هنروتجربه:مجموعه مستندهای «کارستان» که به همت یک گروه مستندساز با مشاوره رخشان بنی‌اعتماد و تهیه‌کنندگی مجتبی میرتهماسب ساخته شده، مدتی است در سینماهای هنروتجربه کشور روی پرده رفته است. مستندهای «پنبه تا آتش»، «شاعران زندگی»، «بنیان‌گذار محک» و «مادر زمین» از جمله آثار موجود در این مجموعه است.

روزنامه اعتماد به بهانه اکران این فیلم‌ها سراغ دو مستند ساز این مجموعه؛ شیرین برق‌نورد و مهناز افضلی رفته است. این دو از جمله کارگردان‌های مجموعه مستند «کارستان» هستند که دو فیلم با محوریت تلاش و پیگیری دو زن در عرصه محیط‌زیست ساخته‌اند. در ادامه بخش‌هایی از این گفت‌وگو را می‌خوانید:

مهناز افضلی کارگردان «مادر زمین» در این گفت‌وگو به شکل‌گیری گروهی مجموعه مستندهای کارستان اشاره کرده و می‌گوید: «در این مجموعه فیلم‌های مستند همه اتفاق‌ها از ارایه طرح تا نگارش فیلمنامه و درست از آب درآمدن فیلم‌ها به شکل گروهی اتفاق افتاد و هرگز تکروی در کار نبوده و همه امور در گفت‌وگو، تعامل و با مشاوره گرفتن از خانم بنی‌اعتماد و آقای میرتهماسب شکل گرفت. حتی نام‌گذاری فیلم «مادر زمین» یک کار تیمی بود. اما با وجود همه پیش‌بینی‌هایی که ما به عنوان فیلمساز همراه با مشاور و تهیه‌کننده داشتیم اما باید این موضوع مهم را در نظر داشت که خود پرسوناژها می‌گویند که چه باید کرد با قصه من چرا که در مستندهایی از این دست با فردی حقیقی طرف هستیم و اوست که به من به عنوان فیلمساز می‌گوید که داستان مرا چطور دنبال کن.»

برق‌نورد در ادامه به شیوه شخصی‌اش در ساخت مستند اشاره کرده است: «یکی از نکاتی که وجود دارد توجه به اصطلاح «Fake Documentary» است. این اصطلاح به معنای مستندی است که بر کذب استوار است که این کذب بودن لزوما معنای بدی ندارد. در واقع به این معنا است که فیلمسازان مستند همان روندی را که در سینمای داستانی انجام می‌شود در سینمای مستند هم دنبال می‌کنند و عوامل جلوی دوربین به جای اینکه بازیگر باشند افرادی حقیقی و واقعی هستند. برخی مستندسازان بر اساس برداشت خود از سوژه فیلمشان، فیلمنامه می‌نویسند و فیلم خودشان را جلوی دوربین می‌برند؛ فیلمی که لزوما می‌تواند حقیقت ماجرا نباشد. این نوع مستندسازی اخیرا طرفداران زیادی در دنیا پیدا کرده است اما مشخصا مورد پسند من نیست. به عنوان یک مستندساز دلم می‌خواهد در فیلمی که می‌سازم کشف و شهود کنم و اساسا به خودم اجازه نمی‌دهم در زندگی کاراکترهایی که جلوی دوربین من می‌آیند دخالت کنم به شکلی که مسیرهای زندگی و فکری آنها را برهم بزنم.»

افضلی نیز در توصیف فیلمنامه مستند می‌گوید: «با توجه به نگارش فیلمنامه این نکته را هم باید در نظر داشت که مجموع این آثار مستند است و فیلم مستند به خودی خود در برخی موارد از  فیلمنامه خارج است و نیازمندی کارگردانی و اداره در لحظه است. در کار پیش آمده که هنگام فیلمبرداری با موردی مواجه شدیم که در فیلمنامه وجود نداشت و می‌خواهیم آن اتفاق را ضبط کنیم. بنابراین در این مورد کارگردان است که باید تصمیم بگیرد که آیا موضوع پیش آمده اهمیت دارد که ثبت شود یا خیر و اگر ثبت شود کجای فیلم قرار خواهد گرفت و چطور به اثر خدمت خواهد کرد.»

برق‌نورد نیز با اشاره به چگونگی آشنایی‌اش با شیرین پارسی گفت: «از زمانی که وارد پروژه «کارستان» شدم با خانم پارسی بسیار معاشرت کردم و در مجموع، یک‌سال و نیم با او زندگی کردم. در تمام این مدت حتی یک لحظه به این فکر نکردم که می‌خواهم از او قهرمان بسازم. اساسا در کل مجموعه هیچ‌وقت صحبت از قهرمان‌پروری صورت نگرفت و این عدم قهرمان‌سازی از کاراکترها از سوی همه کارگردان‌ها و نیز مشاور هنری و تهیه‌کننده بسیار کنترل شد. اتفاقا همواره در جلسات، صحبت از هر چه زمینی نشان دادن کاراکترها می‌شد. آنچه درباره این کاراکترها جذاب است این است که هر کدام از آنها در یک گوشه از مملکت خود بدون اینکه خیلی شناخته شده باشند بی‌هیچ سر و صدایی در حال انجام کارهای بزرگ هستند. این فیلم‌ها تلاش دارند آنها را به صورتی عینی و ملموس به مردم بشناسانند. به نظرمن نکته مهم و قابل توجه این است که در میان مردم هستند افراد فراوانی که با کارهای بزرگی که انجام داده‌اند حکم ستون‌های مملکت را دارند و صبوری، ایمان به زندگی و کار و ایثار و گذشت ۶ نفر از آنها با ساخته شدن مجموعه مستندهای «کارستان» در تاریخ ماندگار شد.»