هنروتجربه: فیلم«مفت‌آباد» به کارگردانی پژمان تیمورتاش این روزها در سینماهای گروه هنروتجربه در حال اکران است.روزنامه آسمان آبی به همین بهانه گفت‌وگویی را درباره رابطه ادبیات و سینما و تجربه اکران این فیلم در گروه هنروتجربه منتشر کرده‌است.

تیمورتاش دربخشی از این گفت‌وگو درباره بداهه‌پردازی سرصحنه «مفت‌آباد» توضیح می‌دهد:«واقعیت این‌جاست که دیالوگ سر صحنه اضافه می‌کردیم؛ ولی بداهه‌پردازی به شکل معمول‌اش وجود نداشت. معمولا صحبت‌ها را پیش از فیلم‌برداری می‌کردیم. حتی یک‌بار هم که بداهه‌پردازی داشتیم، مجبور به حذف آن برداشت شدیم؛ آن‌جایی که سجاد و برزو صحبت می‌کنند درگیری پیش می‌آید و سجاد زیر میز می‌زند، بداهه بود. در برداشت اول خوب نشد. خود سجاد یک‌باره زیر میز زد. در برداشت دوم همان اتفاق افتاد، اما توانستیم کنترلش کنیم.»

او در ادامه پیرامون چگونگی افشای جزییات و اطلاعات مرتبط با شخصیت‌ها می‌گوید:«چیدمان اطلاعات تا میزانی نظم داشت؛ این‌که کجا چه قصه‌ای را بگوییم و کجا قصه را دور بزنیم و سراغ قصه بعدی برویم. در چیدمان فیلم‌نامه این موضوع را رعایت کردیم. در واقع، این امر از زندگی واقعی می‌آید. همه آدم‌ها رازهای کوچکی دارند که گاهی باعث فاجعه هم می‌شود. من نگاه آقای فرهادی را خیلی دوست دارم و به نظرم تفکرشان جریان‌ساز بوده و روی نسل ما تأثیر گذاشته است، ولی اصولا آن‌قدر جدی به وقایع نگاه نمی‌کنم. پس، از منظر دیگری به این ماجرا نگاه کردم. این رازها در زندگی واقعی می‌توانند اهمیتی هم نداشته باشند. همه آدم‌ها می‌توانند با رازها زندگی کنند. نکته جالب این است که در فیلم «مفت‌آباد» در سکانس پایانی، دیگر هیچ رازی وجود ندارد، دیگر هیچ موضوع خصوصی‌ای در میان نیست. همه آدم‌ها لخت و عور در برابر دیگران قرار دارند. همه با این اتفاق‌ها راحت هستند. دیگر از افشای حریم خصوصی‌شان نمی‌ترسند.»

شرایط به گونه‌ای است که حتی تهیه‌کننده‌ها، فیلم‌نامه‌های این دسته از فیلم‌سازها را نمی‌خوانند. حالا می‌شود پولی محدود جمع‌وجور و فیلم کم‌خرجی تولید کرد و در گروه «هنروتجربه» روی پرده برد. محفل، انجمن یا هر اسم دیگری که می‌خواهید روی گروه «هنروتجربه» بگذارید. اگر این گروه نبود، دیگر فیلمی به اسم «مفت‌آباد» ساخته و اکران نمی‌شد

کارگردان «مفت آباد» در بخش پایانی این گفت‌وگو در پاسخ به سوالی درارتباط با ارزیابی‌اش از اکران فیلم در گروه هنروتجربه عنوان می‌کند:«سینمای ایران از لحاظ اقتصادی در یک وضعیت کساد و بحران است. به تمام فیلم‌ها به شکلی زورچپان اکران می‌دهند. استقبال هم در هفته‌های ابتدایی خوب است و سپس ریزش مخاطب به‌وجود می‌آید. خودمان به شکل واضحی این امر را می‌بینیم. نمی‌خواهم اسم فیلمی را ببرم، ولی می‌بینید که یک فیلم سینمایی در اکران عمومی چه فروش خوبی در هفته اول دارد و شما تصور می‌کنید که حتما رکورد می‌زند، اما پس از مدتی مخاطب‌ها ریزش می‌کنند. درست است از لحاظ ریالی توانستیم دو تا از پر فروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران را در سال ۱۳۹۶ داشته باشیم، ولی چه زمانی می‌توانیم دوباره به رکورد فیلم «عقاب‌ها»ی ساموئل خاچیکیان برسیم که در سال ۱۳۶۴ روی پرده سینماها رفت؟ این فیلم، زمانی در ایران، هفت تا هشت ‌میلیون نفر تماشاگر داشت. فکر کنید که با آن فروش و با توجه به وضعیت ریالی امروز، باید درآمد آن فیلم را چیزی در حدود ۱۰۰ میلیارد تومان در نظر بگیریم. چه زمانی می‌توانیم آن مخاطب را دوباره برگردانیم؟ درست است که تلویزیون و ماهواره وجود دارند، ولی مردم سینما را دوست دارند. پدر من سال‌هاست که منتظر است فیلم سینمایی موردعلاقه‌اش اکران شود که دوباره به سینما برود. سال‌هاست که در انتظار فیلمی خوب نشسته و در این مدت به سالن سینما نرفته است. به‌طور کامل با رکود در سینما روبه‌رو هستیم، اما باید بگویم که در گروه سینمایی «هنروتجربه» توانستیم بازخورد خیلی خوبی بگیریم. اگر واقع‌بینانه بخواهم نظر بدهم چیزی در حدود ۶۰ درصد از مخاطب‌ها از فیلم راضی بودند و شاید حدود ۲۰ درصد از ۴۰ درصد ناراضی هم خیلی ناراحت و حتی شاکی شده بودند. به نظرم مخاطب عام خوبی داشتیم. بارها گفته‌ام و بازهم می‌گویم که گروه سینمایی «هنروتجربه» یک امکان برای خیلی از جوان‌هاست که سودای فیلم‌سازی دارند ولی امکان تولید اثر سینمایی برایشان مهیا نیست. شرایط به گونه‌ای است که حتی تهیه‌کننده‌ها، فیلم‌نامه‌های این دسته از فیلم‌سازها را نمی‌خوانند. حالا می‌شود پولی محدود جمع‌وجور و فیلم کم‌خرجی تولید کرد و در گروه «هنروتجربه» روی پرده برد. محفل، انجمن یا هر اسم دیگری که می‌خواهید روی گروه «هنروتجربه» بگذارید. اگر این گروه نبود، دیگر فیلمی به اسم «مفت‌آباد» ساخته و اکران نمی‌شد.»