هنروتجربه: در شرایطی که پرداختن به اخبار مرتبط با نمایشگاه کتاب بخش عمده مطالب بخش فرهنگی رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است، اخبار مرتبط با گروه هنروتجربه را از نظر می‌گذرانیم.

چندی پیش در جشنواره جهانی فیلم فجر بزرگداشتی برای عباس کیارستمی برگزار شد که مسئولیت برگزاری آن را سیف‌الله صمدیان، عکاس، فیلمساز و یار همیشگی عباس کیارستمی برعهده داشت. خبرگزاری ایلنا به همین بهانه با او که فیلم مستند «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه با عباس کیارستمی» را هم در گروه هنروتجربه روی پرده دارد؛ به گفت‌و‌گو نشسته است.

در بخشی از این گفت‌وگو به این اشاره شده که مستند «۷۶ دقیقه و پانزده ثانیه با عباس کیارستمی» با وجود اینکه پس از مرگ کیارستمی ساخته شده است، اما ترجیح می‌دهد بجای مرثیه‌سرایی، زندگی یک انسان شاد را روایت کند. صمدیان در توصیف این ویژگی فیلم ادامه می‌دهد: «دقیقاً به نکته‌ اصلی زندگی‌اش اشاره کردید. شما اگر سابقه‌ کاری‌اش را هم ببینید، اصولاً آدمی است که حتی زمانی که درباره مرگ صحبت می‌کند، نتیجه نهایی و دستاورد حسی که به تماشاچی می‌دهد، عشق به زندگی است. در ۷۶ دقیقه و پانزده ثانیه هم، زمانی که شخصیت اصلی قصد خودکشی دارد و به دنبال کسی است که رویش خاک بریزد، آن پیرمردِ آذریِ آخرِ فیلم، با یک جمله، شروع می‌کند تا بستری از امید و عشق به زندگی را هم در دل شخصیت فیلم و هم در دل بیننده‌ها به وجود آورد. کیارستمی معتقد بود که اگر با زندگی از زاویه‌ درستی برخورد کنیم، پر از عشق و انرژی است. اما اگر همه چیز را تمام شده بدانیم و درها را به روی خودمان ببندیم، به زندانِ دربسته‌‌ی ترسناکی تبدیل می‌شود که در آن، هر لحظه امکانِ سیاهی و از بین رفتن وجود دارد. کیارستمی معتقد بود که اگر با زندگی از زاویه‌ درستی برخورد کنیم، پر از عشق و انرژی است. اما اگر همه چیز را تمام شده بدانیم و درها را به روی خودمان ببندیم، به زندانِ دربسته‌ی ترسناکی تبدیل می‌شود که در آن، هر لحظه امکانِ سیاهی و از بین رفتن وجود دارد. کیارستمی در کل زندگی‌اش اصولاً طوری رفتار کرد که من حتی در بدترین شرایطِ جسمیِ روی تخت بیمارستان هم، فکر نمی‌کردم که بخواهد برای همیشه با ما خداحافظی کند. نه برای اینکه دوستم بود و نمی‌خواستم خداحافظی‌اش را ببینم، بلکه به این خاطر که خودش هنوز ذاتاً به دنبال عشق و خلاقیت در زندگی می‌گشت.»

او در ادامه درباره ارتباط برقرار کردن مخاطبان داخلی و خارجی با فیلم می‌گوید: «اگر فیلم به دل همه، حتی خارجی‌هایی که فرسنگ‌ها با فرهنگِ مسلطِ فیلم فاصله دارند می‌نشیند، شاید به خاطر این باشد که در فیلم سعی نشده بت‌سازی از یک شخصیت صورت بگیرد. تا الان بالای شصت جشنواره فیلم را نمایش داده‌اند و چهل جشنواره هم در صفِ نشان دادن آن هستند. از استونی و آلبانی گرفته تا اسپانیا و هر جایی که فیلم نمایش داده شده، همه‌شان به شکل عجیبی از این نوع زندگی با احترام یاد می‌کنند. تاکنون مخاطبان، هیچ حسی از بت‌سازی و تبلیغات بیهوده بازتاب نداده‌ند. شاید این بخاطر برخورد صادقانه‌ای است که چه بخواهم چه نخواهم، بواسطه‌ دوستی‌مان به وجود آمده است. این نوع فیلم‌ها خیلی خطرناک هستند. من یک ماه پس از فوت کیارستمی با شرایط روحی بسیار نامناسب، فیلمی ساختم که در ابتدا قصد ساختش را نداشتم. شاید اصلاً درست نبود که من فیلمی بسازم. اما زمانی که فیلم به نمایش درآمد و بازخورد مخاطبان را دیدم، خیلی خوشحال شدم که دست به چنین کاری زدم. اطلاعاتی که مخاطبان از زندگی ساده اما عمیق یک انسان دریافت کرده بودند، برایم بسیار خوشایند بود. واقعیت این است که اصلاً دوست نداشتم که با فاصله‌ی کمی از رفتنش، بنشینم و برایش فیلم بسازم. اصولاً روحیه‌ چنین کارهایی را ندارم. آن هم در جامعه‌ای که شما هر کاری هم که بکنید، ممکن است عده‌ای هزاران برداشت منفی از آن داشته باشند. خوشبختانه نتیجه کار برایم راضی‌کننده بود. قبلاً از دیدن تصویر‌هایش ناراحت می‌شدم. برای آماده‌سازی تصاویر، واقعاً سی روزِ وحشتناک داشتم. ولی الان که در هر نمایشی مجبورم بنشینم و ببینم، آن اجبار اولیه به ساختن، به یک اشتیاق به دیدن تبدیل شده است. با این حال از اینکه در زندگی شانس آوردم و در کنار چنین موجود استثنائی بودم واقعاً خوشحالم. چرا که لااقل ظاهراً، به زندگی دیگران، انرژی و رنگ داده است. انرژی که هنوز هم برای خود من جذابیت دارد.»

صمدیان در ادامه به هدف اصلی کیارستمی از کار در سینما اشاره کرده و می‌گوید: «اگر بخواهم به‌طور خلاصه هدف اصلی کیارستمی از سینما را توضیح دهم، بهتر است که از جمله‌ معروف اندره کرتژ وام بگیرم. کرتژ می‌گوید: «بسیاری از مردم نگاه می‌کنند اما عده کمی می‌بینند.» به نظرم این عبارت دقیقاً جوهر نگاه کیارستمی را توضیح می‌دهد. کیارستمی به تماشاچی و حتی بیننده‌های تصویری نمایشگاه‌هایش می‌گو‌ید که به جای نگاه کردن، سعی کنید ببینید. این دیدن اطراف با جزئیات است که مهم است. چراکه اکثر موقعیت‌ها در نگاه اول قابل مشاهده نیستند. باید سعی کرد که به‌جای نگاه کردنِ گوسفندوار و عادت‌شده، عمیقاً دید.»

مستند «۷۶ دقیقه و پانزده ثانیه با عباس کیارستمی» که به زندگی کیارستمی می‌پردازد، هم اکنون در سینماهای گروه هنروتجربه در حال اکران است.

سرویس سینمایی آینه نیوز نیز گفت‌وگویی با هومن ظریف کارگردان مستند «فرخی یزدی» داشته است. هومن ظریف که خود نیز روزنامه‌نگار بوده و در بخش فرهنگی روزنامه اطلاعات کار می‌کند در بخشی از این گفت‌وگو به انگیزه‌اش برای ساخت مستند «فرخی‌ یزدی» اشاره کرده است: «ما شخصیت‌های تاریخی بسیاری داریم که باید درباره آنها، موفقیت‌ها و اشتباهات‌شان بدانیم. نباید تجربه را دوباره تجربه کرد و نیاز است از گذشتگان درس بگیریم. در این ایام انتخابات رجوع به چهره‌های تاریخی می‌تواند به ما برای تصمیم گیری بیشتر کمک کند. دغدغه‌های اجتماعی فرخی یزدی به شکل سیاسی برجسته شد. معمولا برخی از هنرمندان و سیاستمداران سعی دارند همه چیز را به شکل سیاسی ببینند در حالی که اتفاقی مانند اختلاس ۳۰۰ تومانی انبار غله در دوران فرخی یزدی مساله‌ای اجتماعی بود که او به نقدشان پرداخت.»

او در بخش دیگری از این مطلب می‌گوید: «فرخی یزدی اولین روزنامه‌نگاری است که لبش را در تاریخ دوختند. این مساله بی‌سابقه‌ای است و موضوع اصلی فیلم است. بزرگانی مانند انور خامه‌ای براساس دلایلی که شاید در ارتباط با حسادت باشد! این موضوع را نفی می‌کنند اما خیلی‌ها این اتفاق را تائید کردند و من می‌خواستم این نکته و مساله قبر یزدی در مستند مطرح شود. متاسفانه فرخی یزدی در نزد هر دو گروه ادیبان و سیاسیون مورد ظلم واقع شد و بخش‌های زیادی در زندگی‌اش وجود دارد که ما مجبور بودیم آن‌ها را در فیلم بگذاریم.»

هوشنگ گلمکانی منتقد پیشکسوت سینما در صفحه شخصی خود نیز در اینستاگرام درباره «قهرمان آخر» نوشته است: «دل‌بستگی جواد طوسی به مسعود کیمیایی طی سی سال اخیر زبانزد اهل سینماست و کسی در آن تردیدی ندارد. بسیار از این بابت ملامت شده (حتی از جانب خود کیمیایی بابت مواردی که تحسین‌ها و پشنیبانی طوسی در حد انتظارش نبوده یا طوسی خیرخواهانه و مشفقانه، نکته‌ای نه‌چندان سازگار با روحیه استاد و مراد را «جسارتاً» مطرح کرده) و هم از جانب دیگران. با این حال خللی در نگاه و رفتار طوسی نسبت به کیمیایی پیش نیامده و از علاقه و پشتیبانی همیشگی‌اش، لوطی‌منشانه پا پس نکشیده است.
مستند «قهرمان آخر» که این روزها در گروه هنر و تجربه بر پرده است، پرتره کیمیایی به روایت این عاشق بامرام و ثابت‌قدم است. او شرح دلداگی‌اش را این بار در قالب مقاله‌ای تصویری با دیگران در میان گذاشته است. این فیلمی است هم درباره کیمیایی و هم درباره طوسی، و یکی از متفاوت‌ترین مستندهای پرتره در سینمای مستند ما. اثری صادقانه که حتی اگر بیننده‌اش سینمای کیمیایی و نگاه طوسی به آثار این فیلم‌ساز را دوست نداشته باشد، نمی‌تواند منکر صداقت فیلم‌ساز در این مستندی باشد که بیش از آن که درباره کیمیایی باشد حدیث نفس طوسی است. این مستند متفاوت را ببینید.»