هنروتجربه: گروهی از مستندسازان با همراهی و حمایت مجتبی میرتهماسب و رخشان بنی‌اعتماد با ایده ساخت مستندهایی درباره کارآفرینان موفق، مجموعه مستندهای «کارستان» را تولید کردند. این مجموعه شش قسمتی این روزها در گروه هنروتجربه روی پرده است و با طرح موضوع کارآفرینی به دغدغه‌های بسیاری از افراد جامعه پاسخ می‌دهد. روزنامه اعتماد به همین بهانه گفت‌وگویی با بنی‌اعتماد و میرتهماسب داشته است که در ادامه بخش‌هایی از آن را می‌خوانید.

معیارهای اکران در سینمای داستانی را نباید با فیلم‌های گروه هنروتجربه مقایسه کرد
رخشان بنی‌اعتماد
:ممکن است برخی از سینماگران داستانی نسبت به مستند توجه نداشته باشند اما نمی‌شود گفت این تفکر عام همه سینماگران داستانی است یا نسبت به آن احساس خطر می‌کنند. به‌نظر من، چه کسانی که به این سینما علاقه‌مند نیستند و حتی آنانی که موضع سخت‌تری نسبت به آن دارند، نمی‌توانند منکر اهمیت و تاثیرگذاری آن باشند. مشکل از جایی شروع می‌شود که معادلات اقتصادی و کمیت فروش اکران در سینمای داستانی که عامل مهمی در تصمیم‌گیری و سیاستگذاری‌هاست، به قیاس با سینمای مستند گذاشته شود. در حالی که مقوله اکران در این دو کاملا متفاوت است. سینمای مستند در همه جای دنیا از نظر نوع مخاطب و شیوه اکران تعریف و شرایط خاص خود را دارد، اما این مختصات به معنای کم‌اهمیت‌تر بودن یا غیرلازم بودن سینمای مستند نسبت به داستانی نیست. با وجود موانع و مشکلات و کمبودهایی که در چرخه اکران کشور وجود دارد، به همان اندازه که مطالبه سینمای داستانی در بهره‌گیری از امکانات موجود طبیعی است، قابل درک نیست که چرا خواسته‌های منطقی سینمای مستند با اما و اگر روبه‌رو می‌شود.
ریشه اختلافات پیش‌آمده در بین اهالی سینما در مورد گروه هنروتجربه هم از همین تفکر ریشه می‌گیرد. گویی فیلم‌های تجربی و مستند غاصب بخشی از سهم اکران شده‌اند. گروه هنروتجربه با اهداف و دستور کار مشخصی به وجود آمد و رفته‌رفته در ادامه مسیر گویا فراموش شد که ضرورت و استدلال شکل‌گیری این گروه اکران چه بوده است و مدام با معیارهای اکران سینمای داستانی و تعداد مخاطبان آن با فیلم‌های گروه هنروتجربه مقایسه می‌شود. طبیعی است در هیچ جای دنیا سالن بزرگ با ظرفیت زیاد به فیلم‌های مستند اختصاص نمی‌دهند. فیلم مستند باید در یک سینمای کوچک طی بازه زمان طولانی اکران شود. اگر بخواهیم میزان فروش و استقبال از این نوع سینما را در کفه ترازو با سینمای داستانی قرار دهیم، ملاک قضاوت‌مان اشتباه است. اکران فیلم‌های مستند و تجربی موضوع تازه‌ای نیست. در دوره‌های گذشته هم تجربه‌هایی از اکران در گروه «آسمان باز» یا با تلاش‌های فردی داشته‌ایم و همیشه هم این مقوله با کشمکش‌ها و مخالفت‌هایی روبه‌رو بوده است، حالا هنروتجربه با همه کم و کاستی‌ها با جدیت بیشتری این وظیفه را برعهده گرفته است.

موانع گروه هنروتجربه به جهت موضع‌گیری تفکری از درون خود سینماست
مجتبی میرتهماسب
: طبیعی است موانعی که بر سر راه اکران در گروه هنروتجربه به وجود آمده به جهت موضع‌گیری تفکری از درون خود سینماست. من در این گفت‌وگو بر اساس جایگاه و دیدگاه خودم حرف می‌زنم. ما می‌توانیم سینما را به سه دسته داستانی، مستند و انیمیشن تقسیم کنیم. هر سینماگری براساس توان یا سلیقه خود و موضوعی که در ذهن دارد، تصمیم می‌گیرد یکی از این سه شیوه را انتخاب کند. انتخاب من در این سال‌ها سینمای مستند بوده. این توضیحات را دادم تا بتوانم با چنین موضعی شرایط بیرونی را بسنجم. بر همین اساس با حرف شما موافقم و معتقدم سال‌هاست مشکل سینمای ایران سینماگران ما هستند نه مسائل بیرون از سینما. «انجمن مستندسازان سینمای ایران» سال ٧۵ به عنوان نخستین صنف غیرداستانی در خانه‌سینما ثبت شد. هیات موسس این صنف دو سال انرژی گذاشت تا بتواند خودش را به خانه سینما اثبات کند و دوستان متوجه شوند سینما سه شاخه است. آن زمان به مستندسازان می‌گفتند اینجا خانه سینماست و شما جزو این خانه نیستید. برخی دوستان سینما را آن‌طور که خودشان بلدند، می‌شناسند نه آن‌طور که هست؛ و این باور غلطی است. در نهایت این مقاومت شکست، اما آن باور غلط هم‌چنان وجود دارد. باور غلطی که نتیجه درک غلط دوستان نسبت به سینمای مستند است. آن‌ها از سینما فقط سینمای داستانی را می‌شناسند و از سینمای داستانی هم فقط به بخشی بها می‌دهند که درآمدزا و مرتبط با گیشه باشد. آن‌هایی که این نگاه را به سینما دارند، نسبت به این حوزه تمامیت‌خواهند، مخصوصا زمانی که نقش تصمیم‌گیر را در سینما ایفا کنند. فرقی هم نمی‌کند این مسند قدرت صنفی است یا دولتی. همین حالا اختلاف‌هایی که در مورد گروه هنروتجربه وجود دارد بر سر ١۵٠٠ صندلی سینماست و به عقیده شورای صنفی، این بخش از صندلی‌ها هم متعلق به سینمای داستانی است! و روی دو سه سینمای دولتی هم انگشت گذاشته است. آن هم دولتی که بخشی از امکانات خودش را در اختیار گروه هنروتجربه قرار داده و پذیرفته فیلم‌های غیرتجاری هم امکان اکران داشته باشند! جالب اینجاست آنهایی که از سینمای گیشه و درآمدزا حرف می‌زنند، می‌خواهند صندلی‌های سینماهای دولت را هم بگیرند! اما آنهایی که دنبال منحل کردن گروه هنروتجربه‌اند به استدلال‌های اشتباه استناد می‌کنند و در حالی از اقتصاد سینما حرف می‌زنند که روی سینماهای دولتی دست گذاشته‌اند. اگر قرار است از توان اقتصادی سینما حرف بزنیم، نباید به داشته‌های دولت چشم داشته باشیم. خب، مدافعان سینمای تجاری چرا خودشان سینما نمی‌سازند؟! این‌ها همان اختلافات میان سینماگران است. اگر یک تصمیم‌گیرنده دولتی با دانش و سواد مدیریتی و اشراف به حوزه سینما در سازمان سینمایی وجود داشته باشد، می‌تواند جهت‌گیری دولت را به یکی از این دو نوع سینما (تجاری و هنروتجربه) و ضرورت‌های اختصاص بودجه به اکران فیلم‌های غیرتجاری روشن کند.

سال‌هاست ارتباطم با تلویزیون قطع است
بنی‌اعتماد
: درباره نمایش آثار مستند از تلویزیون می‌خواهم با حسرت از آنتن این رسانه حرف بزنم. با این‌که شخصا سال‌هاست ارتباطم با تلویزیون قطع است و عطای چهارده سال کار در تلویزیون را به لقایش بخشیده‌ام، اما این گسست به این معنا نیست که اهمیت، ارزش و تاثیرگذاری این رسانه را نادیده بگیرم. به همان اندازه که اعتماد و ارتباط مخاطب با تنها رسانه فراگیر میهن‌مان قطع می‌شود، ما هم به‌خاطر از دست رفتن این پتانسیل قوی حسرت می‌خوریم. ما به عنوان سینماگر مدام به اصل مهم مخاطب‌شناسی فکر می‌کنیم و درصدد شناسایی این حوزه‌ایم، آن وقت چطور سیاست‌گذارانِ آنتنی به وسعت تلویزیون تلاش نمی‌کنند از این مخاطب‌شناسی به نفع خودشان استفاده کنند؟! ما شعار مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دهیم اما واقعیت این است که نمی‌شود جلوی این تهاجم را با پایین آوردن دیش‌های ماهواره گرفت. تهاجم فرهنگی مثل رسوخ آب در میان صخره‌هاست و یک مشکل جهانی در جوامع مخالف با فرهنگ‌های مختلف است. برای واکسینه کردن جامعه در برابر این تهاجم باید به قوت‌بخشی هویت خودمان فکر کنیم. ما در مورد کار فرهنگی تنها به شعار دادن بسنده می‌کنیم و در واقع آن را پشت بایدها و نبایدها حبس کرده‌ایم. به همین خاطر مخاطب با رسانه‌ای چون تلویزیون فاصله می‌گیرد، بازتابی از زندگی واقعی و جاری جامعه را در قاب تلویزیون کمتر می‌بیند، الگویی که بتواند الهام‌بخش او باشد و با او همذات‌پنداری کند، پیدا نمی‌کند و در نتیجه به آنتن ماهواره‌اش که از دنیایی دیگر و ناشناخته به او خوراک می‌دهد وصل می‌شود.

پخش بزرگ‌ترین گره ما است
میرتهماسب: پخش بزرگ‌ترین گره ما است که در سال‌های اخیر با راه افتادن گروه هنروتجربه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است اما ما هم‌چنان در ابتدای راهیم. این باور تا زمانی که دولت به آن توجه نکند، به تلاش‌های فردی محدود می‌شود. مهم این است که دولت هم این قضیه را باور کند. هم‌چنان فارابی در بخش سینمای داستانی و مرکز گسترش در بخش سینمای مستند و انیمیشن، هدف‌شان را به تولید معطوف کرده‌اند. اگر پا را فراتر بگذارند و به پخش و عرضه هم فکر کنند، راه برای تولید بیشتر محصولات در بخش خصوصی هم بازتر می‌شود. با توجه به اهمیت موضوع فیلم‌های مستند باید به پخش آنها هم توجه کنیم. ما در «کارستان» تلاش کردیم سراغ موضوعاتی برویم که جامعه به دیدن آنها نیاز دارد، اما تا حالا مجال نداده‌اند این موضوعات را ببینند. نمایش این فیلم‌ها آنقدر برای‌مان مهم بود که بعد از سه سال و نیم کار طاقت‌فرسای تولید، تازه کار پخش را شروع کردیم. این را هم بگویم که وقتی درباره پخش و درآمد در سینمای مستند حرف می‌زنم، منظورم رسیدن به اعداد نجومی نیست! من از حیات روزمره حرف می‌زنم. چیزی که ما در این سینما یاد گرفتیم این بود که بتوانیم با حداقل‌ امکانات حداکثرها را به دست آوریم. در عین حال می‌دانستیم اکران در هنروتجربه یعنی چی و چه محدودیت‌هایی را برای‌مان ایجاد می‌کند، اما باز هم از همین ظرفیت اندک استفاده کردیم. با ایده این‌که جامعه به دیدن چنین فیلم‌هایی نیاز دارد از راه‌های نرفته و موضوعات گفته نشده حرف زدیم. پس اگر قرار باشد به مخاطب احترام بگذارید و موضوع هم برای‌تان مهم باشد، می‌توانید سود در تولید را حذف و نگاه را به پخش معطوف کنید.