هنروتجربه-کامبیز حضرتی: جلسه نقد و بررسی فیلم‌ «اجباری»  روز چهارشنبه ۱۱مهر  در خانه هنرمندان با حضور  حمیدرضا رفایی کارگردان، امیر مهدی عزیزی و فرهاد تاوتلی  از بازیگران فیلم و ساسان گلفر منتقد برگزار شد.

ساسان گلفر در ابتدای این نشست عنوان کرد: «فیلم در ژانر رئالیسم اجتماعی است اما مایلم آن را ناتورالیستی بدانم. فیلم به سمت نماهای بلند رفته و در طول کار کلوزآپ افراد در آن بیشتر است. فیلم متکی به بازی‌های خوب و نقش‌آفرینی جذاب است.»

او درباره روایت فیلم اشاره داشت: «در شخصیت کریم بیشتر انفعال وجود دارد به جای آن که عمل و کنش انجام دهد او دست به عمل نمی‌زند.از طرفی دیگر حس طنز در فیلم‌نامه درآورده نشده است و این جدیت به فضای فیلم آسیب می‌زند. همه چیز در  این فیلم از دیالوگ‌ها و قصه سرراست است و لایه دیگری ندارد.»

او اضافه کرد: «مفهوم استعاری‌ای در فیلم وجود دارد که می‌گوید نیروی نظم دهنده به جامعه که سرباز نماینده آن است سنتی و پدرسالارانه است.»

این منتقد درباره وجوه فیلم ‌«اجباری» اشاره داشت: ‌« دنیای مدرن به هرحال شرایط خودش را تحمیل می‌کند. این موضوع در پلات است و تقویت نشده است. بحث پیر شدن جمعیت در ایران بسیار مهم است. ما از نظر سنی روبه پیر شدن هستیم و فیلم به این موضوع توجه دارد. مسایل سالخوردگان باید حل شود. ما راه‌حلی جز پیروی از راهکارهای ارایه شده جهانی نداریم.»

20181003190623_IMG_2234

 رفائی: در این فیلم شرافت وجود دارد
در ادامه این نشست نوبت به کارگردان رسید. رفائی درباره حضورش در سینما بیان کرد: « ۱۶ سال در سینما، تلویزیون و تئاتر دستیار برنامه‌ریز بودم. دلیل ساخت «اجباری» این است که در این فیلم شرافت وجود داشت و همه چیز رئال است. حفظ شرافت در شرایط سخت از همه چیز مهم‌تر است. هرکاری اقتضای خودش را دارد. ما ساختاری را  انتخاب کردیم و در راستای فیلم‌نامه آن را اجرا کردیم.»

کارگردان «اجباری» درباره موضوع این فیلم عنوان کرد:‌« این اتفاق را از نزدیک در بین آشنایانم دیدم. به همین دلیل سکوت در فیلم زیاد بود تا این شیوه زندگی و آلزایمر شدید را نشان دهم. دوست داشتم این پلان‌ها را طولانی‌تر نشان دهم. وقتی پدر حضور دارد نماها کش‌دارتر و طولانی‌تر است.»

رفائی در ادامه این نشست درباره تولید این فیلم بیان کرد: « ما در ۸ -۹ سکانس با حذف هایی مواجه شدیم و فیلم در آن بخش‌ها شیرین‌تر بود. چون کاراکتر اصلی لباس نظامی داشت دست‌مان برای هر شوخی‌ای باز نبود. ما به رئال بودن قصه توجه داشتیم. چون می‌خواستیم قصه را همان گونه که در فیلم‌نامه هست بیان کنم. به همین دلیل روند تاثیرگذاری قصه را حفظ کردم.»

او افزود: «شروع فیلم با گره‌زدن پوتین سرباز است که نشان می‌دهد راه سختی در پیش است. در آخر دست پینه بسته پدر را می‌بینیم که پوتین پسرش را می‌بندد. هدف ما از این فیلم آن بود که زندگی مدرن خیلی چیزها را از ما می‌گیرد.»

این کارگردان در ادامه درباره شخصیت‌های فیلم و واکنش‌هایشان توضیح داد : «فیلم می‌تواند اجبار پدر و پسر و شدیدتر شدن درام درباره او را در برگیرد. شخصیت سرباز قصه کمی منفعل است اما او سعی می‌کند این تغییر را باوجود شرایط پیش ببرد و تلاش خودش را می‌کند. اتفاقات قصه ما در جاهایی حدف شد. گرفتاری سرباز و نرفتن پیش برادرش حذف شد. در مورد خانه سالمندان هم  ما خواستیم تلنگر بزنیم تا به این وسیله حواس‌مان بیشتر به سالمندان باشد.»

او درباره وجه آموزشی و تربیتی سینما بیان کرد: « وقتی به معضل اجتماعی پرداخته شود،گامی برای برای حل شدن آن برداشته می‌شود. احترام گذاشتن به سالمند احترام گذاشتن به تجربه است. اما این نوع احترام به خاطر شرایط دنیای مدرن کم‌تر شده و آدم‌ها از هم دور شده‌اند. در فیلم خواستم به سالمندان ادای دین کنم. آدم آزاده کسی است که در زمان حیات به والدین خودش احترام بگذارد.»

رفایی ضمن مقایسه کاراکتر دو سرباز فیلم اشاره داشت : «انسان‌ها در شرایط مختلف عکس‌العمل‌های مختلف دارند. جعفر خودش را از خانواده دور می‌شود اما کریم زمین و آسمان را به هم می‌دوزد تا با خانواده‌اش باشد.»

عزیزی: فیلم می‌توانست شوخ‌طبعانه‌تر باشد
در بخش دیگری از این نشست امیر مهدی عزیزی درباره شخصیت کریم عنوان کرد:«من خدمت سربازی رفتم اما نحوه خدمت در دوران سربازی‌ام با کریم خیلی فرق داشت و من باید تمام سعی خودرم را می‌کردم تا بتوانم حس و حال او را منتقل کنم.به ویژه که به لحاظ شخصی هم خیلی به این شخصیت نزدیک نبودم. کاراکتر کریم به نزدیک بودن به پدرش علاقه داشت و همین نزدیکی و علاقه روایت فیلم را پیش می‌برد.»

او در مورد کم بودن حس طنز فیلم هم اشاره داشت:«ما سکانس‌های داشتیم که می‌توانست شوخ طبعانه‌تر باشد در این فیلم کریم با احساس و فکر عمل می‌کند.»

در ادامه این نشست فرهاد تاوتلی بازیگر نقش جعفر هم درباره نقش‌اش اشاره داشت: « خیلی تلاش کردم نقش را به جای بازی کردن زندگی کنم تا مخاطب با آن همذات پنداری کند. نقش من باید شیرین می‌بود تا شلختگی جوان‌های این دوره را نشان دهم برای همین به این رندگی نزدیک شدم تا نقشم را بقبولانم. استاد سمندریان می‌گوید اگر نقش را زندگی کنید همه چیز درست در می‌آید.»

او افزود: «کاراکتر جعفر مکمل کریم در فیلم بود. او پای کریم می‌ایستد تا مشکلات دوست شهرستانی‌اش را حل کند.وقتی فیلم‌نامه را خواندم مضمون آن با تمام ویژگی‌هایش برایم جالب بود. تلاش کردم نقش را جوری بازی کنم که در چرخدنده‌های فیلم جا بیافتد. مساله مدرنیته و دنیای سنتی و تناقضات آن در فیلم مشهود است. نسل امروز منش دیگری با والدین دارند و ما در حال گذار هستیم. روابط سنتی ما با امروز متفاوت است و باید بدانیم که مدرن شدن برای ما وارداتی است و نه ایرانی.»