هنروتجربه: نشست نقد و بررسی فیلم «دریا و ماهی پرنده» با حضور مهرداد غفارزاده کارگردان و اکبر روح فیلم‌نامه‌نویس در تماشاخانه پارس کرمان برگزار شد.

در ابتدای این نشست  مهرداد غفارزاده گفت: «باید بپذیریم که سینما دیگر برای مردم آن جذابیت گذشته را ندارد، با این حال ما هم‌چنان فیلم می‌سازیم و به آن دلبسته‌ایم و راهی نداریم جز آنکه در همین وضعیت کار کنیم.»

کارگردان «دریا و ماهی پرنده» سپس در پاسخ به سوالی که از او درباره‌ ضرورت استفاده از یک پلان انیمیشن در میانه فیلم پرسیده بود،توضیح داد:«برای این کار دلایل متعددی داشتیم، اولا چون ما به لحاظ تولیدی نمی‌خواستیم از کانون اصلاح و تربیت خارج شویم و تصمیم بر این بود که کل قصه در همان محیط محصور در چاردیواری شکل بگیرد و دوربین از آن محیط بیرون نرود، بنابراین برای بازگو کردن گذشته‌ احسان (شخصیت اصلی فیلم که یک نوجوان کر و لال است) از انیمیشن استفاده کردیم. دوم این‌که، یادآوری خاطرات کودکی همیشه به رویا و خیال آغشته و با آن‌ها درآمیخته است. در این فیلم هم، چون احسان یک نوجوان کرو لال است، من فکر کردم وقتی بخواهد دوران رویاگونه‌ کودکی خود را مرور کند بیشتر با تصویر فکر می‌کند تا با واژه. در حالی‌که همه‌ ما با واژه فکر می‌کنیم اما احسان به جای واژه با تصویر فکر می‌کند و چون به دوران کودکی او هم مربوط می‌شود، پس باید شکلی رویاگونه و خیالی داشته باشد، این بود که تصمیم گرفتم تصاویر این بخش را واقعی نکنم، بلکه تلفیقی از خط و خطوط و نقاشی‌ را به کار بگیرم.»

او با تاکید بر این نکته که احسان نقاشی می‌کشد و از طریق نقاشی می‌اندیشد و حرف خود را می‌زند، ادامه داد: «پلان انیمیشن میانه‌ فیلم هم در واقع همان خط و خطوط و تصاویری است که احسان بر در و دیوار می‌کشد و همان‌ها در انیمیشن کاربرد پیدا می‌کند و یک نکته دیگر هم این‌که این انیمیشن در پایان فیلم هم یکبار دیگر معنی می‌شود و کارکرد خود را نشان می‌دهد. آنجا که در پلان پایانی نقاشی روی دیوار، به یک تصویر واقعی تبدیل می‌شود و از انیمیشن هم در آن استفاده می‌شود. به اضافه اینکه معتقد هستم باید کمی هم ساختارشکنی بکنیم.!»

کارگردان فیلم «گیرنده» هم‌چنین در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر استفاده‌ زیاد از کلوزآپ و نماهای غیر متعارف در آخرین ساخته‌ خود، عنوان کرد: «زندان و از جمله کانون اصلاح و تربیت، شرایط غیرعادی دارد و بنابراین قاب‌ها هم باید غیرعادی باشد و من برای توضیح این واقعیت نامتعارف، از نظر خودم قاب‌های مناسب را انتخاب کرده‌ام. کلوزآپ را هم دوست دارم چون می‌خواهم به شخصیت‌هایم نزدیک باشم و بنابراین دوربینم چسبیده به شخصیت است.  من برای هر نمایی که گرفته‌ام دلیل دارم؛ مثلا دلیل نماهایی که از بالا گرفته‌ام این است که یک موقعیت تحقیر آمیز را نشان بدهم. متاسفانه بسیاری از انسان‌ها از جمله نوجوانان کانون اصلاح و تربیت در بسیاری مواقع تحقیر می‌شوند و برای نشان دادن این تحقیر از نمای از بالا استفاده کردم. یعنی اگر دورربین اگر از بالا است، به دلیل نگاه تحقیرآمیزی است که خیلی‌ها به بچه‌های اصلاح و تربیت دارند. در ضمن شاید حرکت از نماهای بسته که در ابتدای فیلم تراکم بیشتری دارند، به سمت نماهای باز که به مرور بیشتر می‌شوند و در نهایت به تصویر دریا ختم می‌شوند، به القای احساس رهایی کمک کند.»

این کارگردان در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به نقد یکی از حضار مبنی بر زیاد بودن خرده داستان‌های غیر مرتبط با خط اصلی داستان فیلم، توضیح داد: «آنچه دیدید، محصول نگاه من به سینما است. همانطور که امیرکاستاریکا طبق نگاه خودش فیلم شلوغ می‌سازد. من همه‌ کتاب‌های قصه‌نویسی براهنی، جمال میرصادقی و میرعابدینی و دیگران را خوانده‌ام، اما در نهایت به این دیدگاه رسیدم که باید شیوه داستان‌گویی خودم را در سینما دنبال کنم. در این فیلم هم نشان دادن بستری که احسان در آن زندگی می‌کند، برایم مهم بوده است. اگر می‌بینید داستان عاشقانه بین دو مددکار بازگو می‌شود، یا چهره‌ بدجنس معاون کانون اصلاح نشان داده می‌شود، یا گوشه‌ای از داستان زندگی یک خانم مربی دلسوز روایت می‌شود، به این خاطر است که وضعیت احسان را بهتر ببینیم.»

غفارزاده هم‌چنین با اشاره به این نکته که «دریا و ماهی پرنده» در ژانر سینمای نوجوان نبوده بلکه فیلی درباره‌ نوجوان است، گفت: «این فیلم در جشنواره مسکو جایزه منتقدان را گرفت و در جشنواره کودک و نوجوان همدان نیز جایزه‌ داوران نوجوان را دریافت کرد و این نکته برای من خیلی مهم است چون نشان می‌دهد از طیف‌های مختلف با این شیوه‌ داستان‌گویی ارتباط می‌گیرند. بیشتر ما در ذهنمان از فیلم یکسری تعاریف کلاسیک یا کلیشه‌ای داریم که فکر می‌کنیم هر فیلمی باید براساس آن ساخته شود. در حالی‌که هیچ کس در خارج از کشور از من نپرسید چرا این فیلم را این‌جوری ساختی، چون آن‌ها معتقدند این فیلم من هرچه هست، فیلم من است. ما می‌توانیم بگوییم از فلان فیلم خوشم نیامد، اما من هم مجازم که به شیوه‌ خودم فیلم بسازم.»

در بخش پایانی این نشست از مهرداد غفارزاده درباره روی آوردنش از ادبیات به فیلم‌سازی پرسش شد، او پاسخ داد: «من از همان اول می‌خواستم سینماگر باشم و راستش را بخواهید سراغ ادبیات رفتم تا بنیه‌ سینمایی خودم را قوی کنم. در این مسیر نه تنها به ادبیات که به حوزه‌های دیگر هم پرداختم. از سال ۵۸ که نوجوان بودم به یک گروه تئاتر وارد شدم، بعد از مدت کوتاهی بازیگری را کنار گذاشتم و کارگردان تئاتر شدم، در ادبیات داستانی کار کردم، در مطبوعات نقد فیلم نوشتم، با تلویزیون و رادیو کار کردم و در نهایت همه‌ این تجربه‌ها را در کارگردانی سینما به خدمت گرفتم. خلاصه آنکه از همان ابتدا دوست داشتم کارگردان درجه یک سینما باشم.»