هنروتجربه: عباس کیارستمی در آخرین ساخته خود «٢۴ فریم» علاقه‌مندی‌اش به نقاشی، عکاسی، هنر مدرن و تصاویر متحرک را به نمایش گذاشته است. در این اثر، ٢۴ فیلم کوتاه چهار و نیم دقیقه‌ای می‌بینیم که با جان‌بخشی به تصاویر ثابت آن هم از طریق تکنیک پرده سبز شکل گرفته است. این تصاویر ثابت اغلب عکس‌هایی هستند که کیارستمی در طول ۴٠ سال گرفته است؛ تصاویری مینیمالیستی و گاه اندوهناک اما زیبا که یادگار این کارگردان به‌شمار می‌رود. او دو فیلم نخست این اثر را در مسترکلاسی که سال ٢٠١۵ در جشنواره فیلم مراکش برگزار کرد برای حضار به نمایش گذاشت. اما هشت ماه پس از آن از دنیا رفت و بار تکمیل این پروژه بر دوش پسر بزرگ او، احمد، قرار گرفت.

دوم خرداد، نمایش «٢۴ فریم» جزو رویدادهای جشن هفتادمین سالگرد جشنواره فیلم کن بود که با حضور احمد کیارستمی برگزار شد. توماس پیج از خبرگزاری سی‌ان‌ان در جشنواره کن با احمد کیارستمی مصاحبه‌ای درباره وظیفه دشوار تکمیل پروژه پدرش و ماموریت حفظ میراث این کارگردان بزرگ کرده است که روزنامه اعتماد ترجمه آن را منتشر کرده است.در صفحه هنری این روزنامه هم‌چنی دویادداشت از منتقدان ورایتی و فیلم استیج درباره فیلم «۲۴ فریم» منتشر شده‌است.

احمد کیارستمی در بخشی از این گفت‌و‌گو به سختی‌های مسئولیتی که بر گردنش گذاشته شده اشاره کرده و گفته است: «ساخت این فیلم به دلایل متعدد روند دشواری بود. از نظر احساسی، آسان نبود و این یک حقیقت است. خوشبختانه دوست بسیار خوبی دارم که در تورنتو زندگی می‌کند و مراحل پس از تولید پروژه را انجام می‌دهد. بنابراین او در جنبه تکنیکی و فراتر از آن به من کمک کرد. حقیقت اینکه کسی که روی این بخش کار می‌کرد دوست قدیمی من بود، پدرم را می‌شناخت و با همه آثار او آشنایی داشت و همین یاری‌دهنده بود. دشوارترین بخش کار برای من تلاش برای حدس زدن اینکه پدرم چطور در مورد مسائل فیلم تصمیم می‌گرفت، بود، چرا که این اثر، پروژه‌ای کاملا تمام شده نبود… مدام باید به خودم یادآوری می‌کردم که من تصمیم‌گیرنده نیستم؛ من به جای او تصمیم می‌گیرم.»

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو به ترمیم آثار قدیمی کیارستمی اشاره کرد و گفت: «موسسه‌های مختلف در سراسر دنیا قصد برگزاری مراسم بزرگداشت یا نگاهی به آثار پدرم را دارند. در چند ماه گذشته با کمپانی تولید فیلم MK٢ همکاری کرده‌ام… قصد داریم تمامی‌ فیلم‌های او را ترمیم و بازسازی کنیم و از روی نسخه‌های اصلی فیلم و امیدواریم با استفاده از نگاتیوها این آثار را در فرمت ۴K داشته باشیم. از زمان درگذشت پدرم بسیاری از افراد درباره آثار او نقد و نظرهایی نوشته‌اند. اما حتی پیش از آن، شاید یک سال پیش از درگذشتش مراسم‌های بزرگداشت برای او شروع شده بود. بنابراین صحبت درباره او شروع شده بود حتی زمانی که زنده بود و این خیلی خوب است.»

او درخصوص نمایش «٢۴ فریم» در ایران گفت: «خیلی علاقه‌مندم این فیلم را در موزه هنرهای معاصر تهران روی پرده ببریم. هنوز مذاکرات را شروع نکردیم اما قصد اکران آن را داریم چرا که ایران خیلی برای پدرم و فیلم‌های او اهمیت داشت. او در ایران ممنوع‌الکار نبود اما فیلم‌های او را به مدت ٢٠ سال نمایش ندادند. پس از اینکه سرانجام روی پرده رفت، به من گفت به همه این جشنواره‌ها رفتم اما اتفاقی که در خانه بیافتد، حس دیگری دارد. او خیلی خوشحال و راضی بود.»

اوون گلیبرمن منتقد ورایتی نیز در یادداشتی که روی آخرین اثر کیارستمی نوشته، آورده است: «٢۴ فریم فیلمی روایی نیست؛ مجموعه‌ای از ٢۴ فیلم چهار و نیم دقیقه‌ای است که اغلب این فیلم‌ها حیوانات را در طبیعت به نمایش می‌گذارند و هر کدام درون قابی ساکن بسط می‌یابند. ترانه «عشق هرگز نمی‌میرد» با اجرای خواننده اهل ولز، کاترین جنکینز، پس از قطعه‌هایی آرام‌تر و طی آخرین فیلم پخش می‌شود و در واقع بیانیه درخشان و باشکوه کیارستمی درباره عشق، سینما، مرگ، تکنولوژی، سانسور و قرن بیستم محسوب می‌شود. تکان‌دهنده، باعظمت و والا. بقیه فیلم‌های «٢۴ فریم» از این سطح پیشی نمی‌گیرند اما با آن برابری می‌کنند، نشستن پای این فیلم و رسیدن به این نقطه ارزشمند است…. تمام فیلم‌سازها یک روزی اثر نهایی خود را می‌سازند اما هنرمندان انگشت‌شماری با آگاهی از این موضوع سراغ ساخت اثر آخر خود می‌روند. کارگردانانی که آشکارا یا غیرمستقیم تصور خلق نغمه وداع خود را داشتند شامل جان هیوستون (مرگ)، اینگمار برگمان (ساراباند) و رابرت آلتمن (A Prairie Home Companion) می‌شوند. ظاهرا «٢۴ فریم» کیارستمی هم در این دسته‌بندی می‌گنجد.»

جیووانی مارچینی کامیا منتقد فیلم‌استیج نیز در یادداشتی که روی این فیلم منتشر کرده، نوشته‌است:«چهارم جولای ٢٠١۶ وقتی عباس کیارستمی از دنیا رفت، سینما یکی از قدرترین پیشتازان خود را از دست داد. استاد ایرانی طی ۴۶ سال حرفه فیلم‌سازی هرگز از کشف و بررسی توانایی‌های سینما در ارایه حقیقت دست نکشید، همواره در جست‌وجوی روش‌های تازه‌ای برای دگرگون کردن نگاه ما بود و ما را وادار می‌کرد تصاویری را که پیش چشمان‌مان قرار می‌دهد و همچنین نقش خودش را در انجام این کار مورد بحث قرار دهیم. فصل نهایی این روند گسترده فیلم «٢۴ فریم» است که تقریبا در زمان درگذشت کیارستمی به مرحله آخر رسیده بود و حالا پس از مرگ او روی پرده رفته است. ایده اصلی کیارستمی جان‌بخشی به نقاشی‌های کلاسیک مشهور بود تا به این وسیله مجموعه‌ای از فیلم‌های چهارونیم دقیقه‌ای که در آنها پیش و پس از لحظه‌ای که نقاشان آن را جاودانه می‌کنند، تصور کند؛ در نتیجه چشم‌انداز تصمیم هنرمند را برای ارایه بخشی از واقعیت در آن می‌گنجاند.»