هنروتجربه-قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم «نمی‌خواهم زنده بمانم» عصر روز شنبه ۳۰ اردیبهشت، با حضور علی یحیایی(کارگردان) و قاسم قلی‌پور(تهیه‌کننده) در سالن شماره پنج سینما هویزه مشهد برگزار شد.

شناسنامه آدم‌ها تعیین کننده نیست
در ابتدای این نشست علی یحیایی در پاسخ به سوالی پیرامون چگونگی ساخت یک فیلم بلند تجربه‌گرایانه تاکید کرد:«در جواب این سوال باید درباره تهیه‌کننده‌ این فیلم صحبت کنم. شاید خیلی عجیب باشد که یک تهیه کننده، آن هم تهیه‌کننده فیلم‌های باسابقه از ما حمایت می‌کند. پس باید راز ساخته شدن این فیلم را از تهیه‌کننده آن بپرسید.»

قلی‌پور هم با خنده درباره این راز صحبت کرد:«:فکر می‌کنم رازش به خاطر هوشمندی خودِ کارگردان است که اول صحبت را با تهیه‌کننده شروع می‌کند.برای کار کردن  شناسنامه آدم‌ها چیزی را تعیین نمی‌کند. فکر می‌کنم هیچ وقت تصمیم نگرفتم که کاری بکنم بلکه فقط خوب می‌دانستم چه کاری را نباید انجام دهم. مهم‌ترین ویژگی گروه فیلم«نمی‌خواهم زنده بمانم» این بود که هیچ‌کس نمی‌خواست خودش دیده شود بلکه دنبال بود که همراه با جمع، کاری را انجام دهد.»

یحیایی در ادامه  پاسخ به این‌که چطور علاوه بر عکاسی و نقاشی سراغ فیلم‌سازی رفته‌است،گفت: «مساله من آن تفکری بود که می‌خواهی بیان کنی و باید دنبال قالبش بگردی. خب من عکاسی و نقاشی هم می‌کنم ولی این‌بار یک سری ایده وجود داشت که باید با تصویر نشان‌شان می‌دادم که در نتیجه تبدیل به فیلم بلند سینمایی شد. در واقع به دنبال قالبی بودم که به واسطه فضا، حس را به مخاطب منتقل کند. یک جور کار تجربی برای رسیدن به یک وجه از سینما که خیلی هم شاید مقبول نباشد.ما دنبال این نگاه بودیم که چطور می‌شود فیلمی ساخت که به صراحت نشود نزدیک به این فضا شد ولی درکی از شخصیت‌ها و کلیت فیلم پیدا کرد.

آقای کیارستمی می‌گفت تقلید نکنید
در ادامه این نشست از یحیایی که در کلاس‌های آموزشی عباس کیارستمی حضور داشته، درباره تاثیر این آموزش بر ساخته شدن این فیلم پرسش شد،او توضیح داد:« راستش اینکه می‌گویید چقدر حضور من در دوره ‌های فیلم‌سازی آقای کیارستمی روی این ساخته شدن این فیلم تاثیر گذاشته باید با احترام بگویم هیچی! اصلا کل حرف آقای کیارستمی در آن دوره‌ها این بود که: «تقلید نکنید و خودتان باشید» ولی یک نکته‌ای وجود دارد که از ان دوره‌ها می‌آید و ان این است که ایشان همه ما را به جسور بودن دعوت می‌کرد. دوستان من ناراحت می‌شوند که تو چرا این را می‌گویید ولی واقعا بودن سر کلاس‌های آقای کیارستمی هیچ ربطی به اینکه بخواهیم فیلم‌ساز خوبی شوی، ندارد. شما همین که فیلم‌های ایشان را تماشا کنی کفایت می‌کند.»
از او هم‌چنین درباره تنهایی شخصیت‌های فیلم سوال شد، او با تاکید براین نکته که:« اصلا جز تنهایی چیز دیگری نمی‌بینم»، عنوان کرد:«بحث اصلا علاقه من به تنهایی نیست ما داریم درون این«تنهایی» زندگی می‌کنیم. ما این وَر گود ایستاده بودیم و فکر می‌کنم هنروتجربه جایش این است که این وَر قضیه را هم نمایش دهد.»

علی یحیایی-قاسم قلی پور-مشهد

عکس:عباس ضیایی

چک اکران «عروس آتش» را نشان‌تان دهم، خنده‌تان می‌گیرد!
در بخش دیگری از این نشست قلی پور در پاسخ به این‌که چرا با وجود این‌که می‌دانستید تهیه این فیلم سودی برای شما ندارد، اقدام به تولید آن کردید، گفت:« فکر می‌کنم ما سود و زیان را خیلی خوب ترجمه نکردیم. شما چرا برای بچه‌هایتان هزینه می‌کنید؟ من خوشحالم از این‌که کاری بکنم که هم قابل تامل و تعمق برانگیز باشد و هم بستری جدیدی برای اتفاق‌های دیگر. من اینجا هم سود بردم و متضرر نشدم. در جمع شما چند نفر«عروس آتش» را ندید؟ همه‌تان و تقریبا اغلب مردم این فیلم را دیده‌اند. پس لابد فکر می‌کنید من به عنوان تهیه‌کننده این کار باید سودی زیادی می‌بردم. ولی برای ۲۳ماه اکران این فیلم در همان موقع چکی به من دادند به ارزش ۲۵۶۲۴هزاز تومان؛ این چک الان توی دفتر من موجود است. این را به شما بگویم که کلا فرهنگ صاحب هیچ جایگاهی در اقتصاد ما نیست. الان متدین‌ترین آدم‌ها هم می‌بینیم که به راحتی فیلم‌های کپی را نه تنها خودشان تهیه می‌کنند که به دیگران هم سفارش می‌کنند! ما واقعا حتی اگر سال‌ها با یک تولیدکننده رفیق باشیم، باز هم این اجازه را به خودمان نمی‌دهیم که درخواست یک کالای مجانی از او بکنیم. چون مناسبات را می‌دانیم ولی همین حالا اگر آقای هوشگ مرادی کرمانی وارد یک مکان فرهنگی شود همه می‌گویند آقا رمان«شما که غریبه نیستید» را بدهید ما هم بخوانیم.

خیلی تلاش کردیم نماهای موبایلی را بازسازی کنیم
نکته دیگری که در این جلسه مطرح شد درباره فیلم‌برداری و چرایی کیفیت پایین نماها بود و هم‌چنین پیرامون شخصیت پردازی فیلم، یحیایی درباره کیفیت تصاویر گفت: «ما تلاش می‌کردیم نماهای موبایلی را بازسازی کنیم. گاهی نماهای ما با موبایل خوب درمی‌آمد و گاهی هم با دوربین خودمان. برای همین مجبور بودیم کیفیت نماهایی که با دوربین خودمان می‌گرفتیم را پایین بیاوریم؛ آنقدر که با نماهای موبایلی هم‌تراز شود.»
و در ادامه با اشاره با این که:« در کنار ما یک مشاور روانشناس هم حضور داشت» به توضیح درباره نحوه شخصیت‌ردازی فیلم پرداخت:« درباره تک تک پلان‌ها و واکنش‌ها بحث کردیم و این را هم بگویم که شخصیت‌های ما به لحاظ روان‌شناسی مبتنی بر مکتب اگزیستانسیالیسم بود. کلا تلاش فیلم بازی بین دنیای مستند و داستانی بود ولی اصلا فکر نکنید که این تلاش از جنس نشان دادن آن رئالیسم مرسومی که در حال حاضر در سینمای ایران می‌بینید، نبود. این حرکت ما به نوعی بازی با تصویر غالبی است که ما در سینمای فعلی می‌بینیم. مساله ما اینجاست که سینمایی که قرار بوده با هنر پیوند بخورد را با مولفه‌های اقتصادی پیونده داده‌اند و درکل زیباشناسی سینما را از بین برده‌اند.»
یحیایی در پایان درباره تدوین فیلم گفت: «فیلم‌نامه ما براساس حس نوشته شده بود نه تکنیک. طبیعتا در تدوین هم تدوین‌گر ما بیشتر حس‌ها را تدوین کرد نه نماها را.»