هنروتجربه:جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم «مواجهه» ساخته سعید ابراهیمی فر، عصر روز چهارشنبه ۱۸ مهر ماه با حضور کارگردان فیلم و با اجرای دکتر علی آذری در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

در ابتدای این نشست سعید ابراهیمی‌فر درباره «مواجهه» و علاقه‌اش به اقتباس صحبت کرد:« این فیلم را ۱۴ سال پیش ساختم و از آخرین فیلم‌هایی بود که به صورت نگاتیو گرفته شد. من از دوران کودکی به قصه و داستان علاقه زیادی داشتم و زمانی که شروع به فیلم‌سازی کردم دوست داشتم از داستان‌هایی که خوانده بودم، اقتباس کنم. جایی این جمله را خوانده‌ام که بهترین راه اقتباس این است که وقتی یک کتاب را خواندید، آن را از پنجره بیرون بیاندازید و آن چه را بسازید که خودتان دریافت کرده‌اید. در دهه ۷۰ به دلیل ضعف فیلم‌نامه‌ها، بحث اقتباس در سینمای ایران به طور جدی مطرح شد. در سال ۷۳ فیلم «تک درخت‌ها» را براساس چهار داستان از هوشنگ مرادی کرمانی و «مواجهه» را براساس یکی از داستان‌های کتاب هزارتوهای خورخه لوئیس بورخس ساختم.»

در ادامه این بحث علی آذری پرسشی را با اشاره به فاصله طولانی تولید تا اکران این فیلم مطرح کرد:«باور من این است که خالق یک اثر هنری، بعد از فاصله گرفتن از اثرش و پس از گذشت زمان، به بزرگ‌ترین منتقد کار خود تبدیل می‌شود. شما بیشترین اشراف را به کار خودتان دارید و همین‌طور بیشترین نقد را. شاید تا چند وقت پیش حتی تصور اکران این فیلم را نداشتید. اگر الان می‌خواستید این فیلم را با اقتباس از بورخس بسازید، در اقتباس و فیلم‌نامه و در فیلم‌سازی خود چه تغییراتی را لحاظ می‌کردید؟»

ابراهیمی‌فر پاسخ داد:«در حقیقت زمانی که بعد از مدت زمان زیادی برای فیلم سرمایه‌گذار پیدا کردم، آنقدر هیجان زده بودم که زیاد به فیلم‌سازی و کارگردانی و مشاوره‌های اطرافیانم اهمیت ندادم و فکر می‌کردم باید دقیقا عین فیلم‌نامه و داستان، فیلم را بسازم. از طرفی بودجه فیلم محدود بود و باید با عوامل و بازیگرانی که داشتیم، کنار می‌آمدم. اقتباس در همه کشورها یک راه مناسب برای غلبه بر مشکل ضعف فیلم‌نامه‌هاست. به طورقطع اگر الان می‌خواستم این فیلم را بسازم، خیلی فرق داشت، چون هم با تجربه‌تر شدم و هم خشمگین‌تر. تکنیک‌های آن دوره کاملا متفاوت بود و الان با تکنولوژی جدید خیلی از تکنیک‌های فیلم‌سازی تغییر کرده است. بعد از جشنواره فجر آن سال تهیه‌کننده فیلم را کنار گذاشت و من حتی یک نسخه از آن را در اختیار نداشتم و چند ماه پیش که قرار شد در هنروتجربه اکران شود، برای اولین بار بعد از ۱۴ سال فیلم را دیدم.»

در بخش دیگری از این نشست،قسمتی از داستان «مواجهه» از کتاب هزارتوهای بورخس توسط علی آذری خوانده شد. او پس از خواندن داستان عنوان کرد:« تاکید شما بر روی اشیاء، پس از خواندن داستان بیشتر معنی پیدا می‌کند. همان گونه که داستان را شنیدیم، بورخس در این داستان روی اشیاء و زمان تاکید کرده‌است. آنچه که اضافه بر داستان در فیلم شما وجود دارد و به نظر می‌آید از یکی دیگر از داستان‌های همین کتاب گرفته شده‌است، این ایده که مرگ در یک روایت، یک روایت دیگر را آغاز کند و هم‌چنین داستان‌های تو در تو است که انگار هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند. در سکانس آخر که مهماندار هواپیما از خواب بیدار می‌شود، مخاطب به این فکر می‌کند که یا همه این‌ها خواب او بوده یا اینکه داستان ادامه دارد و در آن مهماندار قهرمان یا ضدقهرمان است. شما با خواندن داستان بورخس چطور به اقتباس وهمچنین این روایات تودرتو رسیدید ؟»

ابراهیمی‌فر در پاسخ، با اشاره به علاقه‌اش به داستان‌های بورخس گفت:«به صورت کلی داستان‌های بورخس را خیلی دوست دارم و اقتباس من از این داستان به شرایط روحی‌ام در آن دوران مربوط می‌شود. انتخاب این داستان کاملا تعمدی بود،به این خاطر که خشم زیادی داشتم. چون بعد از موفقیت فیلم اولم «نار و نی» چندین سال نتوانستم فیلم بسازم و بعد «تک درخت‌ها» را ساختم اما بعد از تولید این فیلم شرکت تهیه‌کننده آن تعطیل شد وآن فیلم هیچ‌وقت اکران نشد و از این بابت خشمگین بودم.البته داستان را ایرانیزه کردم تا راحت‌تر بشود از آن فیلم ساخت. وقتی داستان را برای اطرافیانم گتعریف کردم، خیلی‌ها مخالفت کردند و نظرات زیادی دادند و این پروسه خیلی طولانی شد تا فیلم‌نامه نوشته شد. ۱۴ سال پیش وقتی به جشنواره فیلم فجر رسید، از بخش مسابقه خارج شد، اما منتقدانی که فیلم را دیده بودند این نظر را داشتند که به دلیل پیچیدگی داستان و تودرتو بودن داستانک‌ها، یک نوآوری داشت. حتی یادم هست به سالن‌های اطراف دانشگاه هم رفتم و با تماشاگران جوانی روبه‌رو شدم که فیلم را در جشنواره دیده  و خوششان آمده بود.»