هنروتجربه-کامبیز حضرتی: اگر به خاطر داشته باشید همزمان با آغاز اکران مجموعه فیلم‌های کارستان در گروه هنروتجربه با رخشان بنی اعتماد مشاور و مجتبی میرطهماسب تهیه‌کننده این مستندها گفت‌وگو کردیم که دردو بخش منتشر شد. یک بخش اما باقی ماند که محور اصلی آن مساله پخش این مستندها و  نحوه تولید آن‌ها است.شما را به خواندن بخش سوم این گفت‌وگو در شرایطی که شش مستند کارستان بر پرده سینماهای هنروتجربه درحال نمایش هستند،دعوت می‌کنیم.

بخش اول گفت‌وگو

بخش دوم گفت‌وگو

در طول این گفت‌وگو اشاره شد که پروژه کارستان محصول حسرت‌ها و سختی‌هایی است که شما به عنوان فیلم‌ساز از سر گذرانده‌اید. درباره این سختی‌ها بگویید؟
میرتهماسب: نزدیک ۲۰ سال است که صرفا فیلم مستند می‌سازم. پیش از آن عقبه‌ای در سینمای داستانی داشتم و سودای سینمای داستانی هم در من وجود داشت، اما با ساختن فیلم اول و دوم مستند جای خودم را در سینمای مستند پیدا کردم و بعد از آن سعی کردم صفر تا صد سینمای مستند را خودم در اختیار بگیرم. اوایل درآمدی در سینمای داستانی داشتم و آن را صرف تولید فیلم مستند می‌کردم ولی کم‌کم خود فیلم مستند را به درآمد تبدیل کردم. منظورم از درآمد اعداد و ارقام غیرقابل شمارش نیست! بلکه درآمد مختصر و مفید یک مستندساز است. البته بخشی از درآمدم از سینمای مستند از طریق برخی سفارش‌ها انجام می‌شد و می­‌شود.درواقع  یاد گرفته‌­ام آن سفارش‌ها را هم به اثر مستند فراگیر تبدیل کنم. مثال شاخص‌اش «بانوی گل سرخ» است که یک سفارش برای معرفی گلاب زهرا بود اما من در همین کار نیز دغدغه وصل شدن به مخاطب و قشر گسترده‌تر را داشتم. به نظر من فیلم «بانوی گل سرخ» یکی از آن انگیزه‌های اصلی ما بود که چگونه فیلم‌هایی از این دست در جامعه اثر می‌گذارد و مخاطبش را پیدا می‌کند. از سوی دیگر سعی کردم، فعالیت‌هایم را در دل معادلات سینمای ایران پیش ببرم. من همیشه در شروع بحث‌ها با دوستانی که می‌گفتند رسانه اصلی مستند تلویزیون است موافق نبودم و اعتقاد داشتم سینمای مستند یک منوی جدید برای تماشاچی فیلم است. شما عادت به منوی مرسومی کرده‌اید که شاید براساس ذائقه قبلی تعریف شده و اصلاً امکان دیگری به شما برای انتخاب نمی‌دهد.

یعنی شما از ابتدای کار دغدغه مستند سینمایی و پخش گسترده داشتید؟
میرتهماسب: بله، به عنوان مثال من در شروع فعالیت هنروتجربه «شش قرن و شش سال» را اکران کردم و جالب است که چندین ماه قبل از تشکیل گروه هنروتجربه، اتفاقاً با یکی از کسانی که برای اکران فیلم در سینما مشورت کردم، آقای علم‌الهدی بود. در میانه راه، زمزمه‌های هنروتجربه شد و ما فیلم را در آن جا اکران کردیم. من حتی قبل از هنروتجربه به دنیال اکران در سینما می‌گشتم. معتقد بودم اگر  به من مستندساز به طور برابر در کنار سینمای داستانی امکان اکران بدهند، می‌توانم مخاطب بیشتری را جلب کنم. توجه داشته باشد که در اکران ما تبلیغات تلویزیونی، بیلبورد شهری و… وجود نداشت. همین الان مستند در دستور کار شرکت‌های پخش DVD نیست. به اعتقاد من این موضوع مربوط به الان است و مطمئن باشید با این فشاری که سینمای مستند به جامعه می‌آورد ،حتماً باید این نگاه تصحیح شود. مطمئن باشید که جامعه به سمت این سلیقه خواهد رفت. وقتی این ایده‌ها در سرت وجود داشته باشد و فکر کنی این توان هست فقط باید بابت آن تلاش کرد. من به دوستان مستندساز می‌گویم که بخشی از اشکالی که با آن مواجه هستیم به این خاطر است که ما مستندسازها تعریف خودمان را نمی‌دانیم. یعنی عادت کرده‌ایم که سینمای مستند سینمای درجه دو است، عادت کردیم که به ما پخش، بودجه تولید و… ندهند. طبیعتا تزریق نگاه دولتی در این روند بسیار موثر است. مشخصا تفقدی درمورد سینمای مستند در بین مدیران دولتی وجود دارد که فکر می‌کنند اگر بخواهند شأن فرهنگی برای خودشان قائل شوند لازم است  بودجه‌ای را به سینمای مستند اختصاص دهند تا بگویند ما به این سینما فکر می‌کنیم و جالب این است که فقط به بخش تولیدش هم فکر می‌کنند چون در این بخش آمار و اعداد و ارقام وجود دارد. ما مستندسازها اگر اهمیت حرفه خودمان را در ضرب شدن با مخاطب باور کنیم و احساس کنیم که با وجود تمام هجمه‌ای که نسبت به سینمای مستند و نوع سینمای غیرگیشه وجود دارد، حتما می‌شود راه‌هایی را برای وصل شدن به تماشاچی پیداکرد، بسیار تاثیرگذارتر عمل می‌کنیم. بی‌تعارف بگویم هرجا که ما فیلم مستند نشان دادیم با یک هیجان‌زدگی از جانب مخاطب خودمان مواجه شدیم و این گونه معادله‌ خیلی‌ها از سینمای مستند به هم می‌ریزد. چون تصور دیگری از این حوزه دارند و آن را دست کم می‌گیرند. در وهله اول باید خودمان را باور کنیم و سهم‌مان را از نمایش و پخش در سینما طلب کنیم و دنبالش برویم. اگر فرض بگیریم روند گسترش مستند از دو سه سال پیش آغاز شده، با همت و توان مستندسازان تا پنج سال آینده این ناباوری از بین می‌رود. بعد از آن است که فیلم مستند به صورت معمول فیلم داستانی ساخته شده و مسیر پخش آن به طور برابر و با تمام امکانات دنبال خواهد شد.

میرتهماسب:کارستان صرفا یک پروژه مستندسازی نیست. در واقع هدف اصلی­‌اش و موتور محرکه پروژه سینمای مستند است، اما این پروژه آن­‌چنان قابلیت داشت که ما به انواع محصولات فرهنگی مرتبط با آن فکر کنیم. پس از هموارتر شدن مسیر پخش و گام برداشتن برای فاز دوم، مجموعه‌ای از کتاب را با همین موضوع تولید می‌کنیم. پژوهش و ایده زندگی افراد کارآفرین حتی توان تبدیل شدن به قصه‌های کوتاه برای کودک و نوجوان دارد

شما و خانم بنی‌اعتماد در سینما حقیقت کارگاه مستند داشتید و نفس به نفس با مستندسازان همراه بودید. بر این اساس این پیش‌بینی مبتنی بر تجربه موجود است یا یک امید دوردست؟ چقدر امیدوار هستید که این نسل موانع را شکسته و راهش را باز کند؟
میرتهماسب: کارستان می‌تواند از این جهت برای سینمای مستند الگو باشد. الگویی که شما توقع­‌تان از سینمای مستند را صرفاً به بخش تأمین بودجه و تولید و رها کردن آن در مراحل پخش منحصر نکنید. سینمای مستند این پتانسیل را دارد که از ابتدا به نیت پخش طراحی و شروع شود. شما وقتی این مسیر را بشناسید آن وقت منتظر اندک بودجه­‌های دولتی نمی‌شوید. در این صورت حتی می‌توانید وام بگیرید و کارتان را انجام دهید. چون می‌دانید به پخش می‌رسید و در پخش آن را جبران می‌کنید. جالب است بدانید بیرون از مسیری که ما در آن قدم برمی‌داریم، هستند مستندسازانی که تازه با مقوله هنروتجربه آشنا می‌شوند. خیلی‌ها نمی‌دانند می‌توانند DVD و VOD فیلم را پخش کنند و چشم امید آن‌ها به مسیرهای مرسوم است. مثلا اگر مستندی در حوزه باستان‌شناسی ساخته شود اصلاً نباید توقع داشته باشید در مسیر مرسوم نمایش و فستیوالی قرار بگیرد. شما باید مخاطب خودتان را در جایی که هست پیدا کنید. در واقع کارستان می‌تواند این الگو را عمومی کند که اولاً برای پخش فیلم بسازید و مهم‌تر از آن فکر کنید وقتی با این ایده شروع کنید نمی‌توانید مخاطب را نادیده بگیرید و در این صورت کیفیت‌ فیلم برای شما مهم می‌شود. دیگر نمی‌شود با کمترین ابزار و دم‌دستی‌ترین سلیقه فیلم ساخت. این مسیر فعالیت در سینمای مستند را حرفه‌ای‌تر می‌کند.

خانم بنی اعتماد پروژه کارستان تجربه‌ای عظیم در سینمای ما است. با این حال درباره کارنامه فیلم‌سازی شما نگرانی‌ای برای ما وجود دارد. آیا این پروژه مانعی در برابر فیلم‌سازی خود شما نخواهد بود؟
بنی‌اعتماد: تاکید می‌کنم ساخته شدن این فیلم‌ها برای من اهمیتی برابر ساختن شش فیلم توسط خودم و لذت واقعی فیلم‌سازی برای خودم است. من نه فقط هیچ خودم را دور از فیلم‌سازی نمی‌بینم و احساس کار نکردن ندارم، بلکه احساس می‌کنم حضور در این پروژه یکی از پربارترین سال‌های زندگی‌ام بوده است. البته هیچ بعید نیست من خودم فیلم تازه‌ای بسازم. من به شدت آدم پرکاری هستم و اگر به من بگویید پروژه کارستان مانعی در جهت فیلم‌سازی من بوده، اصلاً حرف خوش‌آیندی برایم نیست.

میرتهماسب: اجازه بدهید سویه دیگرش را هم من بگویم. واقعیت این است که کارستان بخشی از هویت‌­اش را مدیون حضور و حمایت‌های خانم بنی‌اعتماد است. با خودم فکر می‌کنم اگر کارستان منهای رخشان بنی‌اعتماد ساخته می‌شد به کجا می‌رسید؟ به قول قُدما، نَفسِ خانم بنی‌اعتماد به این پروژه خورده و این مهم‌ترین بخش قضیه است. من در این پروژه و در بخش اجرایی به دنبال ایشان می‌دویدم. چون اگر می‌خواستیم کار درست انجام شود باید به ریتم خانم بنی‌اعتماد می‌رسیدیم. خوب است پرداختن به یک موضوع دیگر را هم در این گفت‌وگو باز کنیم. کارستان صرفا یک پروژه مستندسازی نیست. در واقع هدف اصلی­‌اش و موتور محرکه پروژه سینمای مستند است، اما این پروژه آن­‌چنان قابلیت داشت که ما به انواع محصولات فرهنگی مرتبط با آن فکر کنیم. پس از هموارتر شدن مسیر پخش و گام برداشتن برای فاز دوم، مجموعه‌ای از کتاب را با همین موضوع تولید می‌کنیم. پژوهش و ایده زندگی افراد کارآفرین حتی توان تبدیل شدن به قصه‌های کوتاه برای کودک و نوجوان دارد. ما به جدیت به این مسأله فکر می‌کنیم. در شروع پروژه از دو عکاس خوب ایرانی یعنی عباس کوثری و پژمان هوشمندزاده به نیت آماده کردن یک کتاب عکس از پروژه کارستان دعوت به همکاری کردیم. مهم‌­تر از همه از ابتدا طراحی کردیم که براساس پتانسیل پژوهش‌ها حداقل پنج فیلم‌نامه داستانی با موضوع کارآفرینی و ارزش‌­آفرینی نوشته شود.

بنی اعتماد: من نه فقط هیچ خودم را دور از فیلم‌سازی نمی‌بینم و احساس کار نکردن ندارم، بلکه احساس می‌کنم حضور در این پروژه یکی از پربارترین سال‌های زندگی‌ام بوده است. البته هیچ بعید نیست من خودم فیلم تازه‌ای بسازم. من به شدت آدم پرکاری هستم و اگر به من بگویید پروژه کارستان مانعی در جهت فیلم‌سازی من بوده، اصلاً حرف خوش‌آیندی برایم نیست

این فیلم‌نامه‌ها جدا از فیلم‌هایی است که در فاز اول می‌بینیم؟
میرتهماسب: بله کاملاً مجزا از این‌ها است. براساس پژوهش‌های کارستان به این باور رسیدیم که احتمالاً سینمای مستند در بیان برخی از موضوعات ناتوان باشد و لازم است از مدیوم‌های دیگر کمک بگیریم. مثلاً برخی از موضوعات به دلیل تاریخی بودن یا مرگ شخصیت­‌ها، قابلیت اجرای درست و دقیق در سینمای مستند نداشت. همین مسأله برای ما نشانه‌ای بود که سراغ فیلم‌نامه‌های مجزا بر اساس این مفاهیم برویم. سال گذشته توافقاتی با فارابی انجام دادیم و امیدواریم این موضوع به جریان بیفتد تا از دل کارستان پنج فیلم‌نامه قدرتمند داستانی با کمک فیلم‌نامه‌نویسان حرفه‌ای نوشته شود. فرهاد توحیدی در بخش فیلمنامه‌­نویسی و دعوت از فیلم‌نامه‌نویسان حرفه‌­ای و به سرانجام رساندن این پروژه دو سه ساله به ما ملحق شده‌است تا در این طرح نیز بتوانیم الگوهایی را به جامعه معرفی کنیم. چرا که این افراد هر کدام بخشی از جامعه را ساخته‌اند و اگر جامعه آن‌ها را بشناسد قطعاً امیدوارتر حرکت خواهد کرد. تمام تلاش ما انتقال این مفاهیم به سینمای داستانی است.

در دورنما قرار است از دل این فیلم‌نامه‌ها فیلمی تولید شود؟
میرتهماسب: در قدم اول تاکید به نوشتن فیلم‌نامه است که در نهایت منجر به تولید فیلم هم می­‌شود. ما ایده اولیه، پژوهش‌ها و… را در اختیار داریم و می‌توانیم این‌ها را در دسترس فیلم‌نامه‌نویسان حرفه‌ای قرار دهیم تا بر این اساس فیلم‌نامه بنویسند. اگر فرض کنیم کارستان یک پروژه ملی به حساب می‌آید ما فاقد تمام ویژگی‌ها و حمایت‌های ملی از این پروژه هستیم. چون ما اراده کمک دولتی را در این پروژه نداریم و به دنبال یافتن راه‌حل‌های گروهی برای به سرانجام رساندن آن هستیم.

در زمینه فیلم‌نامه سینمای ایران مشکلات و مسائل مختلف دارد. این فیلم‌نامه‌ها به عنوان قدم اول حساب می‌شود یا می‌توانیم به فیلم‌نامه‌های خوب با پرداخت مناسب امیدوار باشیم؟
بنی‌اعتماد: ما دستمایه پژوهشی با ارزش که برای پنج فیلم‌نامه خوب لازم است را داریم. به همین دلیل از فرهاد توحیدی خواستیم که در کنارمان باشد تا بتوانیم پنج فیلم‌نامه‌نویس کاملاً حرفه‌ای را دعوت به کار کنیم. برآورد زمانی ما برای نوشتن فیلم‌نامه‌ها یک سال و نیم است.

اخیراً خانم بنی‌اعتماد در بخش فیلم‌نامه به آکادمی اسکار دعوت شدند و پیش از آن هم جایزه ونیز را برای فیلمنامه‌­نویسی برده بودند. با این سابقه مشاوره فیلم‌نامه‌نویسی با خانم بنی‌اعتماد است؟
میرتهماسب: ایشان از عنوان مشاوره فیلم‌نامه‌نویسی پرهیز دارند. ضمن این که این کار به صورت کار گروهی انجام می‌شود. جدا از این‌ها من فکر می‌کنم هر فیلم‌نامه‌نویسی در ایران که بخواهد از شخص کاردانی مشورت بگیرد، ناخودآگاه به سراغ خانم بنی‌اعتماد می‌آید.

در این پروژه و در قراردادهای شما با سینماگران حق مولف رعایت می‌شود. از این بابت هم کارستان پیشرو است. چرا که این موضوع نه در سینمای ما جا افتاده و نه تهیه­‌کننده‌ها حاضر به قبول آن هستند. درباره این مسأله توضیح دهید و این که چرا شما خودتان را متعهد دانستید که حتما این اتفاق بیفتد؟
میرتهماسب: حق مولف در جهان تثبیت شده و تعریف مشخص خودش را دارد و حتی بدون قرارداد هم هر مولفی می‌تواند آن را طلب کند. شما اگر در اروپا فیلمی بسازید در تمامی فروش‌ها به کارگردان آن عوایدی می‌رسد. این موضوع درباره سایر مولفین مثل نویسنده و آهنگساز نیز رعایت می‌شود. ما برای آن که به نگاه پروژه درباره فیلم‌سازی وفادار باشیم سعی کردیم آداب حرفه‌ای را در قراردادها بگنجانیم. در شروع کار حتی خود این دوستان چنین انگیزه‌ای نداشتند ولی خود ما این توقع را برای‌شان ایجاد کردیم. ما سعی کردیم الگوی اولیه را بگذاریم و بعد از  آن با مراکز دیگر مانند مرکز گسترش، تلویزیون و… مواجه شویم.

عکس:یاسمن ظهورطلب