هنروتجربه:در سومین روز از جشنواره جهانی فیلم فجر استقبال گسترده مخاطبان از این رویداد سینمایی هم‌چنان ادامه دارد. از نکات مهمی که در این جشنواره به چشم می‌خورد، زمان‌بندی دقیق و نظم در اجرای به موقع هر برنامه است. این موضوع باعث شده است هنرمندان و اهالی رسانه رضایت خاطر بیشتری از جشنواره بین‌المللی فجر به نسبت جشنواره ملی داشته باشند. با نگاهی کلی به رسانه‌های فرهنگی و هنری متوجه می‌شویم که سینماگران بسیاری به نظم موجود در جشنواره جهانی اشاره کرده‌اند. غالب اخبار سینمایی که در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های سینمایی به چشم می‌خورد نیز در خصوص وقایع مرتبط با جشنواره جهانی فیلم فجر است. در این میان طبق روال هرروز، اخبار مرتبط با گروه هنروتجربه را با هم مرور می‌کنیم.

روزنامه اعتماد صفحه اول خود را به تصویری از محمدحسین مهدویان، کارگردان «ماجرای نیمروز» اختصاص داده و در دو صفحه میانی روزنامه به گفت‌و‌گویی مفصل با این کارگردان پرداخته است. در بخشی از گفت‌و‌گو، مهدویان در پاسخ به این سوال که آیا شما فیلم‌تان را صرفا برای مخاطبان ایرانی ساخته‌اید، پاسخ می‌دهد: « نه اتفاقا. موضوع خشونت و ناامنی موضوع قابل درکی برای همه مردم دنیاست. کشورهای اروپایی در دهه ۶٠ و ٧٠ تجربه مشابهی از این خشونت‌ها داشتند. گروهی مانند بادر ماینهف در آلمان یک گروه آنارشیست است که در دوره‌ای نظم جامعه آلمان را به هم می‌ریزد. آلمانی‌ها با جزییات می‌توانند متوجه شوند این گروه آنارشیست چطور در کشورشان شکل گرفته است اما ما هم که تجربه مجاهدین را داشتیم می‌توانیم درک کنیم یک گروه چطور می‌تواند ضد جامعه قرار گیرد و به ترور کردن اقدام کند. اتفاقا «ماجرای نیمروز» به راحتی درک می‌شود چون انطباق ذهنی صورت می‌گیرد. من نمی‌خواستم به واسطه فیلمم به دنیا بفهمانم مجاهدین چه بودند. فهماندن این مساله به دنیا به انگیزه سیاسی نیاز دارد. حرف من چیز دیگری است. سینما در جامعه ما، محصول نگاه سیاسی و ایدئولوژیک است و خیلی‌ها سینما را ترجمان تحلیل‌های سیاسی یا روایت‌های تاریخی می‌دانند. در صورتی که من فکر می‌کنم شیوه سینما متفاوت است. سینما ما را به درکی از یک وضعیت می‌رساند.»
او در بخش دیگری از این گفت‌وگو به حرف و قضاوتی که در «ماجرای نیمروز» مستتر است اشاره کرده و می‌گوید: «این فیلم تصویری از فضای ملتهب سال ۶٠ را نشان می‌دهد و تحلیلی ارایه نمی‌کند. خیلی به ایدئولوژی کاری ندارد. البته درون خودش قضاوتی دارد و آن هم قضاوت کلی من درباره مشی مسلحانه در مبارزه سیاسی است که این مساله مورد تایید شخص من در هیچ دوره‌ای نبوده و نیست. این قضاوت کلی شاید در فیلم من وجود داشته باشد اما فیلم حتی نسبت به کسانی که مشی مسلحانه را انتخاب می‌کنند، قضاوت مستقیمی نشان نمی‌دهد. ما یک نماینده از طیف مجاهدین در فیلم می‌بینیم. اتفاقا آن یک نفر کسی است که به او دلبستگی وجود دارد. او به عنوان تنها فردی از طیف مقابل وارد وضعیت ایدئولوژیک شده و در نهایت هم ایدئولوژی خودش را انتخاب می‌کند و زخم باقی می‌گذارد. از طرفی دیگر به نظرم پایان هر فیلمی تعیین‌کننده است. «ماجرای نیمروز» مثل فیلم‌های هالیوودی تمام نمی‌شود. حتی در فیلم «٣٠ دقیقه نیمه شب» امریکایی‌ها به عنوان منجی عالم، بن‌لادن را می‌کشند. اما ما در پایان این کار را نکردیم. پایان فیلم من شبیه فیلم «مونیخ» است. بعد از این همه خشونت، خانه اصلی مجاهدین شناسایی می‌شود اما در نهایت به دلایل مختلف، غمی در دل همه شخصیت‌ها است و آن بچه‌ای که پایان فیلم پیدا می‌شود مخاطب را به این فکر وامی دارد که حالا با تمام این دعواها، سرنوشت این بچه چه می‌شود؟ این پایان، پایان پیروزمندانه‌ای نیست که بگوییم ما چشم فتنه را کور کردیم. به نظر می‌رسد در پایان تقدیری حاکم است و این پیروزی تلخی‌هایی هم به همراه دارد. یعنی ما ما کاری می‌کنیم که درونش تبعاتی وجود دارد که این تبعات تلخ و ناگوار است.»

روزنامه هنرمند تصویری از فیلم «مفت‌آباد» را با تیتر «تلفیق ادبیات و سینما» در صفحه اول خود آورده و نقدی بر این فیلم را در صفحه سینمایی‌اش منتشر کرده است. در بخشی از این مطلب می‌خوانیم: «درگیری ذهنی میان تماشاگر با فیلم اولین ویژگی «مفت‌آباد» است. اساسا این درگیری چند روز طول می‌کشد، شاید این ویژگی را سایر فیلم‌ها نداشته باشند یا اینکه تعداد آنها محدود باشد، اما فضا و موقعیت «مفت‌آباد» با آن تعلیق به جایش میان کمدی و درام، قصه‌ای را برای تماشاگر تعریف می‌کند که اگر چه در حین دیدن فیلم امکان خندیدن به بعضی از تکه‌پرانی‌ها و موقعیت‌ شخصیت‌ها وجود دارد اما همین دوقطبی بودن فضای قصه که در یک لوکیشن تعریف می‌شود تماشاگر را به وجد می‌‌آورد.»

روزنامه فرهیختگان نیز در صفحه تماشای خود گفت‌وگویی با پژمان تیمورتاش در خصوص همین فیلم منتشر کرده است. در بخشی از این گفت‌وگو تیمورتاش به «رئال‌تایم» بودن فیلم اشاره کرده و می‌گوید: «فیلم مفت‌آباد یک اثر رئال‌تایم است. یعنی کل زمانی را که روی پرده سینما می‌بینیم همان زمانی است که داستان فیلم در آن اتفاق افتاده است. این شیوه و اتفاقات فیلم به بازیگرانی احتیاج دارد که تداوم را بلد باشند. اگر بازیگری سوتی بدهد سریع معلوم می‌شود. بنابراین تداوم در بازیگری یک اصل مهم است. حتی وقتی شما یک صحنه را امروز فیلم‌برداری می‌کنید و ادامه آن را دو روز دیگر؛ اگر بازیگر تداوم بلد نباشد، کاملا مشخص می‌شود. پس برای همین اتفاق سمت بازیگران تئاتر رفتم. تداوم نقش در تئاتر اهمیت دارد. همه بازیگران فیلم ما تئاتری هستند. برزو ارجمند هم پیشینه تئاتری دارد. سجاد افشاریان و بقیه بازیگران نیز از بچه‌های فعال در تئاتر هستند. جو دوستانه‌ای در هنگام فیلم‌برداری داشتیم تا جزئیات فیلم دربیاید.»

از دیگر اخبار مرتبط با گروه هنروتجربه می‌توان به مطالبی در آخرین شماره مجله سینمایی ۲۴ اشاره کرد. در این شماره از این ماهنامه، احمد طالبی‌نژاد نقدی بر مستند «قهرمان آخر» ساخته جواد طوسی نوشته‌است. پرونده فیلم این شماره هم به «ماجرای نیمروز» اختصاص دارد که شامل گفت‌وگو با محمدحسین مهدویان، هادی حجازی فر و دیگر عوامل این فیلم می‌شود. نقدی هم بر فیلم «مفت آباد» را می‌توانید در این ماهنامه بخوانید.