبدیل کنید و این فرم است که روایت را می‌سازد. ایده اولیه ما برای مستند«خونه» این بود که دوربین یک روح سرگردان باشد. اگر می‌دیدید هیچ مصاحبه‌ای روی سه پایه نبود و همه‌اش روی یک کِرین دست‌ساز گرفته شده که آن را داود ساخته بود. چون قرار بود این روح سرگردان از گمگشتگی به یک نظمی برسد؛ به خاطر همین هم از لنز واید استفاده کردیم. البته بنا بر حرکت کارکترها در خانه از لنزها دیگر هم استفاده کردیم.»

خونه-نقدوبررسی مشهد

عباسی هم در ادامه صحبت‌های قاقانی گفت:«در صحنه‌هایی لازم بود کشف و شهود اتفاق بیافتد. ما نیاز به گستره وسیع‌تری داشتیم و برای همین از لنز واید استفاده کردیم و خودمان هم کم‌کم در طول کار به این می‌رسیدیم. اولین شرط کار  و این ذات مستند است. به همین دلیل ما کاملا کنترل شده جلو نمی‌‌رفتیم.این مساله به خصوص در مستندهای سوژه محور بیشتر خودنمایی می‌کند. واقعا سوژه این امکان را ندارد که بگوییم ما به او خط می‌دهیم و بخواهیم آن‌طور که می‌گوییم و می‌خواهیم جلو برود.»

کارگردان مستند«خونه» هم تاکید کرد:« بخش عمده این بحث سلیقه است. اساسا در هنر و فیلم‌سازی به طور خاص نگرش و جهان بینی فیلم‌ساز است که یک اثر را شکل می‌دهد. ما سعی کردیم درباره موضاعاتی که برای ما در محتوا اولویت دارد را به سوژه‌ها بگوییم تا در واقع از دهان آن‌ها این صحبت‌ها را بشنویم.»

آدم‌ها به مکان‌ها ارزش می‌دهند
این نشست با طرح سوالی درباره چرایی انتخاب زاویه بالای دوربین(های انگل) در اغلب صحنه‌ها ادامه یافت. قاقانی در پاسخ به این سوال به  مهم‌ترین تفاوت خانه‌های قدیمی و امروزی اشاره کرد:« مهم‌ترین تفاوت خانه‌های قدیمی و امروزی سقف‌های آن است. یعنی ما جایی هستیم که محبوسیم. خانه‌های قدیم این حس رهایی را به مهمانش می‌داد، شما وقتی در خانه‌های قدیمی می‌چرخی یک جور احساس آزادی داری. یک حرفی را از زنده یاد علی معلم بگویم که همین تازگی‌ها به رحمت خدا رفته‌است. او می‌گفت: خانه‌های ما شبیه هتل شدند، دیگر به درد استراحت بیست و چهارساعته نمی‌خورند. خب ما قصد داشتیم این ارتفاع و تفاوت رابه مخاطب نشان دهیم و بگوییم  که حواست است در گذشته چگونه و چطور زندگی می‌کردیم.  دلیل دوم انتخاب این زاویه دوربین،توجه به جمله‌ای است که فیلم با آن شروع می‌شد و آن جمله «شرف المکان به المکین» است؛ آدم‌ها هستند که با مکان‌ها ارزش می‌دهند. اگر آن آدم‌ها نباشند آن مکان‌ها ارزش ندارند. ما در این کار با انسان‌های به شدت ارزشمند این سرزمین رو به روز بودیم؛ از سیدمحمدعلی انوار که خدا نگهدارش باشد تا خدا بیامرز محمد علی سپانلو و بزرگان دیگر که همه‌شان انسا‌ن‌های ارزشمندی بوده و هستند. ما نمی‌توانستیم از زاویه دیگر یا هر طور دیگری با آن‌ها صحبت کنیم و برای همین باید زاویه دوربین را های‌لِول انتخاب می‌کردیم.»

این کارگردان در بخش دیگری از صحبت‌هایش در مورد صدا و صداگذاری این مستند هم توضیح داد:«همان‌طور که پیشتر اشاره کردم، در این مستند، دوربین را به شکل روح دیده بودیم. در واقع این روح، روح تاریخی است و با یک اَصوات واقعی و واضح رو به رو نیست. ما در این مستند بعد از روایت قصه «آتیش آتیش»، با اصوات خیلی مبهمی مواجه هستیم؛ این دقیقا زمانی بود که دوست داشتیم این تصور به وجود بیاید که این روح دارد بیدار می‌شود و اولین کسی که  با آن مواجه می‌شود دختر صاحبخانه است. در این فرایند وقتی با آدم‌های دیگری مواجه می‌شود این صداها ریوِر(بازگشت صدا) می‌شود تا این‌که می‌رسد به آقای آغداشلو و در آخر دوربین از خانه بیرون می‌آید.»

عکس: عباس ضیایی