هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی دو فیلم مستند «خیلی، خیلی محرمانه» ساخته زنده‌یاد محمدرضا مقدسیان و «برد» حمید جعفری روز یکشنبه ۱۵ مرداد در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر حمید جعفری، محسن عبدالوهاب، ارسطو مداحی‌گیوی فیلم‌بردار، حسن شبانکاره صدابردار حضور داشتند. همایون امامی کارشناس و مجری این مراسم بود.

همایون امامی نشست را با گرامی داشت یاد و خاطره زنده‌یاد محمدرضا مقدسیان آغاز کرد: «امروز شاهد نمایش دو فیلم ارزشمند بودیم. مستند «خیلی، خیلی محرمانه» جای خالی مقدسیان را یادآوری می‌کند که برای ما تلخ است. جای خالی او شدیدا در سینمای مستند ایران احساس می‌شود. «بَرد» حمید جعفری نیز فیلمی زیبا و ستایش برانگیز است. قرار نیست در این نشست صفت‌‌های اغراق‌آمیز به این آثار بدهیم چرا که فیلم حرف خودش را می‌زند.»

او درباره مستند «برد» بیان کرد: «فیلم حمید جعفری عمیقا تصویرگرا است و به ذات و جوهره سینما نزدیک است. در این فیلم کلام توصیفی نداریم و همه چیز از طریق همجواری تصاویر مطرح می‌شود. صدا در این فیلم تصویر دوم است و دکوپاژ شده و برخوررد خلاقانه‌ای با صدا در آن صورت می‌گیرد. »

این مدرس سینما ادامه داد: «در ابتدای فیلم با یک نمای طولانی از زن سنگ شکن مواجه هستیم. فیکس بودن نما ما را بر کار او و سیطره صخره متمرکز می‌کند. در پایان فیلم نیز در لانگ شات تصویر زن را داریم اما صدای نفس نفس زدن او از نزدیک می‌شنویم که از عمق خستگی او می‌گوید.»

او درباره نقش سنگ در این مستند اشاره داشت: «در فیلم کاراکترهای مختلف دیده می‌شوند اما یک کاراکتر دیده نشده سنگ است. ما در شروع فیلم تقابل زن و سنگ را به شیوه کلاسیک تقابل قهرمان و ضدقهرمان می بینیم. زن با زور و تقلا سنگ را تکان می‌دهد تا معاش خانواده‌اش را تامین کند. سنگ در فیلم یک جا دشمن است و یک جا به عنوان سرپناه و وسیله امرار معاش مورد توجه قرار می‌گیرد.»

امامی اضافه کرد: «درعین حال «برد» فیلمی کوتاه و موجز است و زندگی به خوبی در آن روایت شده. فیلم بدون کلام بیان شده و تا به آخر پیش می‌رود.»

این مدرس سینما در باره «خیلی، خیلی محرمانه» توضیح داد: «این فیلم از یک طرف یادآور رویکرد عدالت اجتماعی در فیلم‌های مقدسیان است. او به دنبال آن بود که جامعه را در یک هیات بقاعده ببیند و اگربی‌قاعدگی یا رشد نامتوازنی می‌دید آن را در فیلم‌هایش تجسم می‌کرد. مثلا در مستند «کوره‌پزخانه» بر پایه تحقیق نظری و میدانی وسیعی که انجام می‌دهد، کار کودکان را در کوره ­پزخانه‌­ها مورد آسیب‌شناسی و بازنمایی قرار می­‌دهد. او همین رویکرد را در مستندی دیگر، با موضوع بهره‌کشی صیادان شمال ایران انجام داده است. یا در مستند «خیلی،خیلی محرمانه» نیز به آسیب‌های اجتماعی مطبوعات پرداخته.»

او افزود: «در تمام فیلم‌های محمدرضا مقدسیان این نگاه آسیب شناسانه و اجتماعی وجود دارد. نگاه او رویکردی آمیخته با عدالت اجتماعی و مطالبات عدالت جویانه است. مقدسیان به خوبی توانسته بود شناخت اجتماعی، اقتصادی جامعی از شرایط پیرامون خود به دست آورده و از این راه با طرح آن در فیلم‌هایش، بر روند رشد مناسبات اجتماعی جامعه خود اثر گذاشته، در حل مشکلات نیز راهکارهایی عمدتا اجتماعی، فرهنگی  ارائه دهد.»

حمید جعفری.نقد برد

جعفری: با زبان و فرهنگ‌ منطقه آشنا بودم
در ادامه این نشست حمید جعفری درباره ساخته شدن مستن «برد» بیان کرد: «فیلم‌برداری فیلم را اسفندماه ۹۲ شروع کردم. حدود چهار سال قبل از آن و در سال ۸۸ خیلی اتفاقی، گزارشی یک دقیقه‌ای در مورد خانمی دیدم که از طریق شکستن و فروش سنگ روزگار می‌گذراند. این موضوع را در گوشه دفترم یادداشت کردم و چندسال بعد سراغ آن رفتم. مطلبی که در یک صفحه یادداشت کردم، بعد از چندسال ادامه پیدا کرد و چند صفحه شد و تاحدی پرورش پیدا کرد. به طوری که احساس کردم آماده ساختن آن هستم.»

او درباره ارتباطش با سوژه فیلم توضیح داد: «من اهل رامهرمز هستم و با زبان و فرهنگ‌ آن منطقه آشنا بودم. همین موضوع باعث جلب اعتماد کارکترها شد و اتفاقا این اعتماد زود جلب شد. هنوز که هنوز است رابطه من با خانم مریم نصیری‌زاده پابرجا است و گاهی سراغ او را می‌گیرم. ما شرایط تولیدی مناسب و حتی جای اسکان درستی نداشتیم.  بچه‌ها و عوامل فیلم بسیار با من همکاری کردند. زمان فیلم‌برداری ما اسفند بود و انجام این کار در آن شرایط سخت‌تر بود. ضمن اینکه سرما مشکل کار ما را تشدید می‌کرد.»

جعفری درباره پلان اول و سخت فیلم گفت: «پلان شروع فیلم را مدیون ارسطو مداحی‌گیوی فیلم‌بردار فیلم هستم. ما کادر را بستیم و همه چیز را کنترل کردیم و برای دوربین حفاظ درست کردیم. احتمال قوی می‌دادیم که سنگ روی دوربین می‌افتد. ما چند زاویه دیگر را انتخاب کرده‌بودیم اما می‌دانستیم هر صحنه‌ای جز این صحنه، این‌قدر تاثیرگذار نمی‌شود اما گیوی به ما قوت قلب داد. گفت اگر هم دوربین بشکند هارد آن قابل استفاده خواهد بود و این پلان را خواهیم داشت. دوربین هم متعلق به خودش بود. ما هم همان‌طور قاب را بستیم و حفاظ ساختیم و هیچ اتفاق ناگواری هم نیفتاد.»

مدیرتولید و دستیار  کارگردان مستند «خیلی، خیلی محرمانه»درباره این فیلم بیان کرد: «محسن عبدالوهاب ۲۰ سال بیشتر از من با مقدسیان آشنا بود. محمدرضا مقدسیان از اواسط دهه ۷۰ به دنبال ساخت مستندی درباره مطبوعات بود اما این اتفاق هربار به طریقی انجام نشد. او در این سال‌ها چندین فیلم‌نامه قابل اجرا داشت و چندین روزنامه و مجله را هم انتخاب کرد که هر کدام به دلایلی نشد. یا سردبیرها نمی‌پذیرفتند و حاضر نبودند راه‌های فرار از خط قرمزها را برای مخاطب آن هم جلو دوربین بگویند یا روزنامه‌ها تعطیل می‌شدند.»

او ادامه داد: «اولین مجله‌ای که برای مستندسازی به سراغ آن رفت گل آقا بود. بعد از آن به سراغ مجله زنان، روزنامه جمهوریت و هفته‌نامه چلچراغ رفت که با وجود داشتن فیلم‌نامه کامل این اتفاق ممکن نشد چون سردبیران و مدیران مسئول از جلو دوربین رفتن پرهیز داشتند. در نهایت در دفتر خط خطی این طرح به انجام رسید. او اعتقاد داشت برای این فیلم باید ۳۰ روز پشت سرهم فیلم‌برداری کند اما مرکز گسترش سینمای مستند زیربار این هزینه نرفت. او هم به بازسازی روی آورد و همه جلسات تحریریه خط‌خطی را شرکت کرد و بارها به صداهایی که از آن جلسات ضیط کرده بود، گوش می‌داد.»

مداحی گیوی: مقدسیان با تسلط شرایط پشت صحنه را در آرامش نگه داشت
ارسطو مداحی گیوی درباره همکاری‌اش با مقدسیان و جعفری عنوان کرد: «سال‌ها با مقدسیان عزیز کار کردم و بسیار از او آموختم. حمید جعفری هم از لحاظ آرامش در طول کار شبیه مقدسیان است. او برای «برد» بسیار تحقیق و مطالعه کرد. استخوان‌بندی طرح او در فیلم حفظ شد اما اتفاقاتی در طول فیلم‌برداری افتاد که پیش‌بینی شده نبود. ما یک هفته پیش از نوروز سر فیلم‌برداری رسیدیم و هیچ صحنه‌آرایی‌ای برای فیلم نکردیم. ما قصد پنهان کردن چیزی را نداشتیم.»

مدیر فیلم‌برداری «خیلی، خیلی محرمانه» و «برد» اضافه کرد: «من در چند فیلم صنعتی با آقای مقدسیان همکاری کردم. در این کارها در پشت صحنه آرامش داشتیم. برخلاف بسیاری از کارها که خیلی از عوامل قابل کنترل نیست با تسلط مقدسیان شرایط خوبی برای ما فراهم بود. فضای کار همیشه آرام بود و البته ما هم همیشه آماده بودیم. در این مستند دو دوربین داشتیم که با مدیریت خوب کارگردان تصاویر خوبی به دست آمد. برای گرفتن تحریریه مجله خط خطی در یک کار تلویزیونی، حداقل از چهار دوربین استفاده می‌شود اما او با همان امکاناتی که داشت، او بسیار خوب مدیریت کرد و تصاویر بازسازی شده خوبی هم برای مستندش به دست آورد.»

.ارسطو مداحی گیوی .محسن عبدالوهاب

شبانکاره:دقت مقدسیان روی موضوع صدا برای من جذاب بود
حسن شبان‌کاره درباره همکاری‌اش با «خیلی، خیلی محرمانه» اشاره داشت: «در این فیلم با دوچالش در زمینه صدابرداری مواجه بودیم. از یک طرف دفتر مجله خط خطی در جای شلوغی قرار داشت و از طرف دیگر تحریریه شلوغی داشت. خیلی وقت‌ها که صدای زائدی از بیرون می‌آمد مقدسیان به من نگاه می‌کرد به نشانه این که کار را ادامه بدهیم یا متوقف کنیم؟ این دقت کارگردان روی صدا برای من جذاب بود.»

صدابردار و صداگذار مستند «خیلی، خیلی محرمانه» افزود: «او چون در تمام جلسات تحریریه شرکت کرده بود و می‌دانست در جلسات ایده‌یابی یا طراحی روی جلد چه کسانی بیشتر حرف می‌زدند. ما دو میکروفن  بی‌سیم را به آن افراد داده و صدای دیگران را با بوم می‌گرفتیم. من دوجلسه صداگذاری را با آقای مقدسیان انجام دادم اما به جلسه سوم نرسید و او را از دست دادیم. صداگذاری تیم به صورت گروهی و با همکاری آرش زاهدی و محسن عبدالوهاب و دقت بی‌نظیرش روی صدا انجام شد. جلسات مفصل من و محسن عبدالوهاب تجربه‌ای بی‌همتا برای من بود.»

عبدالوهاب: مقدسیان حق استادی بر گردن من داشت
محسن عبدالوهاب در صحبت‌های کوتاهی در این نشست نقد و برسی بیان کرد: «حضور من در این نشست جای سوال دارد و بیشتر برای دلگرمی دوستان آمدم. وقتی مقدسیان از بین ما رفت با اجازه مرکز گسترش و لطف دوستان شرایطی پیش آمد تا این بار را از روی زمین برداریم. مقدسیان حق استادی بر گردن من داشت و اگر کم و کسری در این مستند هست خودش بر من ببخشد. من، خسرو مختاری و مقدسیان سه تفنگدار بودیم و معمولا با هم کار می‌کردیم و از طرح تا مرحله نهایی کار را با همکاری هم پیش می‌بردیم.»

او ادامه داد: «من یکی دوبار سر تدوین مستند «خیلی، خیلی محرمانه» رفتم اما در همان وقت خودم مشغول انجام کار بودم. مقدسیان آدم هنرمندی بود و زندگی‌اش را وقف سینمایی کرد که دوست داشت. او آدم متعهدی بود و فکر می‌کرد باید کاری بکند که دوست دارد. مجموعه «آّب و آبیاری» او واقعا درخشان است. همین طور «گفت‌وگو درمه» و چند کار دیگرش.»

عکس:یاسمن ظهورطلب