هنروتجربه، رضا حسینی: روز گذشته (سه شنبه دوم خرداد) و پس از انتشار خبر ترمیم بیست فیلم اول عباس کیارستمی با کیفیت «۴K»‌، بزرگداشت ویژه‌ کیارستمی در هفتادمین جشنواره کن با نمایش آخرین فیلمش با نام «۲۴ فریم» برگزار شد. اولین نقدها به‌سرعت در فضای مجازی و سایت نشریه‌های معتبر انتشار یافت و همه از خداحافظی درخور و تلخ یک استاد سینما گفتند. آن‌چه در ادامه مرور می‌کنید، گزیده‌‌هایی از سه نقد متفاوت است که در رقابتی جالب‌توجه در اولین ساعت‌های پس از نمایش «۲۴ فریم» منتشر شدند.

کسان بروکس از «گاردین»: نگاهی مسحورکننده از ذهنی اسرارآمیز
عباس کیارستمی آخرین بار در سال ۲۰۱۲ با فیلم «مثل یک عاشق» به بخش رقابتی جشنواره کن آمده بود؛ فیلمی که پایان به‌نوعی ناگهانی‌اش خیلی‌ها را غافلگیر کرد. در آن زمان، فیلم‌ساز ایرانی پشیمان نبود و گفت سینما تماشاگران را تنبل کرده است و این علامت سؤالی که پس از تماشای فیلم باقی مانده، بخشی از نقطه‌گذاری زندگی است. حالا حدود یک سال پس از مرگ کیارستمی در سن ۷۶ سالگی، این طور به نظر می‌رسد که او با پایانی مسحورکننده به‌نوعی بازگشته است و هرچند دیرهنگام، اما به هر حال پایانی را برای کن تدارک دیده است.
«۲۴ فریم» واکنش کیارستمی به نقاشی‌ها و عکس‌هایی تلقی شده است که الهام‌بخش او بودند؛ و از این رو قاب‌های ثابت حیات را برای هر تصویر به ارمغان می‌آورند و سپس هر درام آغاز می‌شود. با این وجود فیلم به هیچ عنوان حس‌وحال یک ادای دین را ندارد و اقدامی برای موعظه‌گری یا جلوه‌فروشی هم به نظر نمی‌رسد. «۲۴ فریم» اثری غنی‌تر و عجیب‌تر از این حرف‌هاست؛ تقریبا به این می‌ماند که در لحظه‌ مرگ، ناخودآگاه این مرد به‌نوعی لبریز شده و در محفظه‌ای جای گرفته است. بله، این فیلم یک اثر تجربی ناب است که صبر و تعهد می‌طلبد؛ و خلاصه باید بگویم که این فیلم روحی شبح‌زده، مرا کاملا از خود بی‌خود کرده است.

24 فریم 2

استیو پاند از «د رپ»: وداعی حقیقتا اندوهبار با یک استاد
مرگ عباس کیارستمی طنین و حس فقدان خاصی به آخرین فیلم این استاد سینما بخشیده است. در واقع شرایط، «۲۴ فریم» را (که مجموعه‌ای از مینیاتورهای نفیس است که تحت هر شرایطی یک اثر نامتعارف و دوست‌داشتنی می‌بود) به وداعی حقیقتاً اندوهبار با یک استاد بدل کرده است.
در میان فیلم‌سازان ایرانی، اصغر فرهادی در سال‌های اخیر شهرت و اعتبار بین‌المللی بیش‌تری پیدا کرده و از جمله دو اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را برای «یک جدایی» و «فروشنده» به دست آورده است. اما کیارستمی آن غول سینمایی است که در طول چهار دهه‌ اخیر مطرح بوده است (و بی‌تردید فرهادی هم با این موضوع موافق است.) کیارستمی فیلم‌سازی را از دهه‌ ۱۹۷۰ آغاز کرد و پس از کارگردانی فیلم‌های درخشانی مانند «کلوزآپ» و «طعم گیلاس» که برنده‌ نخل طلا هم شد، در سال‌های اخیر در خارج از کشورش فیلم‌سازی را ادامه داد و یک جفت جواهر شاعرانه و اسرارآمیز به نام‌های «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» را از خود به جا گذاشت.
در اغلب تصاویر «۲۴ فریم» چندان اتفاقی نمی‌افتد. کیارستمی تصویری روشن از طبیعت را جلوی دیدگان ما قرار می‌دهد و سپس برای چند دقیقه تغییرهای بسیار کوچکی رخ می‌دهند. او جسارت طرح این سؤال را دارد که «قبل یا بعد از گرفتن این عکس چه اتفاقی می‌افتد؟» و اغلب وقت‌ها جواب او این است: «اتفاق چندانی روی نمی‌دهد.» این فیلم که بیش‌تر سیاه‌وسفید است، با برف و باران، دریا و درختان، گاوها و سگ‌ها و به‌خصوص پرندگان کار می‌کند و بیش‌ترشان را از پشت پنجره‌ها و حصارها به تصویر می‌کشد. انسان‌ها به‌ندرت وارد چشم‌اندازها می‌شوند و هیچ روایتی هم در کار نیست؛ در عوض این تغییرها با نگاهی بامزه و به‌زیبایی مهارشده به جهانی جمع می‌خورند که فیلم‌ساز در پیرامونش می‌دید… و آخرین لحظه‌های فیلم فوق‌العاده هستند. آن‌جا که میزی جلوی پنجره قرار دارد و جوانی ظاهراً در مقابل رایانه به خواب فرو رفته است…
عباس کیارستمی همه را دلتنگ خود خواهد کرد؛ فیلم‌سازی که نت فوق‌العاده‌ای از زیبایی و وقار را از خود در کن به جا گذاشت.

24 فریم 3

بردلی وارن از «پلی‌لیست»: روحیه و شور کیارستمی در این اثر و عناصرش پنهان شده‌است
این طور به نظر می‌رسید که نمای پایانی «مثل یک عاشق» قرار است آخرین بیانیه‌ عباس کیارستمی باشد که به طور قطع نقشی جاودان و مناسب بود؛ نمای کلوزآپی که در اوج از یک پنجره‌ شکسته در آن فیلم دیده می‌شود، حقیقتا معمایی‌ترین حد این فیلم‌ساز است که سرنوشت شخصیت‌های اصلی فیلم را باز می‌گذارد تا تماشاگران بر اساس دیده‌ها و یافته‌هایش در طول فیلم درباره آن تفکر و تعمق کند. حالا «۲۴ فریم» موتیف قاب پنجره را برداشته و آن را بارها تکرار کرده است. این فیلم شایسته‌ آن است که بیش از یک پاورقی برای کارنامه‌ کیارستمی در نظر گرفته شود. هر نمای فیلم سرشار از بازیگوشی و شیفتگی‌های این فیلم‌ساز است، اما «۲۴ فریم» در وهله‌ اول یک اثر سینمایی است و نه «اینستالیشن آرت»ی که خلاصه داستانش به نظر می‌رساند. بی‌تردید روحیه و شور کیارستمی در این اثر و عناصرش پنهان شده است، شاید در قالب یکی از آن پرندگان بی‌شماری که پیش از فرا رسیدن تصویر بعدی به دوردست پرواز می‌کنند.

24 فریم

 

••