هنروتجربه: پنجم دی ماه سالگرد تولد بهرام بیضایی هنرمند ارزنده عرصه نمایش و سینما بود. رسانه‌ها به همین بهانه طی دو سه روز گذشته و امروز از این هنرمند و آثارش نوشته‌اند و دریغ نبودنش در ایران را بازگو کرده‌اند. امروز(ششم دی) جواد طوسی در روزنامه شرق یادداشتی موجز و خواندنی درباره این هنرمند نوشته‌است که پیش روی شماست.

«دیروز سالروز تولد هنرمندی بود که جایگاه مستحکم او را در حوزه ادبیات نمایشی و سینما نمی‌توان نادیده گرفت. حاصل ۵۶ سال فعالیت نوشتاری مداوم، نمایش‌نامه‌هایی چون «آرش»، «غروب در دیاری غریب و قصه ماه پنهان»، «پهلوان اکبر می‌میرد»، «هشتمین سفر سندباد»، «مترسک‌ها در شب»، «چهار صندوق»، «دنیای مطبوعاتی آقای اسراری»، «ضیافت و میراث»، «سلطان مار»، «دیوان بلخ»، «مرگ یزدگرد»، «کارنامه بندار بیدخش»، «شب هزارویکم»، «افرا» و… است که اغلب‌شان از سوی بیضایی و دیگران اجرا شده‌اند. در‌این‌میان، اجرای صحنه‌ای دو نمایش‌نامه «پهلوان‌اکبر می‌میرد» و «مرگ یزدگرد»، بیشتر در خاطره‌ها مانده است. در کنار کارهای پژوهشی‌ای هم‌چون نمایش در ایران، چین و ژاپن، فیلم‌نامه‌نویسی یکی از نقاط درخشان کارنامه هنری بیضایی به شمار می‌آید. «اِشغال» و «آینه‌های روبه‌رو» دو اثر شاخص در این زمینه هستند که ساخت و تولیدشان از سوی بیضایی و دیگر فیلم‌سازان معتبر می‌تواند یک اتفاق در سینمای ما باشد. متأسفانه فیلم‌نامه «شب سمور» او نیز که مسعود کیمیایی براساس آن، فیلم «خط قرمز» را در سال ١٣۶٠ ساخت، هنوز نمایش عمومی پیدا نکرده است. در کنار این آثار، فیلم‌نامه‌های «روز واقعه»، «حقایق درباره لیلا دختر ادریس»، «عیّار تنها» و «مقصد» نیز ارزش‌های مستقل خود را دارند. بیضایی علاوه بر این پشتوانه غنی، یکی از فیلم‌سازان صاحب‌سبک سینمای ایران محسوب می‌شود. او جدا از دو فیلم کوتاه «عمو سیبیلو» و «سفر»، با فیلم‌های بلند «رگبار»، «غریبه و مه»، «کلاغ»، «چریکه تارا»، «مرگ یزدگرد»، «شاید وقتی دیگر»، «مسافران»، «باشو غریبه کوچک»، «سگ‌کشی» و «وقتی همه خوابیم»، شناسنامه‌ای متفاوت از خود در زمینه نشانه‌شناسی، اسطوره‌پردازی و بازی هنرمندانه با مفاهیمی چون هویت، گذشته، تاریخ، آیین و… ارائه داده است. یکی از عناصر کلیدی در آثار بیضایی، محوریت زن و رویارویی او با عشق، نیروهای مهاجم و بازدارنده در مسیر تاریخی و موقعیت‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. شاید شکل این حضور غالب زنانه و نمایش فرمالیستی و شیوه دیالوگ‌نویسی مختص به آن، بعضا به‌نوعی بیان و اجرای پرتکلف متمایل شود، ولی نمی‌توان منکر قابلیت‌های بیضایی در زبان نمایشی و استفاده از لوکیشن و ریتم و ضرباهنگ شد. غیبت چندساله اخیر بهرام بیضایی و تن‌دادنش به مهاجرت، جای خالی او را در عرصه فرهنگ‌و‌هنر این سرزمین به‌وضوح نشان می‌دهد. به امید بازگشت دوباره او و فعالیت پربارش، در جایی که ریشه‌هایش در آن شکل گرفته است.»