هنروتجربه:  نشست میان شهرام مکری، همایون اسعدیان و اکبر نبوی درباره سینمای هنروتجربه در برنامه تلویزیونی «چشم شب روشن» برگزار شد، و  شاهین امین با مهرداد فرید در برنامه «شهرفرنگ» در رسانه چاپی و مجازی بازتاب‌ داشت، برای مثال روزنامه اعتماد امروز در صفحه هنری خود خلاصه‌ای از برنامه «چشم شب روشن» را پوشش داده است.

در این میان اخبار مرتبط دیگری نیز با گروه هنروتجربه در میان رسانه‌ها به چشم می‌خورد. فیلم سینمایی «پرسه در حوالی من» به کارگردانی غزاله سلطانی که به تازگی به جشنواره «ماربیا» راه یافته، این روزها در گروه سینمایی هنروتجربه در حال اکران است. این فیلم روایت زندگی دختری است که در آستانه سی سالگی دغدغه روحی تازه‌ای پیدا می‌کند. مهراه شریفی‌نیا در این فیلم نقش اصلی را ایفا کرده است.

روزنامه صبا به همین بهانه با او گفت‌وگو کرده و شریفی‌نیا از تجربه حضور در این فیلم گفته است: «دغدغه‌هاى کاراکتر سایه به دغدغه‌هاى من و خود غزاله بسیار نزدیک بود. متن خیلى خوب نوشته شده بود. کاویدن درون یک زن در آستانه سى سالگى، نیاز به درک عمیق نویسنده از بحران زنان در این سن دارد. سلطانى به‌خوبی به این دغدغه و بحران پرداخته بود. قصه فیلم قصه دخترى است که در آخرین روزهاى ۲۹ سالگى به‌سر مى برد و از عوض شدنِ دهگان سنش مى‌ترسد چون ازدواج نکرده و بچه ندارد. کارکردن در نقشى شبیه سایه را می‌پسندم؛ یعنى نقشى که عمق دارد و تک‌بعدى نیست و شخصیتش را می‌توانید در چند صفحه تعریف کنید و فقط با یکى دو جمله نمى‌شود او را شرح داد. من با نقش‌هاى این‌چنینى ارتباط بهترى برقرار مى‌کنم و به‌نظرم ایفای این نقش‌ها روح بازیگر را جلا مى‌دهد.»

او درخصوص همکاری با نابازیگران نیز گفته است: «خیلی خوب بود. ما قبل از فیلمبردارى جلسات تمرین زیادى داشتیم و با سلطانى و بقیه بازیگرها صحنه‌هاى نوشته نشده را تمرین مى‌کردیم که به اجراى درست صحنه‌هاى اصلى کمک مى‌کرد، این کار که یکى از روش‌هاى تمرینى خانم سلطانى بود در نزدیک کردن ما به هم و به نقش تاثیر به‌سزایی داشت.»

از دیگر فیلم‌های در حال اکران در گروه هنروتجربه که اتفاقا کارگردان آن نیز یک زن سینماگر است، می‌توان به فیلم سینمایی «بیوگرافی» به کارگردانی فاطمه ثقفى اشاره کرد. خبرگزاری آنا به بهانه اکران این فیلم با ثقفی گفت‌وگویی داشته است .در بخشی از این گفت‌وگو، ثقفی درباره اکران فیلمش در هنروتجربه می‌گوید: «فیلم ما فیلم تجربى بود البته نه به معناى آماتور. تجربه به معناى هنر به مثابه تجربه که ریشه در شهود داشت. در پیش تولیدمان با سوپراستارها هم تمرین کردیم حتى با بعضى از آنها قرارداد هم بستیم اما به این دلیل که چیزى که مى خواستم از آن درنمى‌آمد همه را عوض کردم و بازیگرانى را انتخاب کردم که دقیقا چهره نباشند و خدا را شکر با اینکه مخاطب سینما بازیگران این فیلم را به عنوان نمی‌شناسد اما خیلی راحت آنها را باور کرده است. ریشه‌های انتخاب‌های خود من هم چون تجربی بود فکر می کردم که هنروتجربه بستر مناسبی است در عین حال فیلم ریتم تندی دارد و نبض آن می‌زند و تماشاگر عام سینما را هم می‌تواند تا انتها نگه دارد. در هنروتجربه کسی به کسی دروغ نمی‌گوید و وقتی مخاطب فیلمی از آن را انتخاب می‌کند، می‌داند که ممکن است شاهد اتفاقات عجیبی روی پرده سینما باشد اما زمانی که همین مخاطب مثلا برای سینما آزادی بلیت می‌خرد توقع یک کالایی دارد که زمان سرگرمی آنها را پر کند.»

ثقفی در بخش دیگری به علت بهره نبردن از بازیگران چهره در این فیلم اشاره کرده است: «چندین جلسه با بازیگران چهره‌ تمرین کردیم اما متاسفانه حضورشان به فیلم آسیب می‌زد. فیلمساز اول فیلمساز خطرناکی است. فیلمنامه‌اش سالها مثل شمشیر سامورایی زیر بغلش است از این طرف به اونطرف می‌خواسته که فیلمش را بسازد. به همین خاطر حالا که قرار شده فیلم را بساز می‌خواهد باید به بهترین شکل بسازد. حضور سوپراستار شاید بهترین اتفاق در گیشه بود اما برای من که در جهان تنهایی خودم بودم ، خوب نبود. اگر امکانش بود حتی دوست داشتم بازیگران را از خیابان انتخاب کنم ولی  بازیگران تئاتری هم به من جواب دادند. مخاطب سینما تصوری از این بازیگران نداشت و آن ها می توانستند مخاطب را هر جایی با خود ببرند اما حالا اگر این نقش‌ها را سوپراستارها بازی می کردند قطعا پس زمینه هایی در ذهن مخاطب از آن ها بود در صورتی که من می خواستم ذهن مخاطب از بازیگران پاک باشد. من با یک آدمی برخورد کردم و تجربه او را دیدم و تجربه اش روی من اثر گذاشت و من را آشفته و دیوانه کرد و به همین دلیل تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم به خاطر این موضوع خیلی دلم می خواست آدم های فیلمم هم به همان فضا نزدیک باشند.»