هنروتجربه-قاسم فتحی: هفته فیلم ارمنستان که با همکاری گروه هنروتجربه و سفارت ارمنستان طی یک هفته در تهران، شیراز و مشهد برگزار شده بود آخرین نشست خود را در مشهد و با حضور دو تن از فیلم‌سازان  سینمای ارمنستان برگزار کرد. در این برنامه با نمایش فیلم« عشق من، موسکویچ» آغاز و بعد با نشست آرام شهبازیان (کارگردان) ، آرن واتیان و روبرت صافاریان کارشناس و منتقد در سالن شماره پنج سینما هویزه مشهد ادامه پیدا کرد.

پاراجانف مشهوترین فیلمساز ارمنی است
روبرت صافاریان در ابتدا درباره تاریخچه برگزاری چنین جلساتی گفت: «اول این را بگویم که چنین برنامه‌های برای اولین بار نیست که بین فیلم‌سازان دو کشور برگزار می‌شود. بعد از استقلال ارمنستان، تلاش‌های زیادی شده است. مثلا در سال‌های اول جشنواره فجر، هیاتهایی از ارمنستان می‌آمدند حتی هفته فیلم‌های تاریخی ارمنستان در ایران برگزار شده است . همچنین در جشنواره  ایروان (زردآلویطلای ) ارمنستان هم همیشه  ایران چه در بخش داوری و چه در بخش فیلم‌های به نمایش درآمده حضور پررنگی داشته است».
این مستندساز و منتقد باسابقه سینمای ایران مختصری از تاریخچه فیلمسازی در ارمنستان صحبت کرد: «اولین فیلم تاریخ سینمای ارمنستان به سال ۱۹۲۵  از روی رمان الکساندر شیروانی‌زاده یکی از نویسنده بزرگ ارمنستان ساخته شد.  طبعا از آن دوره تاکنون فیلم‌های دیگری ساخته شده و یک سنت فیلم‌سازی در این کشور به وجود آمده است».
مترجم کتاب« تاریخ سینمای دیوید بوردول» پاراجانف را مهمترین و مشهورترین فیلم‌ساز ارمنی خواند : «از سینمای دهه شصت ارمنستان فیلم‌هایی نسبتا زیادی دیدم که خیلی از آن‌ها آثار خوبی بودند و برخی‌هایشان تحت تاثیر سینمای اروپا. از طرفی در این بین، پاراجانف مشهورتربن فیلمساز ارمنی است . پیدا شدن شخصی مثل پاراجانف خب به خاطر علاقه‌اش به مباحث فولکلور کشورهای شوروی خیلی توانست در سینما کشور تغییر ایجاد کند.»

صافاریان استقلال ارمنستان را نقطه عطفی در ایجاد شرایط تازه‌ای برای نسل جوان خواند : «بعد از استقلال ارمنستان شرایط جدیدی پیش آمد. قبل از آن تولید دولتی به معنای دقیق کلمه وجود داشت؛ یعنی بودجه‌ای از مسکو تصویب می‌شد و فیلم‌سازها حقوق بگیر استودیوها بودند و در ساخت فیلم مشارکت می‌کردند. پس از استقلال بودجه قطع  شد. فیلم‌سازهای ارمنی یعد از گذشت آن سال که معروف به سال‌های سرما و محاصره بود ،  یاد گرفتند چگونه اسپانسر و سرمایه‌گذار بیابند ، این شیوه‌ای است که هنوز ادامه داد. سالانه حدود شش تا هفت فیلم سینمایی در ارمنستان ساخته می‌شود.»
او درباره فیلم « عشق من، موسکویچ» ادامه داد :« بازیگر اصلی فیلمی که امروز تماشا کردید یک زن ایرانی- ارمنی است که در حال حاضر در فرانسه زندگی می‌کند و در فیلم آقای شهبازیان هم بازی کردند. ارمنستان کشوری است که حدود سه میلیون نفر جمعیت دارد و چیزی حدود هفت میلیون نفر ارمنی در کشورهای دیگر دنیا زندگی می‌کنند. حتی خانم آناهید آباد هم در نشستهای قبلی حضور داشتند هم به دو نوع سینما اعتقاد داشت؛ اول سینمای ارمنی و دیگری سینمای ارمنستان».
قانون سینما در  مجلس ارمنستان در حال بررسی است
آرام شهبازیان در ادامه درباره شرایط فیلم‌سازی در ارمنستان صحبت کرد: «باید بگویم روزهای اول بعد از استقلال روزهای سختی بود برای همه ما.ایجاد ساختار اجتماعی جدیدی که فکر می‌کردیم به تحول سریعی بینجامد، خیلی کُند پیش می‌رفت. از دوران شوروی دو نسل برای فیلم‌سازی تربیت شده بودند و راهشان را برای فیلم‌سازی پیدا کرده بودند ولی در ساختار جدید نمی‌دانستند چطور این کار را بکنند. آن هنرمندانی که هر روز می‌رفتند استودیو و از دولت حقوق می‌گرفتند یک روز صبح بلند شدند و دیدند سیستم حاکمیتی جدیدی به وجود آمده و نمی‌دانستند باید کجا بروند. همه آن نسل معتقدند که هنوز هم باید دولت از سینماگران حمایت کند ولی خب بین آنها بودند کسانی که راه دیگری را انتخاب کردند.»
شهبازیان درباره نسل جدید فیلم‌سازی در ارمنستان هم توضیحاتی داد: « نسل جدید کاملا به شرایط آشناست.  مثلا همین‌ها می‌توانند بازار مشترکی پیدا کنند، دنبال تهیه‌ بگردند و خیلی کارهای دیگر. این خبر را هم بدهم که در همین روزها قرار است اصلاحاتی در قوانین تولید فیلم در ارمستان انجام شود که روند ساخت فیلم را چه برای سینماگران داخلی و چه برای سرمایه‌گذاران خارجی تسهیل کند. در واقع قانون سینما در مجلس ارمنستان در حال بررسی است.»

واتیان

سینمای حرفه‌ای ما تحت‌تاثیر هالیوود نیست
شهبازیان همچنین در پاسخ به این سوال که آیا سینماگران ارمنستانی هم تحت تاثیر سینمای آمریکا قرار گرفته‌اند یا نه، گفت: «در حوزه سینمای حرفه‌ای باید بگویم که سینمای آمریکا هیچ تاثیری بر سینمای ارمنستان نگذاشته است. بماند که آثاری هم ساخته می‌شود که کپی‌های سطح پایینی از سینمای امریکا هستند و به نوعی به سینمای تجاری شهرت دارند. اما آنچه که در سینمای حرفه‌ای رخ می‌دهد این است که هیچ رابطه‌ای با سینمای امریکا و روسیه نداریم. »

آرن واتیان دیگر فیلمساز حاضر در این نشست اما نظر دیگری در این باره داشت: «البته من تاثیر گرفتن از سینما آمریکا یا هر سینمای دیگری را فی‌نفسه اتفاق بدی نمی‌دانم. بالاخره از هر سینمایی میتوان چیزهایی آموخت.در حال حاضر، تارانتینو فیلم‌ساز مورد علاقه من است. اما این نکته را بگویم که به سینمای اروپا نزدیک‌تر هستم. همه اینها را گفتم تا این مسئله را بیان کنم که استقلال کشورمان این کمک را به ما کرد تا چیزهای نادیده زیادی را که سالهاست نمی‌توانستیم ببین را ببینیم.»
داستان فیلم« عشق من، موسکویچ » واقعی است
شهبازیان بعد از صحبت درباره سینمای ارمنستان، درباره فیلمش صحبت کرد: «داستان فیلم داستان واقعی است. مثل بقیه کارهای من که همه‌شان واقعی بودند. من در قره‌باغ مشغول تولید فیلم مستندی بودم ، به طور تصادفی مردی را پیدا کردم که خاطره‌های زیادی داشت. او از خاطراتش دو جلد قطور درست کرده بود و ما آمدیم  یکی از خاطرات عاشقانه‌اش را دستمایه قرار دادیم. یکی از خاطره‌هایش درباره عشق به همسر اولش بود. این مرد واقعا جزء پناهنده‌هایی بود که از آذربایجان آمده بودند و باقی داستان از اتفاقات روزمره است.»
شهبازیان اعتقاد دارد که سینمای ارمنستان دارد همان راه سینمای ایران را پیش می‌گیرد: «من فکر می‌کنم در حال حاضر اوضاع سینمای ما خوب است و روز به روز هم پیشرفت می‌کنیم و ما داریم همان مسیر را طی می‌کنیم که سینمای ایران حرکت کرده بود.»
تولید مشترک می‌تواند خلاء‌ها را برطرف کند
آرن واتیان در پاسخ به این سوال که دغدغه نسل جدید فیلم‌سازی ارمنستان چیست، گفت: «حقیقتش این است که در کشور هرکسی سوژه خودش را خودش انتخاب می‌کند و کار خودش را می‌کند. از طرف دیگر، من فکر می‌کنم تولیدهای مشترک می‌تواند کمک کند به دو کشور.»
این کارگردان سینمای ارمنستان و در پاسخ به این سوال که آیا دچار سانسور می‌شوید یا نه، گفت: «در زمان شوروی همانطور که خیلی‌ها می‌دانند اغلب فیلم‌ها و فرم‌های تصویری دچار سانسور می‌شدند.اکنون هم به لحاظ ابزار  محدودیت‌هایی وجود دارد .چه بسا همین محدودیتها باعث می‌شود فیلم ها دارای لایه‌های معنایی و عمق بیشتری باشید و این روی خلاقیت فیلم‌ساز تاثیر مستقیمی می‌گذارد. آزادی یک شبه اتفاق نمی‌افتد و این موضوع هم یک روز و یک هفته‌ای به سرانجام نمی‌رسد.»

عکس: آرش سرهنگی