هنروتجربه-کامبیز حضرتی: چند دوست در یک گروه تصمیم گرفته‌اند که با هم فیلمی بسازند؛ آن هم یک فیلم بلند سینمایی. شرح و نمایش این تصمیم داستان ابتدایی «برداشت دوم از قضیه اول » را شکل می‌دهد. فیلمی که به گفته کارگردانش پویان باقرزاده آماتور و دانشجویی است و به قصد عمل کردن، تلاش کردن و فیلم‌سازی با حداقل امکانات ساخته شده. با این کارگردان جوان درباره این فیلم، سینمای آماتور و اکران هنروتجربه به گفت‌وگو نشستیم.

«برداشت دوم از قضیه اول» در جاهایی «آن که گفت آری، آن که گفت نه» را تداعی می‌کند. در ساخت فیلم به برشت نظر داشتید؟
من صبغه کار تئاتر دارم و گروه بازیگران‌ام هم تئاتری هستند. مسلما در «برداشت دوم از قضیه اول» این فاصله گذاری وجود دارد و این موضوع حتی اگر آگاهانه نباشد به صورت پنهان در ناخودآگاه ما وجود دارد و ما به آن رجوع می‌کنیم. به واسطه نمایشنامه‌های که خواندیم و کارهایی که انجام دادیم این موضوع در کار ما درونی شده است. در فرم فیلم تلاش کردیم سینما را به تئاتر نزدیک کنیم و حتما در این راستا به تلاش پرداختیم.

تمرینات هم به شیوه تئاتر بود؟
شکل وشیوه تمرین کردن ما هم تئاتری بود. اساسا از جای دیگری شروع به تمرین کردیم که با شیوه مرسوم در سینما هماهنگی زیادی ندارد. ما بدون فیلم‌نامه و براساس یک تم شروع به کار کردیم. این قصه یک خطی به واسطه شکل جمع شدن، تمرین و روحیه تئاتری ما پرورش پیدا کرد. ما تمرین بیان و بدن به شیوه تئاتر نداشتیم اما در کل تمرین‌های‌مان تئاتری محسوب می‌شد. ما بیشتر به شیوه کار در نمایش و به صورت روانکاوانه دست به تحلیل نقش‌ها و شخصیت‌ها زدیم. شخصیت‌های فیلم دوباره در کار ظاهر می‌شوند. یک بار خودشان هستند و بعد از آن برای بار دوم وارد فضای فیلم می‌شویم. حتما در بخش اول فیلم فضا و شخصیت‌ها الهام گرفته از شخصیت‌های واقعی بازیگرها است.

یعنی فیلم درباره آدم‌هایی است که می‌شناسید؟
قصه‌ها و داستان‌ها اساسا در مورد آدم‌هایی است که می‌شناسیم. گروهی که ما بودیم و دور هم جمع شدیم هم براین اساس کار کردیم و قرار کردیم یک فیلم بسازیم. این گروه برای تولید فیلم مشکلات فراوان زیادی دارند و فیلم‌شان بد است. اما درست بعد از آن که متوجه شدیم فیلم‌شان بد است یک موقعیت دیگر داریم که در آن فضای عوض می‌شود. در بخش اول فضای فیلم مستند است و در این بخش بد فیلم، متن وجود داشت و براساس آن کار پیش رفت.

چه کاری انجام دادید تا یک بخش بد در فیلم بسازید؟
ما در بخشی که با فیلم بد مواجه بودیم باید حداقل‌ها را رعایت می‌کردیم. یعنی در این بخش هم باید ویژگی‌های سینمایی ولو حداقلی رعایت می‌شد. همان موقع هم می‌دانستیم که فیلم باید کشش داشته باشد و خواننده باید به این فکر بیافتد این دیگر چه فیلمی است؟ تا در پایان‌بندی مخاطب را متوجه مسائل دیگری کنیم. دیدن این فیلم صبوری می‌خواهد. دلایلی وجود دارد که چرا چنین تصمیمی گرفتم یا چقدر موفق بودم اما هدف ما از ابتدای کار همین بود.

وقتی می‌گویم این فیلم موفق است منظورم این است که فیلم دانشجویان زیادی را در دانشگاه‌های مختلف فعال کرده و به آن‌ها تاکید کرده می‌توانند بدون آن که منتظر شرایط ویژه بمانند دست به کار شوند. آن‌ها به این فکر و تصور رسیدند که با این شیوه هم می‌شود فیلم ساخت اما شرایط تولید و کار و موفقیت آن نسبی است

فیلم در هدفش موفقیت یافت؟
موفقیت ما نسبی بود. یعنی به چیزهای که مد نظرمان بود رسیدیم و براساس امکاناتی که داشتیم به ایده‌‌هایمان نزدیک شدیم. مثل هرکار تجربی دیگری امکانات حداقلی داشتیم و ایده‌آل‌هایی. به خاطر داشته باشید که ما داریم درباره فیلمی حرف می‌زنیم که مربوط به دو سال‌ونیم پیش است و خود من هم حتما ایراداتی به آن دارم. در زمان تولید  هم این محدودیت‌ها را می‌دانستیم.

این فیلم محدود و لوباجت چرا و به چه قصدی ساخته شد؟
«برداشت دوم از قضیه اول » یک فیلم دانشجویی است. سینمای دانشجویی وابسته به چیزها و شرایط خاص و مختلفی است اما بحث اصلی آن عمل کردن و خروج از انفعال است. وقتی می‌گویم این فیلم موفق است منظورم این است که فیلم دانشجویان زیادی را در دانشگاه‌های مختلف فعال کرده و به آن‌ها تاکید کرده می‌توانند بدون آن که منتظر شرایط ویژه بمانند دست به کار شوند. آن‌ها به این فکر و تصور رسیدند که با این شیوه هم می‌شود فیلم ساخت اما شرایط تولید و کار و موفقیت آن نسبی است.

از حضور فیلم در جشنواره فجربگویید. تصور داشتید فیلم دانشجویی به جشنواره برود؟
موفقیت فیلم در جشنواره فیلم فجر می‌تواند یک موفقیت محسوب شود اما اصلا این فیلم برای پرده ۱۸ متری و ۲۰۰۰ هزار نفر ساخته نشده است. نمی‌شود «برداشت دوم از قضیه اول » را در همان سالن و جشنواره‌ای که «بادیگارد» نمایش داده می‌شود، نمایش داد. سینمای تجربی دانشجویی یک سینمای دیگر است که اهداف و کارکرد خودش را دارد. این سینما جسارت می دهد و راه باز می‌کند.

برای ابراز این جسارت ابزار و تجهیزات تولیدی خوب نمی‌خواهد؟
قرار نبود که ما با توجه به تمام امکانات دست به عمل بزنیم وگرنه هرگز چنین فیلمی تولید نمی‌کردیم. من می‌توانستیم شرایط دیگری را ایجاد کنیم و در آن عوامل حرفه‌ای، تهیه‌کننده و فیلم‌بردار حرفه‌ای داشته باشیم اما انتخاب‌های من برای تجربه و آزمون و خطا کردن یک نگاه یا یک دیدگاه بود. دیدگاهی که می‌توانست در عمل موفق نشود.

این نگاه چه انگیزه و ذهنیتی را دنبال می‌کند؟
اساسا بحث من درباره سینمای آماتور در مفهوم اروپایی آن است. مسلما سینمای آماتور در ایران مبنا و بحث دیگری دارد. اما واژه مورد علاقه‌ام در این باره سینمای آماتوری است. این سینما حتما با تجربه‌گرایی در بخش‌هایی همپوشانی دارد و در جاهایی ندارد. در این سینما به دنبال رسیدن به یک دیدگاه بودیم. در سینما تکنیک چیزی است که در عمل و از طریق اکتساب اتفاق می‌افتد. اما چیزهایی هستند که احتیاج به عمل دارند. بازیگری، فیلم‌برداری و… نیازمند کار عملی هستند.

مشکلات تصویرها به چه نحو قابل حل هستند؟
در لحظاتی از فیلم فلویی داریم. درست است که ما سعی‌کردیم از این لحظات کم کنیم. اما در جریان این محو بودن تصاویر بودم و نگفتم که همین است که هست. سعی کردیم با آن وجود به فرم برسیم. هرچند که ما به فرم نرسیدیم بحث ما آدمی بود که قرار بود با فیلم‌برداری تجربه تازه‌ای را انجام دهد. این اولین بار بود که من تجربه کردم و احتمالا دهمین فیلم من جالب خواهد بود. در این روش مسیر اهمیت دارد و نه حاصل نهایی که همان فیلم باشد. شاید می‌شود گفت که مسیر من شکست خورده است اما این روش در دنیا جواب داده است و احتمالا در ایران هم جواب داد. باید در این مسیر تجربه تازه کرد.

این سینما به اندازه تجربه‌ای که می‌کند ادعا دارد. این طور نیست؟
سینمای آماتور یک سینمای بی‌ادعا است. این فیلم در جشنواره فیلم فجر از طریق هنروتجربه رفت و اولین فیلم آن جشنواره بود. در آن سال تازه به ایران آمده بودم و خیلی تصورات مشخصی از فضاهای جشنواره و سینما نداشتم. آن هم در شرایطی که در آن سال فیلم «نیم‌رخ‌ها» مرحوم ایرج کریمی از گروه هنروتجربه در جشنواره حضور داشت. فیلم «سینما نیمکت» محمد رحمانیان، «پرویز» مجید برزگر و «چهارشنبه» سروش محمدزاده فیلم‌های دیگر هنروتجربه در جشنواره فجر بودند. من از این فضا خبر نداشتم اما «برداشت دوم از قضیه اول» نباید در کنار این فیلم‌ها باشد. البته من مطمئن نیستم که تمام این فیلم‌ها تجربی باشند و حتی در جاهایی کاملا صنعتی هستند. این تصمیم به شکل ارائه هنروتجربه برمی‌گردد. ما نمی‌توانیم «لانتوری» و «ایستاده در غبار» را فیلم هنروتجربه بدانیم. به نظرم ما در تعیین مفهوم مشکل داریم. هنروتجربه باید از جریانی حمایت کند که با رسالت این گروه سینمایی مطابقت داشته باشد. امروزه خیلی از این دست آثار فراتر از ایده هنروتجربه است.

این ایده به چه عواملی مربوط است؟
میزان فروش و به رخ کشیدن گیشه در هنروتجربه معنا ندارد. هنروتجربه برای متقاعد کردن سینماگران و سینمادوستان به میزان فروش نیست. بلکه جریانی برای تفکر  که قابلیت جذب مخاطب خاص دارد. «برداشت دوم از قضیه اول» تاکنون مخاطبی در حدود ۱۰۰۰ نفر داشته است و باید فیلم‌ها هدفمند به ساخت فیلم به دست مخاطبش برسد.

موقع ساخت فیلم به مخاطب وسیع یا محدود فکر نمی‌کنم. سینمای آماتوری در لحظه ساخت فیلم به مخاطب نگاه ندارد. بلکه سعی می‌کند تجربه خودش را با آزمون و خطا پیش ببرد . بعد از آن است که تلاش می‌کند در زمان اکران مخاطب بیشتری را فعال کند

مخاطب «برداشت دوم از قضیه اول» کیست؟
موقع ساخت فیلم به مخاطب وسیع یا محدود فکر نمی‌کنم. سینمای آماتوری در لحظه ساخت فیلم به مخاطب نگاه ندارد. بلکه سعی می‌کند تجربه خودش را با آزمون و خطا پیش ببرد . بعد از آن است که تلاش می‌کند در زمان اکران مخاطب بیشتری را فعال کند. ما برای اکران این فیلم سختی زیادی کشیدیم و مجبور شدیم به چیزهایی تن بدهیم. برای تبلیغات به دنبال فعال کردن فضای دانشجویی و تئاتری رفتیم. ما ۱۵ بازیگر سینما و تئاتر را پیدا کردیم که همه از دوستان‌مان بودند و صادقانه باهم جلو رفتیم. مسلما «برداشت دوم از قضیه اول » یک فیلم دانشجویی است و برای مخاطب عام نیست. اگر ما فیلم را با رویکرد دیگری جز این ببینیم احتمالا می‌گوییم فیلم بد است.

پس فیلم مخاطب عام را در نظر نگرفته است؟
من در این فیلم به وجه سرگرم کننده بودن فیلم فکر کردم اما این فیلم تا حرف خودش را بزند طول می‌کشد. در طول کار، من و مخاطب در یک پروسه به همراه هم تربیت می‌شویم و پیش می‌رویم. در هنروتجربه به خاطر نحوه اکران مخاطب آن گنگ است. سینمای هنروتجربه میل گسترش دادن خود را دارد که آن را نمی‌فهمم. مثلا درعید فیلم من در باغ کتاب نمایش داشت. در شرایطی که افتتاحیه «مصادره» و نمایش فیلم‌های بدنه دیگر در آن جا بود. این موضوع باعث به هم خوردن همه چیز می‌شود. چرا باید فیلم من در چنین فضایی نمایش داده شود. درحالی که در موزه سینما، خانه هنرمندان و پردیس کوروش می‌تواند سه پایگاه اصلی هنروتجربه باشد. فضای هنروتجربه فضای سینماتک است نه برای پرده عریض. البته بیشتر فیلم‌های موجود امروزی برای پرده عریض ساخته نشدند.

از اکران فیلم در هنروتجربه رضایت دارید؟
اگر از اکران فیلم‌های موفقی چون «هجوم»، «تمارض» و «کوپال» بگذریم فیلم من استقبال و فروش بدی نداشته است و من از این استقبال راضی هستم. در این مدت در جلسات نقد وبررسی درباره فیلم حرف زده شد و نقدهای مختلفی را درجاهای مختلف یا فضای مجازی دریافت کردم. اما سیاست‌گذاری درست به رشد بیشتر این سینما کمک می‌کند.