هنروتجربه: محسن استاد‌علی تهیه‌کننده مستند «خوان بی‌خان» که در حال حاضر در گروه سینمایی هنروتجربه در حال اکران است، یادداشتی بر این فیلم نوشته که در روزنامه اعتماد منتشر شده است. کارگردانی این مستند را هادی معصوم دوست برعهده دارد.

«سال‌هاست در تلاشیم تا جنسی دیگر از سینما را و البته از نوع مستندش تجربه کنیم، این‌که می‌گوییم جنسی دیگر منظورمان ایجاد موقعیتی عجیب‌وغریب نیست، جنس دیگر برای ما جنس زندگی است. رنگ و بویی از روزمرگی‌های هرروزه که بیشتر و بیشتر در آن غرق می‌شویم و همین فرورفتن فرصت دیده شدن خودمان را از خودمان گرفته است.

جنسی دیگر برای ما نمایش فضایی است از واقعیت زیست ما در این بوم، بروز احساسات انسان‌های این سرزمین که گاه مهربان‌اند و گاه صمیمی و نزدیک و اندکی بعد، غریبه و دور، زمانی راه را بر تو باز می‌کنند ولی در چند قدمی‌ات زیر پایت را خالی می‌کنند و…

همه این‌ها و طوماری دیگر از این ویژگی‌ها، شخصیت‌ها و تیپ‌هایی از ما خلق می‌کند که در این دوره گذار در نوع خود یگانه است و هرروزه بخشی از این ویژگی‌ها و بنا به شرایط نقاب ما می‌شود و مسیر را برای ما مشخص می‌کند و از قضا ضرورت همین مسائل باعث شده تا به دنبال نزدیک و عمیق شدن به موضوعاتی معمولی ولی مهم در اطراف‌‌مان باشیم و با کنکاش در آن، هرچند اندک ولی موثر باشیم.

«خوان بی‌خان» حاصل یکی از همین نزدیکی‌ها و عمیق شدن‌هاست که وقتی با هوش کارگردانی خوش‌ذوق همراه می‌شود، غایت کار فیلمی می‌شود که به ‌دوراز احساسات‌گرایی (این روزها آفت بسیاری از مستندهای ما نوعی احساسات‌گرایی است که وقتی با بی‌سلیقگی نیز همراه می‌شود، نه‌تنها موثر واقع نمی‌شود بلکه به ضد خود تبدیل‌شده و نتیجه‌ای معکوس دارد) و با بینشی سنجیده از فروپاشی مهم‌ترین نهاد هر جامعه، یعنی خانواده سخن می‌گوید.

«خوان بی‌خان» آینه حقیقی از جامعه‌ای است که دوران سنت به مدرنیته را قدم‌به‌قدم طی نکرده و چون یک‌باره پا در وادی جدیدی گذاشته، تبدیل به بحران شده و اگرچه مردمانش در ظاهر در هیبت یک خانواده‌اند و صمیمیتی مجازی دارند ولی در عمل سرتاپا از هم غریبه‌اند و تنها یک هیچ بزرگ را با خود حمل می‌کنند.

«خوان بی‌خان» حدیث روزگار مردمی است در زیر یک سقف که همیشه خود را بی‌غرور و کبر معرفی می‌کنند ولی منیتی در هر یک وجود دارد که با اصل هم‌زیستی بشری در تضاد است.

«خوان بی‌خان» قصه آدم‌هایی از یک جنس و در یک زمانه؛ زیر سقف بی‌روح یکی از همین خانه‌هاست… خانه‌ای که خان ندارد…»