هنروتجربه: هومن ظریف روزنامه‌نگار و مستندساز که فیلم «فرخی یزدی» او در هنروتجربه در حال اکران است، امروز (دوشنبه ۱۹تیر) یادداشتی را در آینه نیوز پیرامون تصمیمات شورای صنفی نمایش و خطاب به همایون اسعدیان رییس این شورا، منتشر کرده‌است. او در ابتدای این یادداشت که تیتر«تناقض تجربه‌ و‌ هنر‌ همایون اسعدیان به بهانه سینمای هنر و تجربه!» را برای آن انتخاب کرده‌است، می‌نویسد:«همایون اسعدیان عزیز، بنا بر موارد متناقضی که در پی می‌آید که لازمه یک هنرمند«همیشه در صحنه» است، تعریضی بر مدیریت هنروتجربه داشته‌اند. چرایی این که‌ سخن ایشان،‌ با هنرش نمی‌خواند، به دلیل فراز و نشیب سینما و سیاست چند دهه اخیر است و چون حضرت ایشان، در‌هر دوره‌ای با هر وخامتی (مخصوصا دوران مشعشع هشت سال ضد فرهنگ و اخلاق تحمیلی دولتین نهم و دهم)، هنرنمایی خویش را به فراخور ارتباطات چندگانه انجام داده‌اند، تناقض در عملکرد و سخن‌شان بسیار آشکار است. درواقع تناقض این هنرمند گرامی، سببی است و نه ذاتی وهرگز قصد جسارتی وجود ندارد. گو این‌که، این هنرمند ساده دل، در تمامی مصاحبه‌هایش، خود آیینه تمام عیار فراز و نشیب خودش بوده‌است.
خارج از ساحت هنر، ایشان به‌عنوان «رییس شورای صنفی نمایش»، برخلاف ادعایی که دارند مبنی بر این‌که هم شان آقای «علم الهدی» نیستند، اتفاقا برعکس، چون به عنوان یک مسوول با مدیری دیگری سخن می گویند، حق ندارند کارنامه هنری خود را برای اثبات مسائل مدیریتی به رخ دیگران بکشند. حمله به ایشان و طلب مغفرت از هنرمندان و فیلم‌سازان هنروتجربه، به خاطر عدم راهنمایی درست و نان قرض دادن مدیریتی به سازمان هنروتجربه، اگر توسط هنرمندان هنروتجربه بخشیده شود، بنده به عنوان مستندسازی که سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده فیلم‌های خود هستم، چون آثارم «ملی» است، هرگز به عنوان مدعی‌العموم، از اعتذار و عذرخواهی ایشان راضی نمی‌شوم. مخصوصا که عملکرد ایشان در زمان اکران مستند «فرخی یزدی»، که نه از لحاظ مادی و نه معنوی، کرنشگر هیچ نهاد و جناحی نیست، باعث حذف چند سینمای مهم در پایتخت شده‌است. این مساله متوجه «شورای صنفی نمایش» و شخص ایشان است که امروز، اگرچه سخن حقی درباره «هنروتجربه» می‌گویند، اذعان دارند که گفته‌اند: «در یک سال گذشته به درخواست آقای علم‌ الهدی از شورای صنفی اکران؛ ما موافقت کردیم تا فیلم‌هایی چون «فروشنده»، «لانتوری» بتوانند در سینماهای گروه «هنروتجربه» هم در شکل محدودی اکران شوند و هر سالن سینمای «هنر وتجربه» ۱۵ سانس در ماه برای این فیلم ‌ها داشته باشد» و بعد اذعان کرده‌اند: «من همین جا اعلام می‌ کنم، شخص من همایون اسعدیان اشتباه کردم و از دوستان سازنده فیلم‌‌های «هنروتجربه» عذرخواهی می‌‌کنم.» خود کرده را تدبیر چیست؟!»

او در بخش دیگری از این یادداشت می‌نویسد:«در ضعف مدیریت آقای علم الهدی، من به عنوان منتقد مشخص ایشان، بیشتر از منتقدان و به عنوان مستندساز «فرخی یزدی» بیشتر از دیگر کارگردانان اطلاع دارم و محق هستم. چرا؟ ساده است… مستند «فرخی یزدی»، در خود یزد اکران نشده است! اما شما به عنوان هنرمند صاحب نظر و خوش طبع و خوش رابطه، قطعا،اطلاعات و راهکارهای خوبی دارید. مشکل شخص مدیر هنرو تجربه است؟! آقای علم الهدی درسینمای فرهنگ، میز چایخوری ندارد! مشکل شما اندیشه است؟! همین سرانه اندک کتاب‌خوانی و همین معدود فیلم‌های تاریخی آزارتان می‌دهد؟! کسی به شما چیزی گفته است؟! آشکار سخن بگویید چون، چون اصولا آدم طناز و نازنین و هنرمندی هستید، همانند پیش، خود دست خودتان را رو می‌کنید! ضعف مدیریت «هنر وتجربه» را از من بپرسید، اما ناجوانمردی است «نهالی» را لگد کردن، چون باغبانش را دوست ندارید!»

و در بخش دیگر اشاره می‌کند:« در مصاحبه اخیرتان در پرخاش به آقای علم الهدی و تعبیر «محفلی بودن آن»، فرموده‌اید:« یکی از ویژگی‌های محفل بودن داشتن تیمی است که از شما حقوق بگیرد تا چشم بسته هر آنچه انجام می‌دهید را تأیید کند.» اما اسعدیان بزرگوار شما در مصاحبه‌ای از منتقدی به خاطر رفتار دوگانه‌اش گله کرده‌اید و او را متهم به باج گیری کرده‌اید: «من زمانی که فیلم «بوسیدن روی ماه» را ساخته بودم، در فرهنگسرایی ما را دعوت کردند، یک منتقدی هم آمده بود، او خیلی از فیلم ما تعریف کرد. بعدها در یکی از مجلات دیدم که این دوست منتقد ما درآنجا به فیلم من رتبه بی ‌ارزش داده است. احساس می ‌کنم این رفتار خیلی برخورنده است. اینکه برای یک هدیه ‌ای که می‌گیریم از فیلم تعریف کنیم و وقتی هم که هدیه‌ای در کار نیست نظر اصلی خود را بدهیم زیبا نیست.»
آیا این تمامیت سینمای ایران و خانه سینما نیست که محفلی شده‌است و یک منتقد در حضور شما، به عنوان کارگردان نتواند از فیلمی که خود شکست آن را اذعان کرده‌اید، انتقاد داشته باشد؟ شاید مسوول رفتار دوگانه آن منتقد، کارگردانانی هستند که به هنر به عنوان «شغل» نگاه می کنند! بنده، شوربختانه در حلقه دوستان خود، منتقد پولی نمی‌بینم و اگر هم باشند، هنوز پول عوامل فیلمم را تسویه نکرده‌ام و درثانی، چه آقای علم الهدی خوشش بیاید یا نه، فیلم «یک روز بخصوص شما» باور پذیرتر و شریف تر از فیلم سوررئال «طلا و مس» شما بود.»

ظریف در بخش پایانی این یادداشت با تاکید بر این نکته که:« به هر حال، کارنامه هنری شما، آیینه تمام عیاری از مسائل اجتماعی است» از فیلم‌های اسعدیان و موضوعات آن نام می برد و در آخر می‌نویسد:«پس در کارنامه مدیریتی خود نیز، به بهانه پاسداشت «هنر»، با اصلاح و تعامل با آن که هست (وآن که شاید شما و آقای حیدریان  بدانید می آید!)،سعی کنید خدمتی به اندیشه اصیل سینمای «دل» که برای سفارش«جان» و«ایران» ساخته می‌شود، انجام بدهید.»