هنروتجربه: بهرام عظیمی کارگردان سینمای انیمیشن، به بهانه اکران انیمیشن «قلب سیمرغ» به کارگردانی زنده‌یاد وحید نصیریان در گروه سینمایی هنروتجربه، یادداشتی نوشته که خبرگزاری خبرآنلاین آن را منتشر کرده است.

«ساعت شش صبح یه خورده بالاتر از سید خندان توی شریعتی جلوی مسجد باهم قرار گذاشتیم.

قراربود با ماشین من بریم اصفهان برای شرکت در سی امین جشنواره کودک و نوجوان. من خودم ۵:۳۰ سرقرار اومدم، وحید خدابیامرز و مسعود علمداری باهم ساعت شش رسیدن و روانبخش صادقی ۶:۲۰ دقیقه، کلی روانبخش رو مسخره کردیم که چون رییس آسیفاست مخصوصا دیر اومده که بگه من کلاسم از شماها بالاتره.

گازشو گرفتیم تا بریم اصفهان، همه‌مون انرژی داشتیم و از همون اول دلقک بازی و چرت و پرت گویی و کل کل شروع شد.

وحید و مسعود، تو جشنواره هیات انتخاب بودن و من و روانبخش عضو داوری. همین موضوع سوژه اصلی دلقک بازیمون شد و در مسیر و یا هتل حتی بعضی وقت‌ها من و روانبخش در کنار وحید و مسعود غذا هم نمی‌خوردیم و می‌گفتیم بالاخره باید یه فرقی باشه بین اساتید داوری و هنرمندان نوپای هیات انتخاب.

جالب اینه که بصورت کاملا اتفاقی به من و روانبخش در هتل یک سوییت ۸۵ متری لوکس دادن و وحید و مسعود کلا اطاقشون با حموم و توالت و بالکن ۱۲ متر هم نمی‌شد.

وای اگه بدونید چقدر می‌خندیدیم به خاطر همین اتاق‌ها، من و روان به وحید و مسعود می‌گفتیم که حتی کادر هتل هم متوجه تفاوت ما با شما شدن.

یعنی از زمانی که تو تهران استارت زدیم و چند روزی که اونجا بودیم، فقط پرت و پلا گفتیم و همدیگرو مسخره کردیم و زیر آب همکارارو زدیم و با صدای تعطیلمون آوازهای درِ پیت خوندیم و کیف دنیا رو کردیم تا برگشتیم تهران.

شب رسیدیم، سر سه راه تهرانپارس از ماشین پیاده شدیم و همدیگر و بغل کردیم و از همدیگه برای شوخی‌هامون عذر خواهی کردیم و با یک دنیا حال خوب و انرژی و آرزوی روزهایی اینچنین خداحافظی کردیم و هرکی رفت خونه خودش.

من الان تو خونه‌ام هستم در حکیمیه، روانبخش خونه‌ش تجریشه، مسعود هفت‌تیر می‌شینه. وحید کجاست!؟

وحید!؟……وحید جان؟؟؟…کجایی وحید عزیزم؟؟؟…خونه‌ات رو عوض کردی!؟..رفتی بالاشهر ناقلا!؟؟ آخه هیات انتخاب و بالاشهر!!؟؟ موبایلت چرا خاموشه!؟؟…چرا من دیوونه شماره ثابتت رو نگرفتم!؟….کارِت دارم بخدا….مگه اون‌شب سه راه تهرانپارس همه‌مون رو بغلم نکردی و نگفتی ایشالا همین جمع بریم شمال عشق و حال!!؟؟؟

خب من و مسعود و روانبخش آماده شمال رفتنیم.

کجایی رفیق؟

بچه‌ها لطفا هر کی از وحید خبر داره بگین یه زنگی به من بزنه.»