هنروتجربه-عاطفه محرابی: فیلم کوتاه «شب تولد» به کارگردانی امید شمس یکی از پنج فیلمی است که در حال حاضر در بسته فیلم‌های کوتاه نوروزی در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است. این فیلم داستان دو دوست و شریک را روایت می‌کند که در شب تولدشان به شناخت تازه‌ای از هم می‌رسند. فیلمی که به گفته امید شمس ایده اولیه آن از یک شوخی شروع شده است. شمس پیش از «شب تولد»، فیلم کوتاه «گذر» را به صورت مشترک با پوریا پیشوایی کارگردانی کرده که آن فیلم نیز جوایز متعددی کسب کرده است. شمس از سال ۱۳۹۰ با گذراندن دوره‌های فیلم‌سازی در انجمن سینمای جوانان وارد حوزه سینما شد و از همان سال به شکل جدی کار در این حوزه را دنبال کرده است.

 

گفته‌ بودید که ایده ساخت «شب تولد» از یک شوخی که در کنار جاده دیده بودید شکل گرفته است. در این باره بیشتر توضیح دهید.
مدرسه ملی سینما یک دوره مقدماتی آموزش فیلم‌سازی گذاشته بود. روال کار این‌گونه بود که باید در ابتدای دوره، طرح فیلمی را ارائه می‌دادیم و در طول دوره که حدود سه الی چهار ماه طول می‌کشید، آن طرح را زیرنظر اساتید تبدیل به فیلم کوتاه می‌‌کردیم. طرحی که ارائه کردم به فیلم‌نامه رسیده بود ولی به مشکلی برخورد کردم که دیگر امکان ساخت آن فیلم‌نامه فراهم نشد. تنها پنج الی شش روز فرصت داشتم که فیلم‌نامه دیگری ارائه دهم و هیچ ایده و طرحی در ذهنم نبود. به خاطرات گذشته‌ام رجوع کردم تا ببینم چه اتفاقِ جذابی در خاطراتم پیدا می‌شود که با استناد به آن به یک ایده برای فیلم کوتاه برسم.
در همین میان، یاد شبی افتادم که با یکی از دوستانم از جاده‌ای عبور می‌کردیم. از داخل ماشین دیدم که کنار جاده مردی در حال کتک زدن یک زن است. دوستم ماشین را متوقف کرد و من برای کمک پیاده شدم. وقتی نزدیک رفتم متوجه شدم که آن مرد و زن دارند با هم شوخی می‌کنند و دعوایی در کار نیست. دوستم در تمام این مدت داخل ماشین نشسته بود. به ماشین برگشتم و با خودم فکر کردم اگر این دعوا شوخی نبود و برای خفت‌گیری صحنه‌سازی شده بود چه اتفاقی رخ می‌داد؟ آیا دوستم در آن شرایط برای کمک به من از ماشین پیاده می‌شد یا گازش را می‌گرفت و فرار می‌کرد؟! فکر کردم این موضوع می‌تواند زمینه خوبی برای فیلم کوتاهم باشد و آن را پرورش دادم. در نهایت بعد از چهار الی پنج روز به فیلم‌نامه «شب تولد» رسیدم و بعد ۱۵ روز فیلمش را ساختم.

انتخاب بازیگران این فیلم چگونه شکل گرفت؟ آیا از ابتدا همین دو بازیگر را برای ایفای نقش در این فیلم کوتاه در نظر داشتید؟
از همان ابتدا که فیلم‌نامه را می‌نوشتم، برای نقش احمد، نادر فلاح را در ذهنم تصور می‌کردم و برای کاراکتر علی، علیرضا استادی را در نظر داشتم. با هر دو این بازیگران هم صحبت کردم و جفت‌شان با بازی در این فیلم موافقت کردند. ولی یک سری محدودیت زمانی برای نادر و علیرضا وجود داشت. نادر فلاح با یک کار سینمایی قرار داد داشت و حضورش در فیلم به زمان کلید خوردن آن کار سینمایی بستگی داشت. علیرضا هم به‌خاطر اجرای تئاترش زمانش با ما هماهنگ نبود و به همین دلیل نتوانستیم با او همکاری کنیم. بعد از رفتن علیرضا استادی، با محسن کیایی صحبت کردیم و حتی با هم تمرینات لازم را هم انجام دادیم، ولی درست یک روز مانده به شروع فیلم‌برداریِ «شب تولد»، مشکلی برای محسن کیایی پیش آمد که او هم نتوانست برای ایفای این نقش بیاید. محسن برای ایفای نقش علی به جای خودش چند گزینه دیگر معرفی کرد که در آن میان من بابک بهشاد را برای این نقش مناسب‌تر دیدم. الان که کار به آخر رسیده‌است از نتیجه بسیار راضی هستم و فکر می‌کنم بابک انتخاب درستی بوده‌است.

خیلی‌ها معتقد بودند این کم بودن پلان کار را خسته‌کننده خواهد کرد ولی حسی در ناخودآگاهم به من می‌گفت باید به همان راهی که خودم فکر می‌کنم درست است ادامه دهم. الان هم از نتیجه اعتماد کردن به ناخودآگاهم راضی هستم

فضای داخلی کابین ماشین بخش عمده لوکیشن فیلم شما را به خود اختصاص داده است. طبیعتا این محدودیت لوکیشن، باعث محدود شدن تنوع بصری پلان‌ها می‌شود. شاید مهم‌ترین چالش شما در این فیلم همین بوده است که در یک لوکیشن ثابت بتوانید ریتم درونی صحنه را کنترل کنید تا مخاطب شما با دیدن نمای تکراری در داخل ماشین خسته نشود. آیا این موضوع برای خودتان هم ایجاد نگرانی می‌کرد؟
بعد از اینکه فیلم‌نامه را نوشتم، وقت بسیار کمی برای دکوپاژ داشتم و کلا ۱۵ روزه باید فیلم را می‌ساختم. خیلی نگران بودم که در این مدتِ اندک، فیلم آن‌طور که باید برایم جا نیفتاده باشد و نتوانم دکوپاژ درستی داشته باشم. در طول این مدت خیلی از فیلم‌هایی را که داستان‌شان در فضای داخلی ماشین می‌گذشت دیدم ولی تماشای آن فیلم‌ها هم مرا به نتیجه خاصی نرساند. فضای داخل ماشین محدود بود و من فقط از چهار-پنج زاویه می‌توانستم دوربینم را قرار دهم. با خودم فکر کردم که باید سراغ دکوپاژی تماتیک بروم . باید براساس اتفاقی که در صحنه رخ می‌دهد دکوپاژ می‌کردم تا با تار و پود درام هم‌خوانی داشته و بتواند تأثیر روانی درستی بر مخاطب بگذارد و به لحاظ حسی او را درگیر کند.
به همین دلیل فیلم را با ۲شاتی شروع کردم که دو کاراکتر اصلی را در حال بگو و بخند و شوخی نشان می‌دهد و از جایی که دلخوری بین آن‌ها پیش می‌آید، دیگر آن‌ها را در ۲شات نگذاشتم و دیالوگ‌هایشان را با تک‌‌شات دنبال کردم. در پلان آخرِ فیلم هم دوباره به ۲شات برگشتم ولی این‌بار حس و حال این دو کاراکتر به نسبت اولین ۲شاتی که از آن‌ها دیدیم متفاوت شده است. پلان آغازین فیلم باز کردن در صندوق عقب وانت است و در پایان نیز با بستن در صندوق عقب فیلم تمام می‌شود. در پایان‌بندی برای القای حس داستان و نشان دادن این موضوع که حالا دیگر این دو دوست ارتباط‌شان مانند رابطه‌ای که در ابتدای فیلم از آن‌ها دیدیم نیست، دوباره به ۲شات آن‌ها برگشتم.
تمام سعی‌ام را کردم تا از پلان‌هایی استفاده کنم که مفهوم و کانسپت فیلم‌نامه را برساند. هر شخصی که فیلم‌نامه «شب تولد» را می‌خواند، تصور می‌کرد به‌خاطر ریتم بالایی که در درام جریان دارد باید فیلم در اجرا پر از پلان باشد. ولی ما کلا ۳۲ پلان گرفته بودیم. خیلی‌ها معتقد بودند این کم بودن پلان کار را خسته‌کننده خواهد کرد ولی حسی در ناخودآگاهم به من می‌گفت باید به همان راهی که خودم فکر می‌کنم درست است ادامه دهم. الان هم از نتیجه اعتماد کردن به ناخودآگاهم راضی هستم.

نکته دیگری که در مورد کارگردانی وجود دارد این است که دوربین شما تحت هیچ شرایطی از داخل ماشین بیرون نمی‌آید. البته برای نشان دادن ۲شات بازیگران از روبه‌رو دوربین خارج از ماشین رفته است ولی به طور کلی میزانسن دوربین به نحوی است که مخاطب احساس می‌کند در داخل این ماشین حبس شده است. کمی درباره این انتخاب جای دوربین توضیح دهید.
اینکه دوربین در داخل ماشین می‌ماند نیز باز نتیجه اعتمادی بود که من به ناخودآگاهم کردم. درام با واکاوی شخصیت‌ها پیش می‌رود. به نظرم می‌آمد که دوربین باید در داخل ماشین نظاره‌گر باشد و با هیچکدام از این دو نفر همراه نشود. احساسم این بود که این همراهی نکردن دوربین با کاراکترها به پیشبرد درام کمک می‌کند. از طرفی  ما همیشه تا یک حدی امکان نزدیک شدن به آدم‌ها را داریم و هیچ‌وقت به طور قطعی نمی‌توانیم بگوییم درون آدم‌ها چه می‌گذرد، بنابراین فکر کردم خوب است که برای القای حس فیلم از این تمهید در دکوپاژم استفاده کنم.

موقعیت عجیب و غریبی در فیلم «شب تولد» وجود دارد. حتی سکوت در فیلم شما پر از حرف است. این سکوت طولانی که میان کاراکترها برقرار می‌شود به حس صحنه بسیار کمک کرده است. شاید اگر فیلم‌ساز دیگری قرار بود این صحنه‌ها را بسازد، از یک موسیقی متن استفاده می‌کرد و صددرصد استفاده از موسیقی می‌توانست یک اشتباه بزرگ برای این صحنه‌ها باشد. آیا خودتان از همان ابتدا این صحنه‌ها را در سکوت تصویر می‌کردید یا بعد از تدوین و در مرحله صداگذاری به این سکوت رسیدید؟
تمپو داستان ما بالا است و اوج و فرود زیادی در آن است. وقتی در دارم این‌قدر اوج و فرود وجود دارد باید میان این پاساژهای حسی یک فاصله‌گذاری وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند تعمق کند. این فاصله‌گذاری‌ها لحظه‌سازی می‌کنند. در فیلم من هم سکوت‌هایی که شما به آن اشاره کردید چنین کارکردی دارند. موقع تدوین فیلم خیلی از دوستان که کار را می‌‌دیدند، می‌گفتند سکوت‌ها در فیلمت زیاد هستند و برای مخاطب خسته‌کننده می‌شوند ولی من پافشاری کردم که این سکوت‌ها وجود داشته باشد. مطمئنا وجود موسیقی در چنین لحظاتی انتخاب اشتباهی بود و به جای تأثیرگذاری اختلال ایجاد می‌کرد.

این فیلم در جشنواره‌های خارجی موفقیت‌های زیادی کسب کرده است. استقبال مخاطبان خارجی از فیلم چگونه بود؟
«شب تولد» شش جایزه جهانی کسب کرده است. در جشنواره کلرمون که به اسکار فیلم کوتاه معروف است خودم حضور داشتم و از نزدیک شاهد ارتباط مخاطبان با فیلم بودم. در جشنواره‌های فیلم کوتاهی که در کشور ما برگزار می‌شود، همیشه فیلم‌سازان فیلم‌کوتاه و عوامل فیلم‌ها مخاطب آثار هستند ولی در جشنواره کلرمون این‌گونه نبود و مردم عادی به همراه خانواده‌های‌شان برای تماشای فیلم‌های کوتاه صف کشیده بودند و بلیت خریداری می‌کردند. در این جشنواره استقبال خیلی زیادی از فیلم من شد و بازخورد مخاطبان بسیار خوب بود. مخاطبان عام از بازی بازیگران فیلم خیلی خوش‌شان آمده بود. از طرفی مخاطبان حرفه‌ای‌تر از پیشروی درام در قصه خیلی تعریف می‌کردند و تغییر فضا نسبت به عوض شدن موقعیت برایشان جذاب بود. راستش خودم فکرش را نمی‌کردم که فیلمم مخاطب‌پسند بشود. ولی چه در ایران و چه در خارج از ایران مخاطبان ارتباط خوبی با فیلم برقرار کردند.

در ابتدا که این کمپین کارش را آغاز کرد، فقط خود اهالی فیلم کوتاه به دیدن این فیلم‌ها می‌آمدند ولی رفته‌رفته شخصیت‌های معروف و چهره‌های شناخته شده نیز به شکل خودجوش در صفحه‌های شخصی خودشان برای فیلم‌های کوتاه تبلیغات کردند و مردم را به دیدن این فیلم‌ها دعوت کردند

درباره کمپین «اکران_نوروزی_فیلمکوتاه» بگویید. به نظرتان چنین پویشی می‌تواند پس از نمایش پنج فیلمی که در حال حاضر در حال اکران هستند نیز ادامه‌دار شود یا خیر؟
ادامه‌دار شدن راه این کمپین و استقبال از اکران فیلم‌های کوتاه در ایران، می‌تواند به چرخه اقتصادی سینمای کوتاه کمک کند. در کشور ما به جز چند جشنواره، فیلم‌سازان جای دیگری برای دیده شدن فیلم‌هایشان ندارند و در چنین شرایطی حتی همین اکران محدود در هنروتجربه را نیز باید غنیمت بدانیم. من و پنج فیلم‌ساز دیگری که در حال حاضر فیلم‌هایمان در بسته اکران نوروزی فیلم کوتاه قرار دارد، تصمیم گرفتیم برای دیده شدن فیلم‌های‌مان کار گروهی انجام دهیم و این پنج فیلم را به شکل یک پکیج به هنروتجربه ارائه دهیم. البته که تشکیل این پکیج خیلی طول کشید و برای همین با اکران نوروزی مصادف شد. از آنجایی که در سینمای بلند، اکران نوروزی فیلم‌ها همیشه با استقبال روبه‌رو می‌شود، فکر کردیم شاید با تشکیل کمپینی بتوانیم ما هم از این اکران نوروزی در جهت دیده شدن فیلم‌های کوتاه استفاده کنیم.
ما هنوز هم که هنوز است برای رسیدن به راهکارها و ایده‌های جدید جلساتی برگزار می‌کنیم تا بهتر این کمپین را مدیریت کرده و کارهای تبلیغاتی برایش انجام دهیم. این کار وقت زیادی می‌طلبد و در این مدت خواب و خوراک‌مان را از ما گرفته است. در ابتدا که این کمپین کارش را آغاز کرد، فقط خود اهالی فیلم کوتاه به دیدن این فیلم‌ها می‌آمدند ولی رفته‌رفته شخصیت‌های معروف و چهره‌های شناخته شده نیز به شکل خودجوش در صفحه‌های شخصی خودشان برای فیلم‌های کوتاه تبلیغات کردند و مردم را به دیدن این فیلم‌ها دعوت کردند. برای همین مخاطبان عادی هم رفته‌رفته متوجه اکران این فیلم‌های کوتاه شدند و آدم‌هایی برای تماشای این فیلم‌ها به سالن سینما آمدند که تا پیش از این هیچ وقت فیلم کوتاه ندیده بودند. به نظرم اگر این پویش به راه خودش ادامه دهد و فیلم‌سازان بعدی نیز با انگیزه برای دیده شدن فیلم‌شان تلاش کنند، اتفاق بسیار تأثیرگذاری در حوزه فیلم کوتاه کشورمان رخ خواهد داد.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
فیلم کوتاهم با نام موقت «خسوف» در مرحله صداگذاری و تدوین است. محمد نجاریان تدوین فیلم و آرش قاسمی صداگذاری آن را برعهده دارد. به زودی برای آهنگسازی آن اقدام خواهم کرد. این فیلم کوتاه یک سری جلوه‌های ویژه جزئی هم دارد که احتمالا حسین چاووشی و پویان تیزکار این کار را برایمان انجام می‌دهند.

عکس:یاسمن ظهورطلب