هنروتجربه:کارگردان «بیدار شو آرزو» در آستانه سالروز زلزله رودبار و منجیل از افسوس خود گفت که هم‌چون عباس کیارستمی فیلمی با موضوع این زلزله نساخته است اما تاکید کرد که انگار برای ساخت فیلمی درباره زلزله بم به این شهر طلبیده شده بود.

به مناسبت سالروز زلزله رودبار و منجیل در سال ۱۳۶۹، جمعه اول تیر فیلم «بیدار شو آرزو» به کارگردانی کیانوش عیاری به نمایش درآمد. موضوع این فیلم حول زلزله بم می‌گذرد و سال قبل پس از ۱۳ از زمان ساخته شدنش در گروه سینمایی هنروتجربه نمایش داده شد. این فیلم در آستانه سالروز زلزله رودبار و منجیل باردیگر در خانه هنرمندان نشان داده شد و در این مراسم احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران، طیبه سیاوشی نماینده مجلس، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد فارابی و علیرضا قاسم‌خان مدیر موزه سینما حضور داشتند.

عیاری پس از نمایش فیلم از دشواری‌های ساخت «بیدار شو آرزو» گفت:«عذرخواهی می‌کنم که این فیلم از خودِ زلزله بم تلخ‌تر است. «بیدار شو آرزو» چند جایزه از جشنواره فیلم دریافت کرد اما همان‌جا هم گفتم که این فیلم برای عرضه در جشنواره‌های داخلی و خارجی یا برای اکران عمومی ساخته نشده است. این فیلم را فقط به این منظور ساختم که آب خوش از گلوی مسئولان مرتبط با حوادث غیرمترقبه در کشور پایین نرود زیرا ایران اساسا روی گسل مهیبی قرار گرفته است که بیشتر نقاط کشور را ترسناک می‌کند.»

او ابراز کرد که پس از جشنواره فجر، اصلا اشتیاقی برای اکران آن نداشته است و ادامه داد:«ممکن است تمام تماشاگران فیلمی را نپسندند و سالن را ترک کنند، این دموکراتیک‌ترین نوع برخورد با فیلم است. اما خود من اغلب اوقات وقتی فیلم می‌بینم، به‌ویژه اگر کارگردان آن در سالن باشد، آن مکان را ترک نمی‌کنم. تماشاگر می‌تواند از سالن خارج شود اما نه به این شکلی که حال تماشاگر بد شود. چون در این‌صورت همه چیز برای منِ کارگردان زیر سوال می‌رود؛ قرار است کسی بیاید فیلمی را ببیند، ولو راجع به یک واقعیت کاملا دردناک و بعد حالش بد شود؟ از آن‌طرف قرار نیست من فیلم کمدی بسازم که حال تماشاگر خوب شود، چون آن هم تخصص فوق‌العاده‌ای می‌طلبد که حتی دشوارتر از این نوع فیلم ساختن است. خنداندن سالم و مقدس مردم کار بسیار دشواری است که گاهی اوقات ممکن است اتفاق بیافتد.»

این کارگردان  ادامه داد:«قصد نداشتم فیلمی برای عرضه در سینماها و اکران عمومی و مهم‌تر از اینها برای جشنواره‌ها بسازم. می‌توانید این حرف‌ها را باور نکنید و بپرسید در این‌صورت چرا فیلم در جشنواره فجر شرکت و جایزه کسب کرد؟ به نظرم کمی بی‌مز‌گی است اگر بخواهم مانع عرضه فیلم حتی در چند نمایش محدود در جشنواره شوم. در طول این سال‌ها عده‌ای گمان می‌کردند «بیدار شو آرزو» دچار توقیف شده است که این مساله را رد می‌کردم و می‌گفتم تمایل چندانی برای عرضه آن ندارم به دلیل حال و هوایی که احتمالا تماشاگران حاضر در این سالن نیز پس از تماشای فیلم دارد و اینکه تماشاگر چه ارتباطی با این فیلم برقرار می‌کند.»

کارگردان «خانه پدری» در بخشی از صحبت‌هایش به عباس کیارستمی هم اشاره کرد:«زلزله رودبار رخ داد و با خود فکر کردم اگر به سمت ساخت فیلمی راجع به زلزله بروم و مهندسی مورد اشاره در طبس را آنجا عرضه کنم، یک‌جور سوءاستفاده از یک فاجعه ملی اتفاق می‌افتد. زنده‌یاد عباس کیارستمی فیلم خود را ساخت و هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن فاجعه ملی در کارش اتفاق نیفتاد. پس افسوس خوردم که چرا تردید کردم و گمان بردم که اگر فیلمم را بسازم کاری فرصت‌طلبانه کرده‌ام و بهتر است این کار را نکنم. منتظر زلزله بزرگ بعدی نبودم، اما ایران ظاهرا در هر دهه شاهد یک زلزله بزرگ است.»

به گفته او پس از آنکه زلزله بم اتفاق افتاد راهی این شهر شد و «بیدار شو آرزو» را ساخت که «شاید از نظر نوع نگاه ۱۸۰درجه با فیلم عباس کیارستمی متفاوت باشد.»او اما هر دو فیلم را توصیفی از علاقه به زندگی دانست:«هر دو در هر حال یک مساله را مطرح می‌کنند و آن علاقه به زندگی است و اینکه زندگی خواه ناخواه ادامه دارد. متاسفم که این حرف‌های تلخ را درباره فیلمم مطرح کردم چون جز این حرف‌ها چیزی ندارم که راجع به «بیدار شو آرزو» مطرح کنم.»

عیاری سخنانش را با جمله‌ای که به بیان خودش اعتراف بود، ادامه داد:«شاید این اعتراف برای شما شوکه‌کننده باشد اما من هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کنم که چه چیزی می‌خواهم بگویم و فیلمی بر اساس آن بسازم. هرگز سابقه نداشته وارد این وادی شوم که بخواهم مبشر مساله‌ای باشم یا احساس رسالتی داشته باشم. شاید بپرسید مگر می‌شود کسی حرفی برای گفتن نداشته باشد و فیلم بسازد؟ بله، دستکم خودِ من یک نمونه آن هستم. هیچ‌وقت نمی‌دانم در فیلمم چه می‌خواهم بگویم. شاید بپرسید پس چرا و چگونه فیلم می‌سازم؟ سینما برای من اسباب‌بازی دوران بچگی‌ام است. خوشبختانه جوری سرشته شده‌ام که حساسیت‌ها و دغدغه‌هایم ظاهرا به‌درد می‌خورند. من بر اساس این دغدغه‌ها فیلم می‌سازم که شخصی و متعلق به خودم است. خیلی خوشحالم که دغدغه‌های شخصی‌ام آن‌قدر به انزوای خودم مربوط نمی‌شود که برای دیگران بی‌مصرف باشد.»

عیاری در پایان باردیگر در مورد رفتنش به بم اشاره کرد:«مساله زلزله ملکه ذهن من است، نه به‌عنوان یک چیز شیرین بلکه به‌عنوان امری دردناک؛ چطور ممکن است در ایران خانه‌ها بر اثر زلزله فرو بریزند در حالی‌که در ژاپن شاهد ده‌ها برابر زلزله و زلزله‌های شدیدتر هستیم و میزان خسارات انسانی تا این اندازه پایین است. این مسائل برای هر انسانی در هر سنی می‌تواند دغدغه و مشغله باشد. واقعا نمی‌دانم چرا به بم رفتم، انگار که طلبیده شده باشم.»