هنروتجربه: سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد مدیرعامل مرکز گسترش و سینمای مستند و تجربی در یادداشتی که ماهنامه هنروتجربه منتشر کرده،فعالیت‌های گروه هنروتجربه به ویژه در زمینه اکران مستند مورد بررسی قرار داده‌است.

«به اعتقاد من تشکیل گروه هنروتجربه بهترین اتفاق درحوزه پخش و اکران آثار داستانی و مستند بود، که هم‌چنان به فعالیت خود در سینما ادامه می‌دهد و جای آن در سال‌های گذشته و پیش از راه‌اندازی هنروتجربه در سینمای ایران خالی بود.

به سینمای هنروتجربه و فعالیت آن از زاویه‌های مختلف می‌شود پرداخت:

  1. می‌دانیم که در سالیان گذشته بسیاری از آثار سینمایی ما که ارزش دیده شدن و لیاقت اکران را داشتند، به دلیل محدودیت سالن‌های نمایش در معرض دید عموم قرار نگرفته یا به دلایلی از اکران این آثار غفلت شده‌است. این عدم اکران به سینما و وجه هنری آن لطمه می‌زند و مخاطب را از یک جریان اصیل و تاثیرگذار سینمایی دور می‌کند. خوش‌بختانه هنروتجربه پلی است بین وجه هنری آثار سینمایی و مخاطب خاص این بخش که به سینمای هنری علاقه دارند.
  2. بخش مهم دیگر هنروتجربه، وجه اقناع هنری و هنرمندان است. هر اثری که در سینما تولید می‌شود، مورد پسند عموم نیست، اما بخش جدی‌تری در سینما وجود دارد که البته فراگیر نیست و قبل از هنروتجربه این آثار هنرمندانه امکان عرض اندام و عرضه شدن نداشت. یعنی آثاری وجود داشتند که با وجود آن‌که کارهای شایسته‌ای را در سینمای هنری و تجربی رقم زده بودند، با دل‌سردی و دل‌آزردگی مخاطب روبه‌رو بودند. هنروتجربه این نقص را برطرف کرد و موجب رضایت‌مندی هنرمندان شد. از طرفی هم این رضایت‌مندی بستری را فراهم کرد تا هنرمندان به جست‌وجوی بیان تازه و بیان اکسپریمنتال بروند. این پل ارتباطی و اقناع و رضایت‌مندی درخور تحسین است و لزوم و ضرورت و حفظ و بقای هنروتجربه را به رخ می‌کشد.

به هر جریان تاثیرگذار و بالنده‌ای نقدهایی وجود دارد. همان‌طور که می‌توان با نقد هنروتجربه زمینه رشد بیشتر آن را فراهم کرد. مسئولان و سیاست‌گذاران هنروتجربه باید درباره انتخاب آثار دقت بیشتری به خرج دهند.

از طرف دیگر در بین فیلم‌های موثر این گروه فیلم‌هایی وجود دارد که فاقد مخاطب هستند و انتخاب آن‌ها غلط بود. به نظر من انتقاد جدی به هنروتجربه در انتخاب آثار است و باید آثار شایسته‌ای که رویکرد هنرمندانه‌ای دارند، مورد توجه قرار گیرند. متاسفانه برخی از این فیلم‌ها شأنیت اکران نداشتند و از فرصت هنروتجربه استفاده کردند و به آن لطمه زدند و مخاطبان آن را دور کردند.

درباره اکران در گروه هنروتجربه با نمایش فیلم‌هایی که سرگروه بودند و اکران مناسب داشتند، در این گروه موافق نیستم. چراکه این آثار اکران فیلم‌های هنری را مخدوش می‌کنند. به‌عنوان مثال فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی نباید در هنروتجربه اکران می‌شد. حتی با این توجیه که این فیلم یک تجربه سینمایی بود. چراکه آثاری از این دست فرصت اکران عمومی دارند و نمایش آن در هنروتجربه به‌عنوان یک نقیصه خودنمایی می‌کند.

تمام آثاری که در هنروتجربه اکران می‌شوند، باید عدالت اکران داشته باشند که گاهی این عدالت رعایت نمی‌شود. درباره موارد جزئی مانند سانس‌های بهتر، اکران مناسب‌تر و… دیگران سخنانی گفته‌اند و من اطاله کلام نمی‌کنم.

این انتقادات به معنای بهتر شدن یک مسیر بالنده فرهنگی است و من گروه هنروتجربه و فعالیت آن را بسیار تحسین می‌کنم. اعتقاد دارم تشکیل این گروه ضروری بود و باید اتفاق می‌افتاد. از حجت‌الله ایوبی که با درایت این جریان را آغاز کرد و امیرحسین علم‌الهدی و دوستانی که در شورای سیاست‌گذاری هنروتجربه فعالیت دارند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. عنوان هنروتجربه شایسته تحسین و سزاوار تکریم است؛ چه از جهت ارتباط با مخاطب و چه از لحاظ اقناع هنرمندانه. امیدوارم این جریان دوام و بقا داشته باشد و اگر این انتقادها وارد است، برطرف شود و هنروتجربه بتواند به گونه‌ای عمل کند که حتی سلیقه مخاطب عام را هم ارتقا بدهد.

گروه هنروتجربه در طول سالیان و با استمرار مسیر خود می‌تواند سلیقه‌ساز باشد و باعث و بانی شیوه بیانی نو، سخن تازه و لحن جدید باشد. البته که چنین بستری در طول سه یا چهار سال فعالیت به دست نمی‌آید و نیازمند یک دوره طولانی فعالیت فرهنگی موثر است.

خوش‌بختانه هنروتجربه بخش قابل توجهی از نمایش خود را به سینمای مستند اختصاص داده و یک فضای تازه و امکان عرضه جدید برای مستند ایجاد کرده است. در سینمای ما پیش از هنروتجربه آثار مستندی مانند «تهران انار ندارد» و در موارد جزئی دیگر آثاری از سینمای مستند به اکران عمومی درآمدند، اما قبل از هنروتجربه این اکران‌ها بسیار محدود و سینمای مستند ما از نمایش عمومی محروم بود. پیش از این، سینمای مستند یا از طریق تلویزیون نمایش داده می‌شد، یا در فضاهایی خاص مانند جشنواره‌ها.

هنروتجربه امکان نمایش مستند را فراهم کرد تا این آثار در فضای وسیع‌تری دیده شوند و با طیف مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کنند و مخاطب بتواند به آن دسترسی پیدا کند. به نظر من این بازار نو و فضای جدید در سینمای مستند بسیار مهم است.

ممکن است کسانی هنروتجربه را نقد کنند که این سینما اقتصاد درخوری ندارد و آورده مالی چندانی نصیب سینماگران نمی‌کند، اما این ایراد نکته اساسی نیست. مهم این است که سینمای مستند در فضای عمومی عرضه شود. بسیاری از تولیدات مستند ما امکان عرضه در تلویزیون را نداشته‌اند و هنروتجربه تنها راه امکان عرضه آن‌هاست. این ارتباط با مخاطب و هنرمندان بسیار اهمیت دارد و دستاورد عظیمی است.

گروه هنروتجربه یک عرصه نو و یک هوای تازه است که برای سینمای مستند فراهم شد. تمام مستندسازان و من به نمایندگی از آن‌ها از فعالیت این گروه تشکر کرده و قدردان این همت و تلاش هستیم. امیدواریم این رویکرد مثبت به سینمای مستند ادامه پیدا کند و ما شاهد رونق هرچه بیشتر مستند در سینما و اکران باشیم. از طرف دیگر ما هم بتوانیم توانایی‌مان را در ساخت و تولید مستند ارتقا دهیم و آثار خوب تولید کنیم.

عرضه مستند در فضای اکران هنروتجربه انگیزه تازه‌ای برای مستندسازان ایجاد کرد تا به این افق چشم بدوزند. در سالیان گذشته فیلم یک مستندساز برای عرضه در جشنواره‌ها می‌رفت و پس از گرفتن جوایز مختلف، تنها اعتبار هنری برای فیلم‌سازانش کسب می‌کرد و این آثار نهایتا می‌توانستد به تلویزیون فروخته شوند. اما با آمدن هنر و تجربه فضا تغییر کرد و اولین تمرکز مستندسازان هنرو جربه است تا بتوانند مخاطب را همراه خود داشته باشند.

هنروتجربه سینمای مستند را در تولید جذاب‌تر کرد. جذاب‌تر به این معنی که فیلم‌سازان سعی کردند زبانی گویاتر و موضوعی با جذابیت بیشتر تولید و عرضه کنند. درمجموع سینمای مستند خودش را سپاس‌گزار هنروتجربه می‌داند و اگر نقدهایی به آن دارد، به دلیل تاثیرگذاری این جریان است. نقدهایی که درباره سینمای هنری به هنروتجربه وارد است، در سینمای مستند نیز مصداق دارد. سینمای مستند در کنار سپاس از این فعالیت‌ها گلایه‌هایی دارد که با سیاست‌گذاران این گروه مطرح می‌کند. امیدوارم این گروه بیشتر از گذشته رعایت حال مستند را بکند و سانس‌های مستند را از پراکندگی نجات دهد. به نمایندگان هنروتجربه و کسانی که در هر بخش آن زحمت می‌کشند، به‌ویژه امیرحسین علم‌الهدی، دست مریزاد می‌گویم.