هنروتجربه: «هجوم» به کارگردانی شهرام مکری این روزها در گروه سینمایی هنروتجربه درحال اکران است. این فیلم با ساختار فرم‌گرا و اکسپریمنتالی که دارد تاکنون تواسته است با استقبال خوب تماشاگران روبه‌رو شود. به همین بهانه روزنامه شرق گفت‌وگویی با شهرام مکری (نویسنده و کارگردان)، علیرضا برازنده (فیلم‌بردار)، الاهه بخشی و عبد آبست (بازیگران) داشته است که در ادامه خلاصه‌ای از صحبت‌های آن‌ها را می‌خوانید:

شهرام مکری: فواید هنروتجربه بیشتر از آسیب‌هایش است
-به نظرم فواید هنروتجربه بیشتر از آسیب‌هایش است، اما فکر می‌کنم مهم‌ترین مشکل این گروه فراوانی فیلم برای اکران است و با توجه به ظرفیتی که این گروه سینمایی دارد، باید تعداد فیلم‌ها کم شود و با این شرط تمرکز بهتری روی اکران فیلم‌ها وجود خواهد داشت. در این شرایط می‌توان به سئانس‌بندی مناسب‌تری فکر کرد و هنروتجربه خودش را  به یک برند تبدیل کند، متأسفانه درحال‌حاضر حجم زیادی از فیلم‌ها برای اکران در هنروتجربه وجود دارد، اگر بتوانیم هنروتجربه را  به برند تبدیل کنیم، به این معنا که اگر کسی فیلمش در هنروتجربه اکران می‌شود بتواند از این عنوان شبیه یک ستاره کنار فیلمش استفاده کند، به‌نظرم اتفاق خوبی است. این پیشنهاد در صورتی امکان‌پذیر است که تعداد فیلم‌ها کم شود تا بتوان تمرکز بهتری روی سانس‌بندی، تبلیغات و مباحث این‌چنینی کرد.

-در افتتاحیه فیلم مشخصا به فیلم‌برداری کار به‌عنوان یکی از نقاط قوت فیلم اشاره کردم. به این دلیل که مدل فیلمی که در «ماهی و گربه» و «هجوم» تجربه کردم، تعریف کارگردانی را گاهی گم می‌کنم. جایی در فیلم می‌گویم صدا، دوربین، حرکت و بعد یک‌جا می‌گویم کات. اما مابین این دو هیچ کاری نمی‌توانم انجام بدهم. بچه‌ها و بازیگرانی که مقابل دوربین هستند هر چیزی را که صلاح بدانند لازم است، اجرا می‌کنند. فیلم‌بردار در لحظه می‌تواند تصمیم بگیرد که کمی با فاصله از جایی که مشخص شده بایستد. در فیلم پشت‌صحنه می‌بینید علیرضا تمام‌مدت، با یک هدست کل صحنه را کنترل می‌کند و با دستیارانش و کسانی که باید اتاق‌های دیگر را چک کنند، صحبت می‌کند. وقتی فیلمی به این شکل ساخته می‌شود، چقدر شایسته است که بگویند کارگردان شهرام مکری است؟ و باقی آدم‌ها مثل امیر اثباتی که کار طراحی هنری کار را انجام می‌دهد، فیلم‌بردار به‌عنوان مهم‌ترین آدم پروژه در «ماهی و گربه» آقای کلاری و در «هجوم » علیرضا برازنده، بازیگران به‌عنوان اشخاصی که باید در لحظه تصمیم بگیرند به‌ لحاظ کنترل حسشان، جایی که باید بایستند  یا مدلی که باید نگاه کنند، چطور باشد؟ اصلا هیچ‌چیز شبیه فیلم‌های دیگر نیست که بتوانم قطع و روتوش کنم و دوباره فیلم‌برداری آغاز شود و بگویم این جایی است که مرز کارگردانی برایم مشخص می‌شود. این فضا برایم جذاب است که وقتی فکر می‌کنم مسئولیت چیزی که اتفاق می‌افتد، روی دوش من نیست. من یک جایی می‌گویم صدا، دوربین، حرکت و انگار مسئولیتم را روی دوش تمامی آدم‌هایی که فیلم را پیش می‌برند، می‌اندازم. شاید این بعد زیرکانه ساخت فیلم‌هایم باشد.

علیرضا برازنده:«هجوم» به فیلم‌هایی که تابه‌حال کار کردم ربطی نداشت
«هجوم» برای من تجربه عجیبی بود. ممنونم از شهرام مکری که من را در لذت ساخت این فیلم شریک کرد و افتخار همکاری با او را داشتم. این فیلم دنیای دیگری برایم داشت، اساسا ربطی به فیلم‌هایی که تابه‌حال کار کردم، نداشت و شکل کارکردن در این فیلم منحصر‌به‌فرد بود. فیلمی برای ١٠ سال بعد شاید تعریف درست‌تری است که می‌توانم از «هجوم» ارائه بدهم. برای ما که کار هنری انجام می‌دهیم زمانی به آرامش می‌رسیم که فکر می‌کنیم واقعا کاری که به آن اعتقاد و دوستش داریم را انجام دادیم، هجوم برای من این‌طور بود. باید اضافه کنم که بی‌نظیرترین گروه را در این فیلم دیدم و پشت‌صحنه همه‌چیز عالی بود. تمام کسانی که مقابل دوربین و پشت دوربین بودند که حدودا ٨٠، ٩٠ نفر می‌شدند، همه با هم همدل بودند. همین فضای دوستانه و حرفه‌ای بود که همه بچه‌ها یا خود من به‌عنوان فیلم‌بردار هر کاری که باید را انجام می‌دادیم تا ایده‌های شهرام در کار پیاده شود.

الاهه بخشی: نمی‌دانم در آینده با آدم‌های دیگر در سینما چطور کار خواهم کرد
من تجربه سینمایی نداشتم و به لطف آقای مکری و نسیم‌جان بهترین تجربه سینمایی زندگی‌ام را برای اولین کارم به دست آوردم و نمی‌دانم در آینده با آدم‌های دیگر در سینما چطور کار خواهم کرد. دوستان به تجربه کار کردن با شهرام مکری اشاره کردند که بعد از همکاری با او واقعا سخت‌گیر‌تر می‌شوی… من به‌لحاظ زمان طولانی تمرین اذیت نشدم، اساسا در تئاتر هم بازیگر کم‌کاری هستم، سخت‌پسندم و اصولا کارهایی که انتخاب می‌کنم حدودا یک سال تمرین می‌کنیم و درنهایت به اجرای جشنواره فجر یا اجرای دانشگاهی ختم می‌شود حتی گاهی به اجرای عموم نمی‌رسد. از این جهت احساس می‌کنم فیلم‌های آقای مکری به دلیل پلان – سکانس ‌بودنش به تئاتر نزدیک است. گاهی به خودم می‌گفتم الان روی صحنه هستی و تئاتر اجرا می‌کنی، کات ندارد و نمی‌توانی چیزی را تصحیح کنی و باید بهترینت را انجام بدهی. فکر می‌کنم با حضور انسان باهوش و هدایتگری مثل آقای مکری و راهنمایی‌هایی آقای برازنده، توانستم بهترین تجربه بازیگری در سینما را داشته باشم.

عبد آبست: تجربه خوب «ماهی و گربه» باعث جلب نگاه‌ها به این فیلم شد
زمانی که شهرام خواست «ماهی و گربه» را بسازد خیلی‌ها از اینکه فیلمی به این شکل پلان-سکانس چه خواهد شد تعجب می‌کردند اما اتفاق افتاد و نتیجه هم خوب شد. این‌بار این‌طور نبود و تجربه خوب «ماهی و گربه» باعث شد نگاه‌ها به سمت این فیلم جلب شود. نکته‌ای درباره «هجوم» هست که دوست دارم اینجا به آن اشاره کنم، علیرضا تو گفتی این فیلم برای ١٠ سال بعد است اما من می‌گویم «هجوم» فیلم بعدا است. این صحبت من گارد دفاعی نیست برای اینکه مانع نقدهای فیلم شوم اما خاصیت فیلم این است که برای ضریب هوشی بالاتر از خوب ساخته شده است، حتی گاهی ممکن است فردی با دیدن چندین‌باره‌اش متوجه مفهوم فیلم شود. مثل تابلو ونگوگ، آن زمان کسی متوجه نقاشی‌های او نبود، میزان دیتاهایی که فیلم «هجوم» به سمت مخاطبش پرتاب می‌کند زیاد است. کاری که الاهه در بازیگری این فیلم انجام داد و شهرام به آن اشاره کرد به هیچ‌وجه غلوآمیز نیست و در کلاس خاصی از بازیگری تعریف می‌شود. با توجه به تمام این ویژگی‌ها تأکید می‌کنم این فیلم اصلا مناسب آدمی با ضریب هوشی پایین‌تر از خوب نیست. فکر می‌کنم بالاخره تاریخ فیلم‌های خوب را نشان می‌دهد و ثابت می‌کند چه چیزی درست است یا نیست، به‌نظرم این فیلم درست است. درباره بازیگری به همان نکته‌ای اشاره می‌کنم که الاهه گفت اینکه در تئاتر به‌عنوان بازیگر فرصت این را داری که توپق‌ بزنی، اما اینجا توپق یعنی فیلم‌برداری قطع و کلی بودجه به فردا منتقل شود. این فشار روانی‌ای که روی بازیگر متحمل می‌شود وحشتناک است. گاهی به خودم می‌گفتم اگر حین ضبط زبانت سر بخورد نمی‌توانی کاری بکنی، چندین میلیون تومان منتقل می‌شود به فردا. این نخستین بار بود که برای من در بازیگری این اتفاق افتاد.