هنروتجربه: «احتمال باران اسیدی» فیلمی از بهتاش صناعی‌ها این روزها در شبکه خانگی پخش شده است. این فیلم که در چند جشنواره بین‌المللی حضور داشته و با استقبال هم مواجه شده است، در گروه هنروتجربه به اکران عمومی درآمده بود. چندی پیش هم پرویز داویی منتقد قدیمی و نام آشنای سینما نامه‌ای خطاب به صناعی‌ها در مورد این فیلم نوشت. روزنامه شرق امروز(چهارشنبه ۲۸ آذر) هم به بهانه این نامه و هم انتشار فیلم در شبکه‌ نمایش خانگی، با صناعی‌ها گپ و گفتی داشته که در ادامه بخشی از آن را می‌خوانید:

 انگار که فیلم تازه متولد شده است
او در بخشی از این گفت‌وگو درباره ارتباط مخاطبان با فیلم توضیح می‌دهد:«باید بگویم خوشبختانه، چه در داخل و چه در خارج از کشور مخاطبان ارتباط یکسان و بسیار خوبی با فیلم برقرار می‌کنند و این از تجارب ارزشمند فیلم اول برای من بود. به‌هرحال این فیلم در جشنواره‌ها و کشورهای متعددی به نمایش گذاشته شد. اینکه در کشورهای مختلف و با فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون، همه، حرف اصلی و دغدغه فیلم را متوجه می‌شوند و با شخصیت‌های فیلم همذات‌پنداری می‌کنند برای من خیلی ارزشمند بود. در مورد انتشار نسخه نمایش خانگی و اینترنتی هم باید بگویم که واقعا غافلگیرکننده بوده؛ انگار که فیلم تازه متولد شده یا زندگی جدیدش را آغاز کرده است. فیلم در کمتر از دو ماه نزدیک به ١٠هزاربار فقط از سایت‌های مجاز دانلود شده و این برای یک فیلم مستقل و غیرتجاری مثل «احتمال باران اسیدی» یک موفقیت محسوب می‌شود. دی‌وی‌دی فیلم هم در همین زمان کوتاه دوبار تجدیدانتشار پیدا کرده است. این نشان می‌دهد که فیلم به مرور مخاطبان خودش را پیدا کرده و خواهد کرد.»
در ادامه صناعی‌ها یک تشکر هم از گروه هنروتجربه می‌کند:«لازم است یک تشکر هم از مدیران گروه «هنر و تجربه» بکنم که با وجود امکانات کم، در مدت اکران دوساله این فیلم تمام تلاش خود را برای بیشتر و بهتر دیده‌شدن آن کردند. هرچند که با سالن‌ها و سانس‌های محدود کار سختی به نظر می‌رسید.»

اصغر یوسفی‌نژاد: متهمان واقعی، خالقان سیاهی‌ها هستند نه تصویرکنندگان سیاهی‌ها
از دیگر اخبار مرتبط با گروه هنروتجربه می‌توان به گفت‌وگوی اصغر یوسفی‌نژاد کارگردان «ائو/خانه» با خبرگزاری مهر اشاره کرد که بخش اول آن در روزهای گذشته منتشر شده بود.
در این گفت‌وگو او درخصوص تلخی موجود در فیلمش که عده‌ای آن را سیاه‌نمایی تلقی می‌کنند، می‌گوید: «ممکن است برخی بگویند فیلم تو سیاه است اما خودم این‌گونه فکر نمی‌کنم چون ذات عزاداری همین است، منتها من فکر می‌کنم متهمان واقعی، خالقان سیاهی‌ها هستند نه تصویرکنندگان سیاهی‌ها. سوال من این است که آیا در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم سیاهی وجود ندارد؟ چرا به کسانی که این واقعیت‌ها را نشان می‌دهند، سیاه نما گفته می‌شود؟ باید بپذیریم که سیاهی خود به خود به وجود نمی‌آید و هرکدام از آن‌ها عاملی سهوی یا عمدی دارند. موضوع بدتر این است کسانی که برای رفع این سیاهی‌ها مسئولیت دارند به جای حل مساله صورت مساله را پاک می‌کنند. سوال این است که چرا افراد وقتی می‌خواهند مسئولیتی را به عهده بگیرند مدام از وجود این سیاهی‌ها حرف می‌زنند و شعار می‌دهند که آن‌ها را رفع می‌کنند اما وقتی مسایل توسط آن‌ها رفع نمی‌شود، می‌گویند عده‌ای دیگر سیاه نمایی کرده‌اند؟»

او در همین خصوص ادامه می‌دهد: «وظیفه فیلم‌ساز این است که ذره بینی دستش بگیرد و آن مسایلی را که عموم ابزار دیدن آن را ندارند، نشان دهد و فکر می‌کنم مسئولان نظام علمی، اجتماعی و سیاسی باید از نشان دادن این موارد تشکر کنند نه این‌که بگویند این‌ها را نشان ندهید چون وجود ندارد. آیا با نشان ندادن این موارد جامعه می‌پذیرد که مشکلاتی ندارد؟ بنابراین من به طرح این مسایل به شکل وظیفه نگاه می‌کنم البته در عین حال از افرادی که از نشان دادن این سیاهی‌ها سوءاستفاده می‌کنند، بدم می‌آید. به اعتقاد من باید صادقانه با خوبی‌ها و بدی‌ها برخورد کرد. من می‌دانم که برخی از این سیاهی‌ها به عنوان ابزار ترقی خود استفاده می‌کنند اما حنای این افراد رنگی ندارد و فورا مشخص می‌شود که چه کاره هستند.»