هنروتجربه:نشست نمایش، نقد و بررسی مستند «رئیس الوزرا» ساخته سید محمدرضا هاشمیان، عصر روز چهارشنبه ۲۰ دی ماه، با حضور هاشمیان( کارگردان) ، یوسف آفرینی و دکتر علی آذری، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

علی آذری جلسه را با طرح سوال از کارگردان، در مورد دلیل انتخاب قوام السلطنه برای ساخت این مستند آغاز و چگونگی یافتن تصایر آرشیوی آغاز کرد.سید محمدرضا هاشمیان پاسخ داد:«در مورد دلیل انتخاب این شخصیت تاریخی باید ذکر کنم که قبلا یک مستند به نام ” سبز و سفید و سرخ” ساخته بودم و همچنین مستندی درباره تاریخچه شناسنامه و ثبت احوال، که در تحقیقاتی که انجام دادم و سفری که به تبریز داشتم، شناسنامه ای با زبان ترکی به ما ارائه شد و توضیحاتی دادند که استارت اولیه تحقیقات این فیلم بود، چون آن دوران که شناسنامه ترکی صادر شده بود، مصادف با چهارمین دوران نخست وزیری قوام السلطنه بود. بعد از آن مرکز گسترش به من پیشنهاد دادند که مستندی درباره قوام السلطنه بسازم. منابع زیادی در دسترس نبود، به جز یک سری عکس و چند جلد کتاب. در این کتاب‌ها، نظرات متفاوتی راجع به قوام السلطنه وجود داشت، عده‌ای عقیده داشتند که او خائن بوده و عده دیگری او را خادم می‌دانستند، در واقع رسیدن به یک جمع‌بندی در مورد شخصیت قوام، بسیار مشکل بود. تصاویر آرشیوی موجود در فیلم را از منابع متعددی تهیه کردم، به عنوان مثال در مسکو تعدادی فیلم را خریداری کردم، از جمله ” آن سوی ارس” که سال ۱۳۲۴ یا ۲۵ روس ها در ایران ساختند و فیلمی تبلیغاتی در جهت نشان دادن قدرت روسیه بود.»

در ادامه علی آذری به ساختار فیلم اشاره کرد : «فیلم به ۴ بخش و در واقع ۴ نگاه تقسیم شده است، روسی، ترکی، انگلیسی و آمریکایی، که با توجه به اهمیت این کشورها در سیاست ایران در آن دوران، این انتخاب مناسب بوده است. اما خطر سینمایی این ساختار آن بود یک سری اتفاقات در هر ۴ بخش تکرار می شد، مثل خارج شدن ارتش روسیه از ایران. چرا این ساختار را برای مستندتان انتخاب کردید؟ »

هاشمیان در پاسخ، توضیح داد : «من در ابتدا و قبل از ساخت فیلم، تحقیقات مفصلی راجع به قوام السلطنه انجام دادم. شخصیت او آنقدر پیچیده بود، که به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم مستند پرتره‌ای شبیه به اطلاعات ویکی‌پدیا، در مورد او بسازم، پیچیدگی شخصیتش مشخص نمی‌شد. این شخص، در دوران چهارمی که نخست وزیر شد شوروی یک قدرت بلامنازع نظامی-سیاسی بود، در روابطی که با روس‌ها داشت، یک بازی شطرنج انجام داد. برای نشان دادن این مسائل، تصمیم گرفتم که شخصیت او را در غالب یک پازل بشناسیم. تکرار‌هایی که در بخش های مختلف می‌بینیم، مسائل و اتفاقات را از نگاه‌های مختلف، ارزش‌گذاری می کند.»

یوسف آفرینی صحبت‌های خود را در مورد «رئیس الوزرا» این گونه آغاز کرد:«در این مستند، کارگردان تا آنجا که امکان داشته، سعی کرده که از قضاوت دوری کند. اگر بخواهیم این شخصیت را به درستی بشناسیم، مدارکی در دفاع از او و همچنین علیه او به دست می آید. اینجاست که ما تفاوت قهرمان را با سیاستمدار متوجه می‌شویم. کارگردان با هوشمندی، کاراکتری را از تاریخ ایران انتخاب کرده‌، که موقعیت او به شدت از قهرمان دور است. این گونه نگاه ها در سینمای ایران، زیاد دیده نمی‌شود، منظور نگاهی است که به دور از قهرمان‌پروری باشد. بهترین تعریف از کاراکتر درام این است که نه کاملا سیاه است و نه کاملا سفید. در مورد فیلم، نکات مثبتی وجود دارد.» او سپس با برشمردن نکات مثبت فیلم اشاره کرد ولی عنوان داشت در برخی از فصل‌ها این مستند ملال‌انگیز می‌شود. «آقای هاشمیان، به نظر خودتان این فیلم چقدر توانسته از چنگ ملال بگریزد و با امکانات تدوین، صدا و چیدمان تصاویر در هیبت یک فیلم غیر تجاری و جذاب ظاهر شود؟ »

هاشمیان عنوان کرد:« مخاطب هم در حوزه سینمای داستانی و هم مستند، اهمیت دارد و ما برای تک‌تک فریم‌هایی که انتخاب می‌کنیم، مسئول هستیم. من به شدت در این زمینه حساس هستم و حتی برای افزایش جذابیت و به دست اوردن ریتم فیلم حدود ۱۵ دقیقه از آن را حذف کردم، نسخه اولیه حدود ۸۵ تا ۹۰ دقیقه بود که در تدوین نهایی به ۷۰ دقیقه رسید. »

آفرینی در ادامه عنوان کرد: «به نظر من این مستند از نیمه به پایان، مقداری دچار ملال می شود. مخاطب به دنبال جذابیت و یک ریتم مناسب به سالن سینما آمده و باید در پس اینها معنی به او منتقل شود. مخاطب می‌تواند از طریق خواندن کتاب یا شرکت در یک سمینار تاریخی، اطلاعاتی را به دست آورد، فیلم مستند باید با سخنرانی متفاوت باشد. سینما باید با امکانات سمعی و بصری که در اختیار دارد، جذابیت را ایجاد کند.»

هاشمیان در این مورد توضیح داد :«اگر بخواهیم یک مستند کامل از زندگی و شخصیت قوام السلطنه داشته باشیم، یک سریال حداقل ۳۰ قسمتی خواهد بود. از دوران بچگی که در دربار ناصرالدین شاه زندگی کرده و خوشنویسی می‌کرده است، تا دوران مشروطه که فرمان مشروطه را با دست خود نوشته و این که هم در حکومت قاجار و هم پهلوی، با وجود تفاوت و اختلاف این دو حکومت، نخست وزیر بوده است ؛ کلا این شخصیت ماجراهای زیادی داشته است. رسالتی که این فیلم ، فقط این بود که قوام را در ذهن مخاطب مهم کند که بروند خودشان بقیه ماجراهای او را تحقیق و مطالعه کنند.»

علی آذری در ادامه جلسه به روش‌های روایت تاریخی اشاره کرد:«برای روایت تاریخی در یک فیلم مستند، ۳ روش وجود دارد: ۱-استفاده از تصاویر آرشیوی ۲-بازسازی وقایع ۳-مصاحبه با کارشناسان زمان معاصر. در  مستند  رئیس الوزرا از روش سوم استفاده نشده از روش دوم هم خیلی کم استفاده شده است. من دوست داشتم بازسازی بیشتری در فیلم می‌دیدیم. سینمایی‌ترین صحنه فیلم، آن صحنه‌ای است که قوام السلطنه کراوات قرمز می‌زند تا به دیدار استالین برود. می‌دانم که در امر بازسازی هم بودجه فیلم دخیل است و البته نظر کارگردان.»

هاشمیان در این مورد توضیح داد: «در این مورد بحث بودجه مطرح نبود، من به عمد این کار را انجام دادم. مستند‌های بازسازی زیادی را دیده بودم و فکر می‌کنم تصاویر زیاد بازسازی، بیشتر دنیای فانتزی خود فیلم‌ساز است. من به خاطر سابقه کار‌ی‌ام، جزء به جزء کار را از قبل می‌نویسم. نمی خواستم تصاویر بازسازی زیاد از حد، فضای فیلم را به هم بریزد. قوام السلطنه یک شخصیت پیچیده و عجیب داشته، یک آدم عقد‌ه‌ای، جاه‌طلب و سیاستمدار به معنای واقعی کلمه. قوام السلطنه آدمی شبیه امیرکبیر نبوده، به نظر من می‌شود یک مستند روان‌شناسناسانه از شخصیت پیچیده قوام ساخت. من دوست دارم با ادبیات امروزی، تاریخ را روایت کنم و از یک گوینده با لحن امروزی مثل مجید برزگر استفاده کردم.»

در ادامه جلسه به سوالات حاضرین پاسخ داده شد.یکی از حاضرین در مورد سال ۳۱ صحبت کرد و این که چرا در فیلم به اتفاقات آن سال با وجود اهمیتش پرداخته نشده است و این که اگر به جای تکرار یک سری اتفاقات در ۴ بخش فیلم، همه را پشت سر هم می‌آوردند، امکان این بود که به وقایع سال ۳۱ پرداخته شود؟

هاشمیان در این مورد عنوان کرد: «در سال ۳۱، قوام السلطنه در پاریس بود و با وجودی که محمدرضا پهلوی با او اصلا خوب نبود، اشرف و مادرش او را با اصرار برگرداندند تا جلوی مصدق بایستد. من به عنوان یک فیلم‌ساز هیچوقت نفهمیدم که او چرا در آن سال با وجود آن جوی که به نفع مصدق بود، قبول کرد که قدرت را قبول کند. در واقع یک جور قمار سیاسی انجام داد و فقط ۳ روز سر قدرت ماند. من نخواستم وارد وقایع سال ۳۱ شوم تا اگر مخاطب خودش خواست برود و تحقیق کند.»

در پایان جلسه علی آذری از کارگردان در مورد کار بعدی که قرار است بسازند، پرسید و هاشمیان در پاسخ گفت که قرار است مستندی درباره شخصیتی تاریخی به نام «محمد حسین‌خان آیروم» بسازد که در دوره رضا پهلوی، رئیس پلیس بوده است. این شخص در گشتاپو آموزش دیده و جاسوسی از مقامات را پایه گذاری کرده است و در نهایت یک فرار عجیب داشته است.

••