هنروتجربه-قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم «دریا و ماهی پرنده» عصر روز شنبه۱۶ دی ماه با حضور مهرداد غفارزاده (کارگردان) و فرانک آرتا(منتقد) در سالن شماره پنج سینما هویزه مشهد برگزار شد.

در ابتدای این جلسه مهرداد غفارزاده از شکل‌گیری ایده فیلمش صحبت کرد:«ایده این فیلم متعلق به بیست و پنج شش سال پیش است. سال ۷۲ که فعالیت ژورنالیستی می‌کردم از طرف روزنامه همشهری  برای تهیه گزارش به کانون اطلاح و تربیت رفتم. آنجا با نقاشی‌های عجیب و غریب بچه‌ها برخورد کردم. همان‌جا  تلنگلری به ذهن من خورد و با من ماند، تا این‌که تبدیل شد به این فیلم. البته سناریو کم کم در این مدت تغییر کرد، چون ابتدا مایه‌های پلیسی داشت و تعقیب و گریز ولی به تدریج به این سمت و سو رفت که لوکیشن ثابت باشد و خیال و رویا هم به کار اضافه شد. و بعد با بَنکسی نقاش و هنرمند گرافیتی آشنا شدم،شخصیتی که همه کارهایش را در دنیا می‌بینند ولی خودش را هیچ‌کس نمی‌شناسد.فکر کردم استفاده از این ایده به جذابیت کار اضافه می‌کند.»

در ادامه نشست فرانک آرتا نقطه قوت فیلم را سادگی و نشستن این سادگی در تمام فیلم عنوان کرد:«سوژه فیلم غفارزاده در واقع سادگی و یک نشناختگی نسبت به دنیای بچه‌ها دارد. حتی لوکیشن کار هم در فضای کاملا بسته‌ای است؛ یعنی فیلم‌ساز قرار نیست فضای فاجعه‌آمیز و ناگواری برای ما به تصویر بکشد.شخصا سادگی و آن نگاه انسانی کارگردان را که با وجود کمترین امکانات توانست این سوژه را به فیلم تبدیل کند، ستایش می‌کنم.»

آرتا هم‌چنین ایده فیلم را فاقد تاریخ مصرف دانست:« نکته دیگر این‌که ما نمی‌توانیم زمان و مکانی برای این فیلم در نظر بگیریم و این هوشمندی فیلم‌ساز را می‌رساند. چرا که روی سوژه‌ای دست گذاشته که حتی به قول خودشان بیست، پنج سال از ایده اولیه آن گذشته ولی باز هم مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند. از این نظر نقطه قوت فیلم همین است؛ این‌که در نهایت امید و رهایی و رستگاری را به همه ما نوید می‌دهد.»

غفارزاده در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چرا روی نَم‌دیوار این همه تاکید کرده، گفت: «چخوف می‌گوید اگر اول کارتان تپانچه‌ای گذاشته‌اید این تپانچه بالاخره یک جایی باید شلیک شود. تاکید من هم روی آن نم زدگی دیوار به این دلیل بود که بالاخره قرار است در ادامه تبدیل به یک دریایِ واقعی شود.برای رسیدن به این مقصود هم یک سری زمینه چینی‌ها کردم مانند استفاده از انیمیشن در آن صحنه‌ای که  پسری داشت از زندگی‌اش می‌گفت. تمام این تمهیدات و  چیدمان به این دلیل بود که باورپذیری کار بالا برود.به هرحال نگران سوالات مخاطبانی مثل شما بودم که بپرسند چرا یکهو دیوار نم‌زده تبدیل به دریا شد. همه این فرآیند و تاکید به همین خاطر بود.»