هنروتجربه-قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم «مفت‌آباد» عصر روز شنبه نهمین روز اردیبهشت،در سالن بزرگ شماره دو سینما هویزه مشهد برگزار شد.در این نشست پژمان‌تیمورتاش(کارگردان)، سام سلیمانی  (فیلم‌بردار)، حنیف سروری (تهیه‌کننده) و سجاد افشاریان( بازیگر) فیلم حضور داشتند و بعد از نمایش فیلم در سالنی پر از علاقه‌مندان و دانشجویان سینما به بحث و گفت‌وگو پیرامون «مفت‌آباد» پرداختند. اکثر سوال‌ها در این نشست مربوط به کارگردانی و ساخت فیلم در یک لوکشن ثابت بود.

محدودیت‌ها را با فیلم‌نامه جبران کردیم
پژمان تیمورتاش ابتدا درباره ورودش به سینما و همزمان درباره تجربه‌های رمان‌نویسی و داستان‌نویسی‌اش صحبت کرد:« مثل خیلی از دوستان حاضر در اینجا از بچگی  به سینما علاقه داشتم. بعدا هم با سینمای جوان تهران آشنا شدم و آنجا در کلاس‌های استادان خیلی خوبی مثل شهرام مکری و پیام عزیزی شرکت کردم. بعد از آن هم چند فیلم کوتاه و مستند ساختم اما هیچ کدام از فیلم کوتاه‌های نتوانست اقناعم کند.بنابراین به طور جدی مطالعه و نوشتن را شروع کردم. بعد همان دیدن‌ها و مطالعه کردن‌ها، نگاه مرا نه فقط به سینما که به همه چیز و به خصوص زندگی تغییر داد و باعث شد در فیلم‌نامه‌ای که قرار بود بنویسم وضعیت ماجرا و شخصیت‌ها مشخص شود.»

او در ادامه در پاسخ به این سوال که فیلم‌برداری در لوکیشن بسته به خاطر کم کردن هزینه‌های فیلم بود یا فیلم‌نامه اینگونه اقتضا می‌کرد، گفت: «قاعده ساختن فیلم اول یعنی بلندپروازی‌های خودت را کنار بگذاری. البته ما سعی کردیم این محدودیت‌ها را با فیلم‌نامه جبران کنیم. علاوه بر این در دکوپاژ هم سعی کردم، هیچ کار پیچیده‌ای نکنم. با این‌که اکثر فیلم‌بردارها خیلی با این روش موافقت نمی‌کنند، چون به صورت طبیعی دوست دارند، دیده شوند ولی فیلم‌بردار ما خیلی کمک کرد.»

این کارگردان هم‌چنین درباره نحوه انتخاب بازیگران توضیح داد:«در این فیلم تداوم حس خیلی مهم بود. برای همین سراغ بازیگران تئاتر رفتیم؛ کسی که توانایی این را دارد که سی شب حدود دو ساعت روی صحنه باشد. در کنار این، سعی کردم در انتخاب بازیگر، مخاطب هیچ پیش فرضی نداشته باشند و در جریان قصه و فیلم با آن‌ها آشنا شوند. مثلا شخصیت ایرج خیلی روی مرز حرکت می‌کند، از اول فیلم خیلی عصبانی است ولی در آخر چهره دیگری از او می‌بینیم. او برای حفظ تداوم آرام آرام پیش رفت و دیدید که صحنه‌های پایانی فیلم خیلی خوب از آب درآمده است.»

حنیف سروری تهیه کننده فیلم هم درباره بازی برزو ارجمند گفت:«شخصیت برزو{ارجمند} به گونه‌ای بود که کسی نمی‌توانست پایان کار را حدس بزند و بیشتر شخصیت خاکستری بود.»

مفت آباد-نقدوبررسی مشهد (3)

می‌خواستیم تا پایان تنش را حفظ کنیم
تیمورتاش در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان که چرا هیچ سکوتی حتی برای چند دقیقه در فیلم نیست و یک جاهایی گوش آدم از شنیدن این همه دیالوگ خسته می‌شود،عنوان کرد:« وقتی شما در فضای بسته قرار گرفته‌ای، طبیعتا این‌طور صحبت می‌کنی و همه چیز سریع و تند تند رد و بدل می‌شود. البته حق باشماست یک جاهایی این کار را به عمد کردیم. چرا که می‌خواستیم علاوه بر ساختن یک فضای شیرین، به گونه‌ای تنش فیلم را هم حفظ کنیم. قصد ما هم همین بود که مخاطب از یک چیزی آزار ببیند و خسته شود و کمی فکر کند.»

در ادامه سجاد افشاریان بازیگر این فیلم دباره چرایی پذیرش این نقش و همکاری با این فیلم صحبت کرد:« یکی از ویژگی‌هایی که باعث شد این فیلم‌نامه را با جان و دل قبول کنم و ایجاد انگیزه می‌کرد، فیلم‌نامه آقای تیمورتاش بود. چون شرایط ساخت هم واقعا آن‌چنان خوب نبود ولی همه با انگیزه در این فیلم حاضر شدند. خیلی زودتر از خیلی‌ها از ساخت این فیلم باخبر شدم. سعی کردن هنگام بازی ایده داشته باشم و آقای تیمورتاش منعطف بودند و همراه با آقای سلیمانی خیلی باهم حرف می‌زدیم.  همیشه وقتی تئاتر کار می‌کنم، به دوستان و همکارانم می‌گویم شما باید به گونه‌ای بازی کنید که مخاطب به راحتی نتواند کسی را جایگزین شما کند.»

مفت آباد-نقدوبررسی مشهد (4)

در سینما ایران«زبان» هیچ وقت مساله مهمی نبوده‌است
در بخش دیگری از این نشست نکاتی پیرامون تاثیر رمان‌نویسی بر نگارش فیلم‌نامه و هم‌چنین چرایی انتخاب شخصیت‌های فیلم از این طبقات اجتماعی، مطرح شد. کارگردان «مفت‌آباد» با تاکید بر این نکته که سراغ آدم‌هایی می‌رود که با آن‌ها آشناست، توضیح داد:« واقعیت این است که هم در رمانم و هم در مجموعه داستانم، این نوع شخصیت‌ها وجود دارند. در واقع سراغ آدم‌هایی رفتم که می‌شناسم‌شان و با آنها زندگی کرده‌م. خیلی از این آدم‌ها محصول مشاهدات خودم هستند. درباره کسانی می‌نویسم و فیلم می‌سازم که می‌شناسم. زبان اِسلنگ و مخفی آن‌ها را می‌دانم و می‌سازم. شاید در آینده با طبقه دیگری آشنا بشوم و درباره آن‌ها فیلم بسازم.»

او در ادامه این بحث افزود: «در سینمای ایران هیچ وقت زبان مخفی و «اِسلنگ» وجود نداشته. این آدم‌ها یک سری واژه‌ها در خانه و محیط زندگ‌شان به کار می‌برند که فقط معنای آن‌را خودشان می‌فهمند، یعنی اگر غریبه‌ای از بیرون بیاید متوجه حرف‌های آن‌ها نمی‌شود. در ایران شاید مرحوم علی حاتمی روی زبان خیلی کار کرده‌اند. در آمریکا هم می‌توان از  وودی آلن و اسکورسیزی مثال بزنم که درباره یک طبقه و یک برهه زمانی خاص فیلم می‌سازند. البته تارانتینو هم همین گونه است. در ایران کارگردان‌ها بیشتر از فضاهای فیلم خوش‌شان می‌آید، در صورتی که او دارد از این زبان کمک می‌گیرد. ما در ایران نمی‌توانیم به آن معنا سینمای ژانر داشته باشیم برای همین رفتم به سمت سینمایی که زبان در آن نقش موثری دارد و می‌توانیم تنوع ایجاد کنیم.

تیمورتاش در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که چرا توجه به نکبت در این چند ساله در سینمای ایران تا حدودی بیشتر شده و آیا در پس این نمایش بدبختی تحلیل جامعه‌شناختی وجود دارد یا نه، گفت« تحلیلی از این جامعه ندارم و فقط شرایط را نشان می‌دهم و به برخی‌ها می‌گویم این اتفاقات در حال رخ دادن است. تازه این سر سوزنی از اتفاقات و فجایعی بود که جامعه ما به آن مبتلا است.»

سجاد افشاریان هم در واکنش به این سوال گفت:« البته دو ست ندارم از این واژه استفاده کنم چون به نظرم «نکبتی» وجود ندارد بلکه شرایط «رقت‌انگیز» است و اگر کمی دقت کنیم می‌بینیم که این آدم‌ها دارند اطراف ما زندگی می‌کنند.»

تیمورتاش هم‌چنین درباره ژانر فیلم عنوان کرد:«نمی‌توان بگویم ژانر مشخص این فیلم چیست. چون ملغمه‌ای از همه ژانرها بود و این واقعیت است.»

عکس:علی طلوع