هنروتجربه: ژان کلود سورل، دبیر جشنواره کلرمون فران و هم‌چنین مدیر انجمن «هر کی می‌تونه فیلم کوتاه رو نجات بده!» است؛ انجمنی که در سال ۱۹۸۱در سینه‌کلوب دانشگاهی کلرمون‌فران تاسیس شد. قصیده گلمکانی با او گفت‌وگویی داشته که امروز در پایگاه خبری فیلم کوتاه منتشر شده است.کلرمون- فران شهری صنعتی در مرکز فرانسه است.جشنواره فیلم کوتاه کلرمون را بزرگ‌ترین جشنواره فیلم در فرانسه بعد از جشنواره کن و بزرگ‌ترین جشنواره سینمایی در جهان است که به فیلم‌های کوتاه اختصاص دارد. هر سال در این جشنواره بیش از ۴۵۰ فیلم از میان چندین هزار اثر رسیده انتخاب می‌شود و در چند ۱۰ سالن سینما به نمایش در می‌آید. این جشنواره از نقطه نظر آماری نیز رکوردهای عجیب و غریبی در اختیار دارد و سال گذشته – ۲۰۱۷ میلادی – و در سی و نهمین دوره خود با ثبت حضور ۱۶۰ هزار تماشاگر و بیش از چهار هزار دست اندرکار صنعت سینما یکی از پر ازدحام‌ترین جشنواره‌های جهان را رقم زد که با توجه به ماهیت اختصاصی آن برای فیلم‌های کوتاه آماری شگفت انگیز به شمار می‌آید. در ادامه بخشی از گفت‌وگو با دبیر این جشنواره که شغلش سنگ‌تراشی است، را می‌خوانید.

در بخشی از این گفت‌گو، سوالی درباره دلیل پیشرفت زود هنگام جشنواره‌ کلرمون‌فران مطرح شده و سورل پاسخ توضیح می‌دهد: «چون دبیری این جشنواره شغل اصلی من نیست! دستمزدی از جشنواره نمی‌گیرم و داوطلبانه برای جشنواره کار می‌کنم! شور و هیجان شخصی است که من را به انجام و ادامه‌ این کار می‌کشاند و این امر پایه‌های متفاوت بودن این جشنواره را نشان می‌دهد…»

او درباره تاریخچه نمایش فیلم کوتاه در کشور فرانسه و تولد انجمن «هر کی می‌تونه فیلم کوتاه رو نجات بده!» می‌گوید: «پیش از سال‌های ۱۹۷۰، در سینماهای فرانسه، قبل از هر فیلم بلند یک فیلم کوتاه نمایش می‌دادند. ولی پس از مدتی، به خاطر درآمدزایی، فیلم‌های کوتاه جای خود را به تبلیغات داد. تلویزیون هم خیلی کم‌تر فیلم کوتاه می‌خرید. این شد که روز به روز تعداد فیلم‌سازهای فیلم کوتاهی که با حلقه‌های نگاتیو زیر بغل، خسته و ناامید برای‌مان فیلم می‌آوردند بیشتر شد. ما هم که چپی بودیم و به دنبال احقاق ارزش‌ها و مساوات در شانس، فیلم‌ها را نمایش می‌دادیم. سینه‌کلوب پاتوقی هنری و برای فعالان سیاسی شده بود. البته شانسی هم آوردیم این بود که در سال ۱۹۷۷، ژاک تاتی جایزه‌ سزار برد و هنگام دریافت جایزه‌اش از اهمیت فیلم کوتاه و در خطر بودن آن گفت. نکته‌ای تاریخی که به سینه‌کلوب ما و هم‌چنین انجمن‌مان خیلی کمک کرد. طوری که وقتی در سال ۱۹۷۹ اولین هفته‌ فیلم کوتاه برگزار شد، در سالن‌ جای سوزن انداختن نبود. سال بعدش، برای همان برنامه ژاک تاتی را به کلرمون فران دعوت کردیم و جالب اینجاست که او هم آمد و دوباره اهمیت فیلم کوتاه را تکرار کرد. بعد از آن هم که ژک لانگ وزیر فرهنگ شد و امکانات زیادی برای فرهنگ و هنر به مردم، هنرمندان، ارگانیزم‌ها، انجمن‌ها و غیره داد. کار انجمن به راه افتاد، از دولت بودجه گرفت و اولین دوره‌ جشنواره برگزار شد و پس از چند سال، در ۱۹۸۲ اولین دوره‌ای بود که مسابقاتی شد.»

همین‌طور که حرف می‌زند، با خودش هم شوخی می‌کند! در میان حرف‌هایش به او یادآوری می‌کنم که در مراسم اختتامیه‌ جشنواره، یکی از برندگان که کارگردانی فرانسوی بود از کودکی‌اش در کلرمون‌فران گفت و این‌که این جشنواره باعث فیلم‌ساز شدنش شده است. می‌گوید:‌ «تنها او نیست. خیلی‌ها را می‌توانم اسم ببرم. فضای این جشنواره شاید شور و هیجانی دارد که دلیلش عشق جدا از منفعت‌طلبی ماست. هفته‌ پیش، نوه‌‌ چهار ساله‌ام را برای اولین بار برای تماشای فیلمی بردم. حدود سی سال پیش، در همین سن، با پسرم همین کار را کردم. گفتم، ما ویروس عاشق بودن را به هم سرایت می‌دهیم!»

او در بخشی از صحبت‌های خود به روند کار بازار فیلم کوتاه جشنواره کلرمون فران اشاره می‌کند: «بازار فیلم کوتاه دو ریشه‌ اصلی داشت. یکی نمایش فیلم‌های پذیرفته نشده در جشنواره و دوم ارتباط دادن خریدار‌ها به پخش‌کننده‌ها و فیلم‌سازها. خیلی زود متوجه شدیم که در حق هزاران هزار فیلمی که هر ساله برای شرکت در جشنواره به ما می‌رسد اجحاف می‌شود چون امکان پذیرفتن همه آن‌ها را نداریم. بنابراین سعی کردیم یک جایی برای‌شان در جشنواره باز کنیم. اولین سالی که آن را برگزار کردیم، خیلی بامزه بود چون بازار به چهار تا میز و دو تا ویدیو برای نمایش فیلم و چند تا کاست فیلم روی میزها خلاصه می‌شد! کم‌کم گسترش یافت و الان می‌بینیم که بسیاری از خریدارها به جشنواره می‌آیند و ساعت‌ها در کتابخانه می‌نشینند و فیلم انتخاب می‌کنند. خیلی اتفاق‌ها، خرید و فروش‌ها و تولید مشترک‌ها در بازار کلرمون‌فران شکل می‌گیرد. و ما خوشحالیم که این موقعیت را به فیلم‌سازهای جوان به وجود می‌آوریم تا شناخته شوند. چون از بین این‌ها است که سینماگران فردا به وجود می‌آیند…»