هنر و تجربه، ترجمه رضا حسینی: جری لوییس الهام‌بخش نسل‌های مختلفی از کمدین‌ها و کمدی‌سازان شد و این موضوعی بود که با ادای احترام‌ها و همدردی‌های فوری در پی درگذشت او در ۹۱ سالگی ثابت شد. یکی از نوظهورترین کارگردانان سینمای مستقل آمریکا، الکس راس پری است که فیلم موفق سال ۲۰۱۱ او با عنوان «گردونه رنگی» یک کمدی سیاه رندانه بود که حسابی وامدار بازی‌های دیوانه‌وار لوییس است.کارگردان «گردونه رنگی» توضیح می‌دهد که چرا جری لوییس برای او به‌مراتب بیش از یک کمدین است.

پری که در فیلم بعدی‌اش «فیلیپ به‌دقت گوش کن» تأثیرپذیری‌های مشابهی را به نمایش گذاشت، به دنبال درگذشت جری لوییس مطلب کوتاهی درباره علاقه و نسبتش با آثار این کمدین افسانه‌ای منتشر کرد که چنین آغاز می‌شود: «هر وقت از تأثیر جری لوییس بر فیلم‌هایم می‌گویم باید به این موضوع هم اشاره کنم که او بیش‌تر به عنوان یک فیلسوف الهام‌بخش من شد تا یک کمدین. شاید برخی به این حرفم بخندند اما این واقعیتی است که برای من روی داده است. شور و شوق خردمندانه و روشنفکرانه‌ی این مرد از همان اولین آثارش تا همین گفت‌وگوی فوق‌العاده‌ی سال گذشته‌اش با «هالیوود ریپورتر» (آخرین شاهکار او و خلاصه‌ای تمام‌عیار از آثار زندگی‌اش) بی‌همتا بود و نمونه‌هایش هرگز دوباره دیده نخواهند شد. تماشای آخرین فیلم‌های کارنامه‌ی او در مقام نویسنده/ کارگردان/ بازیگر از جمله «جواهرات خانوادگی» و «دهان گشاد» نشان می‌دهد که او به عنوان یک هنرمند واقعی چه‌قدر در این سن‌وسال موفق بود و کارهای پیچیده را طوری انجام می‌داد که کم‌تر کسی با سن‌وسال او از عهده‌شان برمی‌آید.»

پری حرف‌هایش را این طور ادامه می‌دهد: «جری لوییس از بازی در نقش یک شخصیت، به دو و سپس به هفت شخصیت هم رسید. او هرگز به موفقیت‌های کارنامه‌اش بسنده نکرد و به پشتوانه‌ی آن‌ها دست به تجربه‌های تازه و زیر پا گذاشتن فرمول‌های جواب‌پس‌داده‌اش زد؛ وگرنه تا ۷۵ سالگی می‌توانست دست به بازسازی بعضی از فیلم‌های موفقش یا الگوبرداری از شخصیت‌های موفق خود بزند. این سرسختی و بی‌وقفگی، و توانایی در فکر کردن به چیزهای نو یا از زاویه‌های تازه، همان عواملی است که این مرد بزرگ را برای من یک افسانه کرده است.»

پری می‌افزاید: «اشتیاق فلسفی استفاده از سینما برای نمایش خود به عنوان سوژه‌ای مورد سوءاستفاده و تحقیر (به‌خصوص به منظور شادی دیگران) در حالی که از شرم، تشویش و خشم به‌ندرت فروخورده، رنج می‌برد، فیلم‌های او را به شیوه‌ای دستخوش تغییر کرد و ماهیتی به آن‌ها بخشید که معمولاً آثار ادبی که چند دهه زمان می‌برند تا نگاشته شوند از آن برخوردارند. آثار زندگی او در قالب و تأثیرگذاری، به جیمز جویس یا مارسل پروست نزدیک‌ترند… با این وجود، او همیشه برای خنداندن دیگران گام برمی‌داشت و همین طور که سال‌های عمرش سپری شدند، شوخی‌های او تیره‌وتارتر، پیچیده‌تر و به‌طور خطرناکی شخصی‌تر شدند…»

ایندی‌وایر•