هنروتجربه-کامبیز حضرتی: قوام‌السلطنه سیاست‌مداری است که از صدر مشروطه تا سال ۱۳۳۱ در جریانات سیاسی کشور حضور موثر داشت. اوسرانجام پس از پنج دوره رئیس‌الوزرایی یا نخست وزیری با فرمان آیت‌الله کاشانی علیه او در ۳۰ تیر سال ۳۱ با شعار«مرده باد قوام» از صحنه سیاست ایران کنار گذاشته شد. مصدق نخست وزیر پیش و پس از او نیز یک سال بعد با کودتا برکنار شد. واقعه ۳۰ تیر بیش از هرچیز وجهه  احمد قوام را زیر سوال برد. او سیاست‌مداری بود که قواعد دیپلماسی را می‌شناخت و در سال ۱۳۲۴ کشور را از دست‌اندازی شوروی برای تصاحب نفت شمال حفظ کرد و ماجرای اشغال ایران و غائله آذربایجان را با درایت مدیریت کرد. محمدرضا هاشمیان در مستند «رئیس الوزرا» براساس دوره چهارم نخست وزیری قوام به نقش او در حفظ و حراست از کشور و روحیه ملی قوام پرداخته و در این بین گریزی به کارنامه سیاسی او زده است. با این مستندساز درباره زندگی سیاسی قوام و مستند «رئیس الوزرا» گفت‌وگو کرده‌ایم.

احمد قوام پنج دوره نخست وزیر یا رئیس‌الوزرا بوده است. عنوان فیلم شما به یک دوره خاص از زندگی سیاسی قوام اشاره می‌کند و گویا در برگیرنده دوران نخست وزیری او در دوران پهلوی دوم نیست. در زمان غائله آذربایجان که اتفاقا محل تاکید فیلم شما است؛ قوام نخست‌وزیر ایران بوده است و در آن وقت واژه «رئیس الوزرا» مرسوم نبوده. با این حساب چرا این عنوان را انتخاب کردید؟
انتخاب نام فیلم خیلی قاعده و قانون خاصی ندارد. با این حال عنوان «رئیس الوزرا» را دوست داشتم. احساس می‌کنم بی‌ارتباط به فضای فیلم نیست . اگر قوام، با پنج بار نشستن بر پست نخست وزیری«رئیس الوزرا» نیست پس چه کسی می‌تواند دارنده این عنوان باشد؟

درباره قوام منابع خوبی به فارسی وجود دارد. خود او خاطرات سیاسی‌اش را نوشته که اتفاقا به مذاکرات مسکو و غائله آذربایجان تاکید دارد. «در تیررس حادثه » حمید شوکت نیز به زندگی او پرداخته شده است. این آثار چه اندازه مورد ارجاع بود؟ منابع شما چه بود؟
در واقع اساس پژوهشی فیلم بر پایه کتاب خاطرات خود قوام و کتاب «در تیر رس حادثه» شکل گرفته است . با این حال ده‌ها کتاب دیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است، علی‌الخصوص کتاب خاطرات بزرگان تاریخ معاصر.

برای پرداختن به شخصیتی مثل قوام نیاز به اسناد بین‌المللی وجود دارد. اسناد درباره قوام تا چه اندازه در آرشیوهای خارجی و به‌ویژه در روسیه قابل دسترسی است؟ چه چالش‌هایی در خرید اسناد یا منابع تصویری و آرشیوی داشتید؟
دست‌یابی به آرشیوهای خارجی دو بخش دارد. اول جست‌وجو و یافتن منابع و دوم خرید آن. در واقع هر دو این مراحل سخت و طاقت فرساست. به خصوص این‌که کشورها برای در اختیار گذاشتن این اسناد در اختیار افرادی خارجی، محدودیت و معذوریت‌های خاصی دارند. به هر حال با مکاتبه و مذاکره توانستیم این منابع را خریداری کنیم که خیلی به پیشبرد فیلم کمک کرد.

«رئیس الوزرا» سومین فیلم من است و من برای هر سه فیلم‌ام از صدای مجید برزگر به عنوان نریتور استفاده کردم. احساس می‌کنم صدای مجید طنین خاصی دارد که برای مدت طولانی (حتی بالای۶۰ دقیقه)  شنیدنی است و مخاطب را از روایت خسته نمی‌کند

یکی از نکات و فرازو نشیب‌های زندگی سیاسی قوام رقابت و تضاد او با سیدضیاء است. این رقابت در کابینه سیاه به ضدقوام  و زمانی که قوام  به نخست وزیری رسید به ضرر سیدضیا تمام شد. چرا این رقابت تاریخی در «رئیس الوزرا» مغفول مانده است؟ همین‌طور روابط قوام و مصدق.
هر کدام از مواردی که ذکر کردید بسیار پرکشش است و قابلیت تبدیل شدن به کنشی در فیلم را دارند اما واقعیت را بپذیریم که هر بخش از لحظات زندگی قوام از این پتانسیل برخوردار است. به جز این موارد آن‌جا که در زندان قصر حکم رئیس الوزرائی را از احمد شاه دریافت می‌کند و یا آن‌جا که در مونت کارلو با اشرف پهلوی سر بازگشت به قدرت مذاکره می‌کند هم قابلیت پرداخت زیادی دارد. ولی تصور یا بهتر بگویم برداشت من این بود که دوره چهارم نخست وزیری و ماجرای پیچیده اشغال ایران و آذربایجان در دوران پر التهاب بعد جنگ جهانی دوم از اهمیت بالایی برخوردار است و نقش قوام در رفع این مشکلات بسیار پر رنگ است. موردی که کمتر به آن پرداخته شده است.

قوام یک شخصیت تاریخی  است که متاسفانه در ۳۰ تیر در «تیررس حادثه» قرار گرفت و تنها در پایان کار رستگار نشد. با وجود این نگاه منفی به قوام در جامعه سیاسی و به لحاظ تاریخی، توجه و پرداختن به مستند قوام از کجا آمد؟ آیا قصد ارائه یک الگوی سیاست‌مرد را هم داشتید؟
قوام از نمونه سیاست‌مدارانی بود که تکیه‌گاهش بیش از آن‌که به مردم باشد به لابی‌ها و احزاب سیاسی و بازی با عناصر قدرت همچون دربار و نیروی نظامی بود. برعکس آن ما سیاست‌مداری داریم مانند مصدق که پایگاه قدرتش را روی مردم متمرکز کرده بوداما در نهایت هردو این سیاستمدارها به نوعی ناکام شدند.این‌ها هر دو نمونه‌های قابل ذکری است که در تاریخ سیاسی قابل مباحثه هستند و می‌توان با مطالعه آن‌ها به الگویی ایده‌آل رسید.

چرا ۳۰ تیر و پایان زندگی قوام که از قضا او را مورد سوظن‌های فراوان قرار داد و محل تاخت‌وتاز به او شده است، مورد تاکید و توجه شما نبود؟
درسوال‌های قبل به این موضوع اشاره شد. فرصت فیلم اجازه پرداخت دقیق و عمیق به داستان ۳۰ تیر را نمی‌داد.

ایده بازسازی از کجا امد؟ از دیدارهای قوام با استالین هیچ منبع تصویری یا صوتی در دست نداریم؟
تقریبا از آن دیدارهیچ منبع بصری وجود ندارد. تنها چند عکس از اتاق ملاقات استالین که قوام را به حضور پذیرفته است وجود دارد. با این حال بر اساس روایت اپیزودیک که برای کار در نظر گرفته شد، تصمیم به بازسازی گرفتیم. البته از اول بنا را بر این گذاشتیم که بازسازی‌ها از فیلم بیرون نزد و  ترکیب فیلم و گرافیک کار یک‌دست جلوه کند.

مجید برزگر فیلم‌سازی با کارنامه موفق داستانی در سینمای کوتاه و بلند است. چرا به او به عنوان گوینده متن فکر کردید؟ این تجربه چه طور بود؟
«رئیس الوزرا» سومین فیلم من است و من برای هر سه فیلم‌ام از صدای مجید برزگر به عنوان نریتور استفاده کردم. احساس می‌کنم صدای مجید طنین خاصی دارد که برای مدت طولانی (حتی بالای۶۰ دقیقه)  شنیدنی است و مخاطب را از روایت خسته نمی‌کند. در ضمن نوعی فرهیختگی در صدای مجید هست که به غنای فیلم کمک می‌کند.

عکس:یاسمن ظهورطلب