هنروتجربهکامبیز حضرتی: سینمای صربستان حدود ۱۲۰ سال است که در عرصه‌های جهانی حضور دارد و جوایز بی‌شماری که به دست آورده گویای کیفیت بالای آثار این کشور در دنیاست. در واقع فقط شش‌ماه از ارائه اولین تصاویر متحرک در پاریس می‌گذشت که نمایندگان برادران لومیر اولین فیلم را در کافه‌های بلگراد به تماشاگران صرب ارائه دادند. سینمای صربستان هرگز از جهان عقب نمانده است و این واقعیت موید آن است که پیش از جنگ جهانی دوم دوازده فیلم– که بعضی هنوز در آرشیو فیلم یوگسلاوی در بلگراد وجود دارند– در صربستان فیلم‌برداری شدند.  به بهانه نمایش فیلم «فرزند هیچکس» اثری درام که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و در هفته فیلم صربستان به نمایش درآمد با ووک رزوموویچ کارگردان فیلم و آنا توموویچ فیلم‍نامه‌نویس آن به گفت‌وگو نشستیم. داستان این فیلم مربوط به اواخر دهه هشتاد است  که پسربچه‌ای در کوه‌های بوسنی و هرزگوین پیدا می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند بفهمد او چطور سر از طبیعت وحشی در آورده آیا حیوانات به او غذا داده و بزرگش کرده بودند یا نه!

در فیلم «فرزند هیچکس» جنگ در حاشیه قرار گرفته است. نگاه شما به جنگ چیست و چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
ووک رزوموویچ: من هیچ وقت دلم نمی‌خواست راجع به جنگ فیلمی بسازم. فیلم براساس یک داستان واقعی نوشته شده است و ما متوجه شدیم که این داستان قابلیت تعمیم دارد و می‌تواند موضوعاتی را راجع به تمام نسل ما بگوید. در انتها با وجود آن که این داستان خیلی خاص است و راجع به یک موضوع جهانی صحبت می‌کند دست به ساخت و تولید آن زدم . این نشان می‌دهد خیلی از مردم جهان که عمق جنگ یوگسلاوی را نفهمیده بودند می‌توانند با دیدن این فیلم جنگ ما را بفهمند. چون در همه جا جنگی وجود داشته و آدم‌های مختلف تجربه مشترکی از واقعیت تلخ جنگ دارند.

فیلم براساس یک داستان واقعی است. داستان فیلم چگونه طراحی شد؟
آنا توموویچ: من به طور اتفاقی با این داستان واقعی برخورد کردم. آن‌هم وقتی که برای دیدن بچه‌های بی‌سرپرست به یتیم‌خانه رفته بودم و از یک پرستار بچه در صربستان این داستان را شنیدم.

رزوموویچ: همان کسی که بعدا در فیلم به عنوان یک کاراکتر حضور دارد.

توموویچ: از شنیدن این داستان شوکه شدم. این پرستار حتی آن پسربچه را که از جنگل آورده شد از نزدیک  می‌شناخت و عکسی از او به ما نشان داد. این پسر نقاشی‌هایی کشیده بود که ما آن‌ها را هم دیدیم. کل سناریو براساس این داستان بود و نوشته شدن آن خیلی طول کشید. همچنین تولید آن طولانی شد.

چقدر زمان صرف شد؟
توموویچ: هفت سال.

رزوموویچ: از لحظه‌ای که ایده فیلم در ذهن ما شکل گرفت تا پایان تولید آن هفت سال طول کشید.

در تاریخ سینمای صربستان دوره‌هایی وجود دارد که سینما با زندگی مردم تطابق چندانی نداشته است. ولی الان و باگذشت زمان فیلم‌ها با زندگی اجتماعی مردم بیشتر نزدیکی دارد و واقعی‌تر است. من فکر می‌کنم این اتفاق برگرفته از تاثیر سینمای ایران و رومانی بر سینمای صربستان بوده است

فیلم درباره بازگشت به طبیعت و زندگی است و نه جنگ. با این حرف موافقید؟
رزوموویچ: واقعا موافق نیستم. در موارد نادری دیده شده که بچه‌ها توسط حیوانات بزرگ شده باشند. نمونه خوبی از این ایده در فیلم «کودک وحشی» فرانسوا تروفو وجود دارد. داستان فیلم درباره یک پسربچه شبه گرگ است که همانند یک حیوان در جنگل زندگی می‌کند و دکتری که او را به فرزند خواندگی پذیرفته، قصد متمدن کردن او را دارد . این داستان بر اساس حوادث واقعی که در قرن ۱۹ در فرانسه اتفاق افتاده است با بیانی ساده و تاثیرگذار روایت می‌شود. در آن زمان مردم سطح بالای پاریس دوست داشتند این بچه پیدا شده در جنگل را ببیند. آن‌ها توقع داشتند با کسی مواجه شوند که از فرهنگ و آداب اجتماعی هیچ بویی نبرده نباشد اما با دیدن بچه علاقه آن‌ها برعکس شد. فیلم من در این رابطه است که جوانب مثبت و منفی تمدن را بازگو کنم. از یک سو شما با تحصیلات و جامعه‌پذیری مواجه می‌شوید و از طرف دیگر جنگ و کشتار وجود دارد.

گرایش شما در فیلم‌سازی به سمت سینمای رئالیستی است؟
رزوموویچ: بله دقیقا.

جریان غالب سینمای ایران هم سینمای رئالیستی است. چقدر سینمای ایران را می‌شناسید؟
رزوموویچ: من خیلی از سینمای ایران می‌دانم و حتی خیلی از فیلم‌های ایرانی در تولید «فرزند هیچ کس» من تاثیرگذار بوده است.

چه فیلم‌هایی روی شما تاثیر گذاشتند؟
رزوموویچ: فیلم‌هایی مانند «بادکنک سفید» جعفر پناهی و فیلم‌های عباس کیارستمی به‌ویژه فیلم‌های کوتاه او. در تاریخ سینمای صربستان دوره‌هایی وجود دارد که سینما با زندگی مردم تطابق چندانی نداشته است. ولی الان و باگذشت زمان فیلم‌ها با زندگی اجتماعی مردم بیشتر نزدیکی دارد و واقعی‌تر است. من فکر می‌کنم این اتفاق برگرفته از تاثیر سینمای ایران و رومانی بر سینمای صربستان بوده است.

برای ساخت و تولید مشترک چه میزان لازم است فرهنگ مشترک دو کشور ایران وصربستان را بشناسیم. تاکید به موضوعات انسانی و جهانی برای این کار کافی نیست؟
رزوموویچ: فکر می‌‌کنم اولین مرحله برای تولید مشترک مرحله قانونی است. یعنی در ابتدا باید این قدم‌های قانونی برداشته شود تا اشتیاق دولت‌ها برای تولید مشترک محرز شود. قدم بعدی این است که کارگردان‌ها و فیلم‌سازان را برای شناخت بهتر یکدیگر ترغیب و تشویق کنیم. اگر ارتباط بین این افراد حقیقی نباشد راه ارگانیکی برای تولید فیلم وجود ندارد.

به نظر شما در زمینه فیلم‌نامه‌نویسی سوژه مشترکی بین دو کشور وجود دارد؟
توموویچ: بله قطعا وجود دارد. من تشابهات زیادی بین خودمان و ایران پیدا کردم. هر دو کشور جنگ را تجربه کردند و با ناملایمات سیاسی مواجه شده‌اند. همچنین تجربه تحریم و احساس جداافتادگی از بقیه جوامع و کشورها را داشته‌اند.

رزوموویچ: اگر دانشجویانی داشته باشیم که از ایران به صربستان یا از صربستان به ایران بیایند بهترین کسانی هستند که خودشان این سوژه‌ها را پیدا می‌کنند. این راه اصلی برای تولید مشترک واقعی است.

ما مفاهیم فیلم «فرزند هیچکس» را می‌فهمیم بدون آن که جامعه ایرانی مخاطب اصلی فیلم باشد. تا چه اندازه برای تولید مشترک نیاز به فهم موضوعات مشترک وجود دارد؟
رزوموویچ: وقتی یک فیلم ایرانی را می‌بینیم به دنبال زندگی حقیقی ایرانیان هستم. چون نحوه زندگی معصومانه و بی‌غل‌وغش ایرانیان در این فیلم‌های رئالیستی قابل مشاهده است. به نظر من موارد مختلفی در این رابطه دخالت دارند. موضوع سینمای ایران وصربستان برای دو کشور مهم است. اگر بخواهیم تولید مشترک داشته باشیم احتیاج داریم که بر موارد خاص و موضوعات داخلی تاکید کنیم.