هنروتجربه: «هجوم» سومین اثر سینمایی شهرام مکری پس از «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» و «ماهی و گربه» است. مکری در این فیلم با سه بازیگری که در «ماهی وگربه» نیز حضور داشته‌اند، همکاری مجدد داشته و پدرام شریفی، عبد آبست و بابک کریمی در «هجوم» برای دومین بار مقابل دوربین مکری رفته‌اند.روزنامه ایران به بهانه اکران عمومی «هجوم» گفت‌وگویی با مکری و کریمی داشته است که در ادامه بخش‌هایی از آن را می‌خوانید.

فیلم‌های مکری از تولیدات کره زمین نیستند
بابک کریمی که خود نیز کارگردان و تدوینگر است شهرام مکری و فیلم‌های او را از تولیدات کره زمین نمی‌داند و در این رابطه می‌گوید: «زمانی که به ایران آمدم و به‌دنبال فیلم‌سازان جوان ایرانی و کارهای‌شان بودم، می‌شنیدم که آقای مکری نامی در این حوزه فعال است. با او تماس گرفتم و یک سی‌دی از فیلم‌های کوتاهش را به من داد. فیلم‌ها را که دیدم حس کردم تولیدات کره زمین نیست، گویا یک مریخی به زمین آمده و فیلم ساخته است. برخی فیلم‌ها هر چقدر هم متفاوت باشد باز تابع یکسری ابعاد زمینی و منطق سینمایی است ولی فیلم‌های او هر کدام به یک طریق منطق را می‌شکند. تمام پنج فیلم به شیوه‌ای زمان و مکان و فضا را می‌شکست. شبیه یک فضانورد که وقتی از جو زمین خارج می‌شود، مشخص نیست سرش بالاست یا پایین، شمال و جنوبش را نمی‌داند و… حس کردم فیلم‌سازی با این ذهنیت اصلاً روی زمین زندگی نمی‌کند، یک تئوری هم هست که می‌گوید مریخی‌ها روی زمین آمده‌اند و با شکل و شمایل انسانی ریز ریز سعی می‌کنند زندگی ما را تغییر بدهند و قوانین خودشان را جا بیندازند، همین جا می‌خواهم از شهرام بپرسم به‌عنوان یک مریخی که به کره زمین آمده‌ است چطور کار می‌کند؟ اگر قرار باشد به مریخ بروم و فیلم بسازم سخت است که هم محیط را بشناسم و هم منطق زمینی‌ام را پیاده کنم. کار کردن روی زمین برای یک مریخی سخت نبود؟»

بابک بخش جدانشدنی از زندگی من شده است
مکری نیز راجع به اولین آشنایی‌اش با بابک کریمی توضیح می‌دهد: «من هم راجع به بابک کریمی چیزهایی شنیده بودم از جمله همکاری‌اش با عباس کیارستمی، اینکه در ایتالیا کار تدوین فیلم می‌کند، راجع به پدر بزرگوارش و اینکه مدت‌هاست از ایران مهاجرت کرده‌اند. در اخباری که از گوشه و کنار جشنواره ونیز می‌شنیدم همیشه اسمی هم از بابک کریمی بود تا اینکه «جدایی نادر از سیمین» را در نخستین شب اکرانش در جشنواره فیلم فجر دیدم. به محض اینکه فیلم تمام شد آقای حبیب رضایی که کنارم نشسته بود گفت عجب فیلم و بازی‌هایی! به‌نظرت کدام از همه بهتر بود؟ گفتم همه خوب بودند پیمان این‌طور و خانم ساره بیات آن‌طور و… اما حبیب رضایی گفت که بابک کریمی از همه بهتر بود. تازه وقتی توضیح داد فهمیدم آن قاضی با آن شکل و هیبت بابک کریمی است که به ایران آمده است. بعد از آن همان‌طور که بابک کریمی گفت بعد از تماس تلفنی او و همکاری در یک پروژه در خارج از کشور تا به امروز بابک بخش جدانشدنی از زندگی من شده است.»

چه ضرورتی ایجاب می‌کند که آدم شبیه دیگران کار کند؟!
مکری در بخش دیگری از گفت‌وگو به انتقادی که روی سبک فیلم‌سازی‌اش می‌شود اشاره کرده و عنوان می‌کند: «در خصوص چیزی که شما احتمالاً به‌عنوان یک عامل جذاب درباره‌اش صحبت می‌کنید را برخی هم نقطه منفی کارنامه من می‌دانند و معتقدند شهرام مکری فیلم‌سازی است که پای فیلم‌هایش در زمین نیست؛ به این مفهوم که مطیع اتفاقاتی که در محیط اطرافش می‌افتد نیست. برای من همیشه سؤال است که این آدم‌ها نیاز به تنوع ندارند؟ کسانی که این سؤال‌ها را می‌پرسند چرا دوست دارند همه چیز شبیه همدیگر و شکل هم باشد؟! دوست ندارند که کمی مزه متفاوت بچشند و یک سفر متفاوت بروند حتی اگر به آن‌ها خوش نگذرد اما اینکه نخواهند امتحانش کنند برای من جای سؤال است! در مواجهه با این سؤال که چرا یک فیلم معمولی شبیه دیگران نمی‌سازی؟ همیشه این سؤال برایم ایجاد می‌شود که اصلا چه ضرورتی ایجاب می‌کند که آدم شبیه دیگران کار کند؟! سینمای معمول و متعارف و رئالیست یک سابقه ۴۰ و ۵۰ ساله دارد که در این سابقه کارهای درخشانی انجام شده است و به سطح بالایی از بازیگری و کارگردانی و داستان‌نویسی و… رسیده است اما غیر از آن هیچ ژانری در سینمای ایران وجود ندارد؛ نه سینمای تخیلی داریم، نه پلیسی و نه فانتزی و… هیچ اتفاق تازه‌ای به وجود نیامده است. فکر می‌کنم سؤال‌کنندگان آنقدر به این سینمای همیشگی تسلط دارند که می‌توانند راحت کلیدهایش را بگیرند و نسخه‌اش را بپیچند اما وقتی با چیزی مواجه می‌شوند که نمی‌توانند بر آن مسلط شوند انکارش می‌کنند. به اعتقاد من دلیل نبود این تسلط، پیچیدگی مفهوم جدید نیست بلکه چون کلید ندارند درهای ورودی‌اش را باز کنند تصمیم می‌گیرند آن را کنار بگذارند. آقای کریمی شما در خارج از ایران کار کردید و می‌دانید آنجا این اتفاق آنقدر عجیب و غریب به نظر نمی‌رسد ولی در ایران!»

تجربه من در ایتالیا خیلی شبیه تجربه‌ام در ایران است
کریمی در ادامه درباره تجربیات خود در سینمای ایتالیا می‌گوید: «تجربه من در ایتالیا خیلی شبیه تجربه‌ام در ایران است برای اینکه آنجا هم یک جامعه بسیار سنتی است که ظاهر مدرنی دارد ولی هنوز دنبال چیزهای از پیش شناخته شده است. کدهای آشنا می‌خواهد. چنانچه در این چند سال اخیر، به غیر از یکی دو اسم اتفاق تازه‌ای رخ نداده است یعنی موجی نیست. یکی دو تا اسمند که یکجوری از دست سیستم حاکم دررفته‌اند. ولی خب مثلاً در فرانسه خیلی رایج‌تر است و هرچه به سمت شمال می‌رویم، کشورهای دیگر هم همین‌طور هستند.»

ذات جست‌وجوگر که نداشته باشی؛ سینمای متفاوت هم نمی‌خواهی
کریمی درخصوص سینمای مکری ادامه می‌دهد: «فیلم‌های مکری دنیای خاص خودش را دارد مثل قلعه‌ای که روی کوه است و دورش را آب گرفته و تنها یک پل راه عبور است اگر این پل را رد کنی و داخل قلعه شوی کدهای بعدی را پیدا می‌کنی. من فکر می‌کنم چون این کدها را نمی‌بینند مثلاً می‌گویند فیلم درام ندارد، تکه پاره است، اگر کات می‌زد چه می‌شد؟! و… یعنی دنبال چیزهایی هستند که تنبلی ذهن خودشان را توجیه کنند چون عادت کرده‌ایم لقمه پیش جویده را طبق معمول سینمای رایج قورت بدهیم. اما آن‌ها که اهل جست‌وجو هستند و مثلاً «ماهی و گربه» را بارها می‌بینند اصلاً این گمراهی که فیلم ایجاد می‌کند را دوست دارند و حس می‌کنند سفری کرده‌اند که شبیه تجربه‌های قبلی نیست. آنهایی که اهل تجربه هستند با شوق عجیب وغریبی درباره آن حرف می‌زنند و کدها را می‌خوانند یا فکر می‌کنند که کدهایی را پیدا کرده‌اند و بعد دوباره فیلم را می‌بینند تا لایه‌های مختلفش را پیدا کنند. بعضی‌ها ذات جست‌و‌جوگری دارند و برخی فقط می‌خواهند پا جای پای دیگران بگذارند. ذات جست‌وجوگری که نداشته باشی سینمای متفاوت هم نمی‌خواهی، موسیقی متفاوت را هم نمی‌توانی تحمل کنی و تئاتر و نقاشی را هم نمی‌فهمی. در صورتی که هنر کالاسازی نیست که بخواهید از یک الگوی ثابت کپی‌برداری کنید یک رگه‌ای را پیدا می‌کنی و آن را پی می‌گیری مثل عباس کیارستمی که اوایل حتی به او می‌گفتند که اینها سینما نیست اما حالا الگو شده است. بیضایی و تقوایی و… هم راه خودشان را رفتند. تمام مسیرها پستی و بلندی دارد، ممکن است از یک تونل تاریک سر در بیاوری اما آن سو یک جاده فوق‌العاده است که اگر این تونل را رد نمی‌کردی به آن نمی‌رسیدی.»