هنروتجربه: نوید محمودی و برادرش جمشید محمودی در فیلم سینمایی «رفتن» موضوع مهاجرت و مشکلات مهاجران را به تصویر کشیده‌اند. این فیلم که در گروه سینمایی هنر و تجربه روی پرده است، در هشتادونهمین دوره اسکار به عنوان نماینده افغانستان به آکادمی معرفی شد. به مناسبت اکران این فیلم خبرآنلاین گفت‌وگویی با نوید محمودی منتشر کرده که بخش‌هایی از آن را مرور می‌کنیم.

نوید محمودی درباره فضای فیلم اشاره داشت: «ما با دنیایی مواجه هستیم که درگیر موضوع مهاجرت است، شاید برای خیلی‌ها که در خارج از خاورمیانه ساکن هستند این یک سوال باشد که چه اتفاقی در خاورمیانه می‌افتد که مردم از عراق، افغانستان، سوریه و …دائما به سمت آن‌ها مهاجرت می‌کنند. برای من به عنوان فیلم‌ساز مساله بود که آن‌ها بدانند مهاجران در مسیری که پشت سر می‌گذارند، چه شرایط مرگ‌باری را تحمل می‌کنند. کسانی که می‌پذیرند این نوع مهاجرت را برای ادامه زندگی‌شان تجربه کنند انگار این را می‌پذیرند که حتی برای ادامه زندگی کردن‌شان در این مسیر بمیرند. رفتن به دریا و ساعت‌ها روی آب ماندن و سختی‌هایی از این دست که تاکنون باعث مرگ تعداد زیادی از مهاجران شده است. همین موضوعات بود که ذهن من را به سمت فیلم «رفتن» برد.»

او درباره استفاده از نابازیگر در این فیلم بیان کرد: «احساس کردم باید برای بیان چیزی که در ذهنم هست، از آدم‌هایی که خودشان به این شرایط نزدیک‌ترند استفاده کنم تا در ایفای نقش بتوانند به شکل ملموس‌تری آن فضا را به تصویر بکشند. بنابراین رضا احمدی را انتخاب کردم که بخش بزرگی از خانواده او از افغانستان به ایران و از ایران به ترکیه مهاجرت کرده بودند. فرشته حسینی هم در این زمینه تجربه مشترکی داشت و در همان روزها برادرش از ایران به سوئد رفته بود.»

او اضافه کرد: «مثلا رضا احمدی و فرشته حسینی که در فیلم «رفتن» با لهجه فارسی دری صحبت می‌کنند، لهجه ذاتی افغان‌شان این نیست و برای رسیدن به این لهجه تمرینات زیادی انجام داده‌اند. رضا و فرشته هم لهجه اصلی‌شان چیز دیگری بود و برای این فیلم تمرین کردند تا به فارسی دری صحبت کنند. درست است که این تمرینات ماه‌ها طول می‌کشد ولی پروسه‌ای که برای رسیدن به نتیجه طی می‌شود هم برای آنها به عنوان بازیگر و هم برای من و جمشید جذاب بود.»

این کارگردان درباره انتخاب لوکیشن در ساخت فیلم عنوان کرد: «لوکیشن‌ها خیلی هم‌زمان با فیلم انتخاب نمی‌شوند. بلکه اکثر لوکیشن‌ها از خیلی قبل‌تر انتخاب شده‌اند. فیلم‌سازی برای من و جمشید این‌گونه نیست که بگوییم: «خب…بسم‌الله… برویم دو ماه دیگر یک فیلم بسازیم». معمولا سوژه‌ای مدت‌های زیادی در ذهن ما هست و درباره آن حرف می‌زنیم و آن را زندگی می‌کنیم. درباره‌اش مطالعه و تحقیق می‌کنیم. وقتی حدود سه سال یک سوژه را در ذهن داشته باشی و مدام آن را پرورش دهی، طبیعتا در طول این سه سال لوکیشن‌های مورد نیاز برای آن سوژه را در اطراف می‌بینی و با دقت بیشتری به دور و بر نگاه می‌کنی. برای همین موقعی که شروع به ساخت فیلم می‌کنیم، می‌دانیم قرار است در چه لوکیشنی کار را پیش ببریم.»