هنروتجربه- مریم شاه‌پوری: جالب است بدانید که جودی فاستر در جریان فیلم‌برداری «اتاق امن» یا «اتاق وحشت» (۲۰۰۲) نمای ۱۱۰ برداشتی داشته است!

جودی فاستر در گفت‌وگو با علاقه‌مندان در رویداد ویژه‌ای به میزبانی نتفلیکس در حاشیه امی توضیح داد که با این‌که همکاری‌اش با فیلم‌سازانی چون دیوید فینچر خودش «ممتاز‌ترین مدرسه فیلم‌سازی» بوده است، اما سبک او در پشت دوربین واقعاً از رویکرد متفاوتی تبعیت می‌کند: «کارگردانان در میان دو مقوله کنترل و آزادی در رفت‌وآمدند. من از آن نمونه‌های سریع و سرسام‌آورم. دوست دارم بازیگران متوجه این شور و حال باشند که ما کاملاً آماده هستیم و همه چیز سروسامان داده شده و سر جای خودش قرار گرفته است، از حرکت‌های دوربین تا جلوه‌های بصری و… ما همه از قبل می‌دانیم چه کار خواهیم کرد. وقتی دو برداشت انجام دادیم به‌سرعت سراغ بعدی می‌رویم چون این کار به بازیگری انرژی متفاوتی می‌بخشد و بازیگران نمی‌توانند خودشان را پیش‌بینی کنند.»

در این گفت‌وگو جیسن بیتمن هم در کنار فاستر قرار گرفته بود؛ کسی که او هم مسیر مشابهی را در سینما پشت سر گذاشته است و بازیگری را از کودکی آغاز کرده و حالا به عنوان کارگردان تلویزیونی پا به عرصه دیگری از فعالیت‌های خود گذاشته است. فاستر، بیتمن و مدیر برنامه کریس راین، درباره این موضوع صحبت کردند که چرا آن‌ها فراتر از دنیای بازیگری رفته‌اند. بیتمن که مدل بازیگر/ کارگردان را در همکاری با مایکل لندن و مجموعه تلویزیونی «خانه کوچک چمنزار» (۱۹۷۴-۱۹۸۳) آموخت. بیتمن در این باره می‌گوید: «برای من خیلی سودمند بود که ببینم سر صحنه کارها می‌توانند بدون داد و فریاد هم پیش بروند؛ یا این‌که بدون زرق‌وبرق و اداواطوار کار به سرانجام برسد، و فقط با ترغیب و حمایت و خارج شدن از سر راه چیزی که ممکن است بهتر از آن چیزی باشد که فکرش را می‌کنید.»

وقتی راین از دانش و تجربه‌هایی می‌پرسد که آن‌ها به عنوان بازیگر در عرصه فعالیت‌های کارگردانی خود از آن بهره‌مند شده‌اند، بیتمن به توصیه‌ای برآمده از کارنامه خودش اشاره می‌کند که در زمان کارگردانی قسمت‌هایی از مجموعه «اوزارک» (۲۰۱۷) به آن‌ها رسیده است: «من وقتی عصبی و دستپاچه می‌شوم کارم خراب می‌شود. پس در زمان کارگردانی این موضوع را کاملاً در نظر می‌گیرم. همه ما بهترین عملکردمان را زمانی داریم که آرام و راحت هستیم و احساس خوبی داریم. بخشی از کارگردانی، بازیگری است و به همین دلیل است که از بازیگران، کارگردانان خوبی درمی‌آید. بازیگران نه‌فقط می‌فهمند که یک بازیگر چه نیازهایی دارد بلکه ما در مقام بازیگر، دروغ‌گوهای حرفه‌ای هستیم. یکی از ترفندهای ساده این است که از بازیگران تعریف کنید و بعد از آن‌ها بخواهید که کارشان را کمی ارتقا بدهند. در واقع باید آن‌ها را به این باور برسانید. این طوری می‌شود خیلی بهتر نتیجه گرفت تا این‌که خطاب به آن‌ها بگویید «دست از این کار بردار» چون چنین حرف‌هایی بیش‌تر آن‌ها را عصبی می‌کند.»

تجربه کارگردانی و حضور در پشت صحنه به جودی فاستر و جیسن بیتمن این موضوع را هم آموخته است که همان قدر که آمادگی قبل از شروع فیلم‌برداری اهمیت دارد، بخشی از کار هم این است که پیش‌فرض‌ها و ذهنیت‌های شکل‌گرفته از چگونگی بیان یک دیالوگ یا خلق یک موقعیت را – بسته به آن‌چه ممکن است سر صحنه رخ بدهد و گزینه بهتری باشد – دور ریخت. بیتمن در این خصوص توضیح می‌دهد: «خیلی وقت‌ها دیده یا شنیده‌اید که کارگردان وارد می‌شود و با یادداشتی نکته‌هایی را گوشزد می‌کند چون بازیگر بر خلاف تصورهای اولیه و شکل‌گرفته‌ قبلی صحنه‌ای را اجرا کرده است. من می‌دانم که تماشاگران فیلم‌نامه را نخوانده‌اند و بر اساس پیش‌فرضی درباره کار بازیگران قضاوت نخواهند کرد. بنابراین در این باره خودم خیلی پذیرا هستم و اصلاً تلاش نمی‌کنم بازیگر را به چارچوب‌های قبلی محدود کنم. هرچه باشد کسی را به کار گرفته‌ام که می‌دانم استعداد ویژه‌ای دارد و حالا باید به آن فرصت ظهور بدهم.»

جودی فاستر در این مورد بیش‌تر اضافه می‌کند: «فکر می‌کنم بهتر است شما سایر چیزها را کنترل کنید و زیر نظر داشته باشید، از جمله همه تصاویر را. در واقع باید از این موضوع اطمینان حاصل کنید که بازیگر درستی را برای نقش انتخاب کرده‌اید و از قبل کاملاً می‌دانید چه می‌خواهید و اهداف و خواسته‌های‌تان را در گفت‌وگوهایی با آن‌ها در میان گذاشته باشید. باید بدانید که شما شرایط جوی را نمی‌توانید تغییر بدهید و همین طور بازیگران را. شما فقط بیست دقیقه وقت دارید و در این مدت نمی‌توانید بازیگری را تغییر بدهید. پس گاهی وقت‌ها باید راه‌های دیگری پیدا کنید.»

فاستر که فعالیت‌های متعدد و تمام‌وکمالی در سینما و تلویزیون داشته و به‌تازگی کارگردانی قسمت «آرکانگِل» از فصل جدید «آینه سیاه» را تجربه کرده است، در این خصوص صحبت کرد که چه‌طور شیفتگی‌اش به فرم باعث بهترین تجربه‌هایش در هر دو عرصه شده است: «بهترین اتفاقی که در تلویزیون ممکن است روی بدهد این است که مثل آثار سینمایی همه چیز در آن حساب‌شده و بامعنی باشد؛ از انتخاب لنزها گرفته تا گزینش بازیگرها و جزییاتی مثل قند انداختن در چای و این‌ها که دلایل خودش را دارد. در تلویزیون گاهی وقت‌ها اتاقی با آدم‌ها پر می‌شود فقط به این خاطر که بهتر و باحال‌تر است. اما فکر می‌کنم تلویزیون هم متوجه زیبایی خلق ساختار روایی شده است.»

در پایان وقتی صحبت از اجابت و رعایت جدول زمان‌بندی فیلم‌برداری و تولید به میان می‌آید، فاستر توصیه‌ای دارد که بحث را کامل می‌کند: با بچه‌ها کار کنید. او چنین توضیح می‌دهد: «واقعاً کار کردن با بچه‌ها بسیار سودمند است. اگر آن‌ها نخواهند دوباره کاری را انجام بدهند و مثلاً اسپاگتی را پرتاب کنند، این کار را نمی‌کنند. باید یاد بگیرید که روی پای خودتان بایستید و سر صحنه چاره‌ای برای هر مشکلی پیدا کنید. پس وقتی بعد از دوسه برداشت بچه کاری را که می‌خواهید انجام نمی‌دهد مجبور می‌شوید تدبیری بیندیشید. به نظرم بچه‌ها واقعاً تمرین خوبی هستند برای این‌که بعداً هدایت بازیگران بزرگسال را بهتر پیش ببرید.»

  • ایندی‌وایر