هنروتجربه: ویژه‌نامه جشنواره فیلم فجر روزنامه همشهری دو یادداشت از  بایرام فضلی و علی کریم درخصوص حضور فیلم‌های اول در جشنواره فیلم فجر منتشر کرده‌است که می‌خوانید. بایرام فضلی را بیشتر در مقام فیلم‌بردار سینمای ایران به یاد می‌آوریم، با فیلم «بازم سیب داری» -به عنوان اولین تجربه کارگردانی فیلم بلندش- در گروه سینمایی هنروتجربه حضور داشته است.علی کریم سینماگر جوانی است که تاکنون دو فیلم «چاله» و «من از سپیده‌صبح بیزارم» او در گروه هنروتجربه به اکران درآمده است.

بایرام فضلی/لزوم نگاه‌های نو برای رقابت
وقتی از جشنواره حرف می‌زنیم از رقابتی صحبت می‌کنیم که وجود نگاه‌های جدید در آن اهمیت دارد. این نگاه و نظر جدید معمولا برای فیلم‌سازانی اتفاق می‌افتد که کارهای اول‌شان را آغاز می‌کنند. همه ما وقتی فیلم اولمان را ساخته‌ایم یا می‌سازیم با انگیزه‌های بسیاری کارمان را شروع می‌کنیم و تمام وقت، انرژی و زندگی‌مان را بر سر این کار می‌‌گذاریم تا فیلم ساخته شود. الان هم همین وضعیت ادامه دارد. فیلم‌سازی که کار اولش را می‌سازد، برای مدت طولانی همه وقت و انرژی خود را برای ساخت فیلمش می‌گذارد چون باید خودش را در نخستین قدم ثابت کند. علت این بکر بودن و نگاه نو نیز به همین‌خاطر است که فیلم اول هنوز با مناسبات گیشه ارتباط ندارد و قالب‌های شناخته شده را نمی‌داند، پس فیلم‌ساز اول می‌آید تا دغدغه‌های خودش را وارد فیلم کند. یک جشنواره باید به این نوع فیلم‌ها بها دهد چون قرار است افکار جدیدی وارد عرصه فکری جامعه شود و طبیعی است که باقی فیلم‌ها تکرار قالب‌ها و فرم‌هاست. متأسفانه جشنواره فیلم فجر ثابت کرده که زیاد به نگاه‌های جدید اهمیت نمی‌دهد و امکان دیده شدن فیلم‌های اول در آن مدام کمتر می‌شود. برخی فیلم‌سازهای اول با پولی که از جایزه خود می‌گیرند می‌توانند یک فیلم سینمایی دیگر بسازند، با این‌حال من در جشنواره‌هایی مثل «کن» هم شاهد بوده‌ام که فیلم اولی هم در بخش اصلی بیاید از طرف داورها و منتقدها مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد، چون آنها معتقدند آنکه استاد است و کارش را بلد است با کسی که تازه آمده، تفاوت دارد. از طرفی برخی فیلم‌های اول آنقدر خوب بوده‌اند که چنین جشنواره‌هایی نمی‌توانستند به آنها جایزه ندهند مثل فیلم اول تارانتینو و کاستاریتسا؛ البته اینها استثنا هستند. اما وقتی سطح یک فیلم اولی پایین است باید در بخش فیلم‌های تجربی قرار بگیرد. به این نکته هم باید دقت کرد که آن فیلم‌ساز اولی که جایزه می‌گیرد باید توانایی نباختن را داشته باشد. مواردی نیز وجود داشته که فیلم‌ساز پس از کسب جایزه، خودش را گم کرده است اما آن فیلم‌ساز اولی که جایزه‌ای، شایسته خود دریافت می‌کند، خودش را نمی‌بازد. خود من جوایز بین‌المللی زیادی گرفته‌ام اما هیچ‌وقت آن‌ها را خبری نکرده‌ام. یک‌بار محمد اطبایی تماس گرفت و گفت: «مگر جایزه نگرفتی؟ چرا خبررسانی نمی‌کنی؟» واقعیت این است که این جوایز برای من فقط جنبه تشویقی داشته‌اند تا مطمئن شوم راهم درست است اما اگر جایزه باعث مختل‌شدن فیلم‌سازی‌ام شود، آن جایزه دیگر به درد من نمی‌خورد. فیلم‌ساز خوب مقهور این چیزها نمی‌شود، چون قصدش ساختن فیلم خوب است. این نکته را هم نباید فراموش کرد که الان فیلم‌سازی گران شده و توجه به اقتصاد سینما اجتناب‌ناپذیر است اما هم‌چنان جاهایی یا آدم‌هایی هستند که حاضرند برای فیلم‌های تجربی پول خرج کنند.

علی کریم/فیلم اولی‌ها دستخوش تغییر رویکرد جشنواره‌ها

اول: همه جای دنیا فیلم‌های اول به‌عنوان بخش‌های جذاب جشنواره‌ها، منتقدها و روزنامه‌نگارها را ترغیب می‌کنند که در صف‌های طولانی بمانند تا به کشف جدیدی برسند چون همه به‌دنبال نگاه جدید به جهان هستند اما ما در ایران همیشه به جوانان و نسل جدید کم‌لطف هستیم و نگاه کلیشه‌ای بر جشنواره حاکم است. با این رویکرد جشنواره فجر شبیه مهمانی‌های بزرگ است که اگر فیلم‌سازان صاحب‌نام در آن نباشند همه ناراحت می‌شوند. ایراد در این است که بخش‌های موازی در فجر وجود ندارد تا فیلم‌های اول بتوانند جای خودشان را در آن پیدا کنند؛ مثلا فستیوالی مثل «کن» دارای بخش‌های اصلی، هفته منتقدان، دو هفته کارگردان‌ها و نوعی نگاه است که فیلم‌های اول در این بخش‌ها پخش می‌شوند اما در ایران فقط یک بخش مسابقه داریم و بخش‌های جنبی نیز هر سال کمتر می‌شوند. انگار می‌خواهیم چرخ را از اول اختراع کنیم و برگزاری جشنواره را نمی‌شناسیم. نمی‌شود هم شبیه کن بود و هم شبیه اسکار. نمایش ندادن فیلم‌های اول یا حذف بخش «نوعی نگاه» و «هنروتجربه» باعث می‌شود فیلم اولی‌ها و نگاه‌های متفاوت بیرون بمانند. امسال هم چند فیلم مثل «هت تریک» اثر رامین لوافی و «درساژ» اثر پویا بادکوبه که در برلین هم نمایش دارد، بیرون مانده‌اند. دوست دارم بدانم دلیل آن چیست؟ بد نیست بدانیم هرکجا محصولی چه از نظر فرهنگی یا تجاری تولید می‌شود، با سلیقه‌های مختلفی ساخته شده‌است، ما باید در انتخاب و برگزاری آن وسعت نظر داشته باشیم و آنقدر ویترین‌های مختلف فراهم و موقعیت‌های مختلف ایجاد کنیم که محصولات متنوع دیده شوند.

دوم: در همه دنیا موقعیت‌هایی وجود دارد که با اختصاص بودجه‌ای به فیلم‌ساز از او حمایت می‌کنند. هلند، فرانسه و بسیاری از کشورهای دیگر چنین بودجه‌هایی دارند. جالب اینجاست که سرمایه‌گذاران، این حمایت‌ها را بدون این‌که حضوری در آن فیلم‌ها داشته باشند، انجام می‌دهند یعنی دخالتی در روند فیلم‌سازی یا جریان فیلم‌نامه ندارند و فقط حمایت می‌کنند تا فیلم کارگردان اول متولد شود، به‌خصوص در سینمای غیرتجاری و غیرسرگرم‌کننده این حمایت‌ها بیشتر وجود دارد. اصولا اگر افراد یا نهادهایی بخواهند از سینما حمایت کنند، یکی از بهترین موقعیت‌ها، حمایت از فیلم اولی‌ها یا فیلم‌هایی است که به‌دلیل تجاری نبودن، سرمایه‌گذاران کمتری تمایلی به هزینه کردن در آن دارند. در واقع بخش غیرخصوصی با هدف کشف استعدادهای جدید این حمایت را انجام می‌دهد.

سوم: ایران در رتبه‌بندی سینما از نظر تولید محصول از بسیاری کشورهای اروپایی هم بالاتر است و در نتیجه مدیران باید توجه ویژه‌ای به این موضوع داشته باشند. به‌نظرم فارابی در یکی دو سال اخیر درحال تغییر ماهیت است و مسیر درستی را در پیش گرفته. متأسفانه در حوزه نقد فیلم و روزنامه‌نگاری هرچند شامل همه نمی‌شود اما خیلی‌ها بسیار خام با موضوع فیلم‌سازی برخورد می‌کنند. در تولید اثر هنری موضوعی به نام فیلم‌های سفارشی وجود دارد، اما ذکر این نکته هم بد نیست که به‌هرحال با ورود اشخاص مختلف به یک فیلم، سلیقه‌های مختلف هم ایجاد می‌شود یعنی فرقی نمی‌کند یک ارگان پشت یک فیلم باشد یا یک شخص حقیقی از آن حمایت کند. به‌نظرم فیلم‌ساز هیچ وظیفه‌ای در قبال این نوع فیلم‌سازی و سفارش‌ها ندارد. او باید در آزادترین شکل ممکن با تمام باورها و تخیلاتش آزادانه یک فیلم را تولید کند. منتقدها، فیلسوف‌ها، جامعه‌شناس‌ها و روان‌شناس‌ها فقط با اثر روبه‌رو می‌شوند و آن را بررسی خواهند کرد. ضمن این‌که هر فیلمی با چاشنی گذر زمان قضاوت می‌شود و زمان به این سؤال‌ها پاسخ می‌دهد که آیا فیلم‌ساز موفق بوده، نتیجه خوبی داشته و در مسیر قابل‌قبولی حرکت کرده است یا نه؟ ما می‌توانیم برای تولید یک اثر توصیه‌هایی داشته باشیم اما هیچ‌گاه در مورد چرایی و چگونگی یک اثر هنری نمی‌توانیم سفارش و توصیه‌ای انجام دهیم.

برچسب‌ها: