هنروتجربه-کامبیز حضرتی: جلسه نقد وبررسی فیلم‌ مستند « چاووش؛از درآمد تا فرود» ساخته آرش رئیسیان و هانا کامکار روز یک‌شنبه  هفتم آبان‌ماه در خانه هنرمندان با همراهی آرش رئیسیان، هانا کامکار و همایون امامی منتقدسینما برگزار شد.در این نشست هم‌چنین هنرمندانی چون عباس سجادی، مریم امیرجلالی و آناهیتا همتی حضور داشتند که هانا کامکار تشکر ویژه‌ای از آن‌ها کرد.

همایون امامی: با چاووش در بحرانی‌ترین لحظات تاریخ زندگی کردیم
همایون امامی در ابتدای این نشست درباره مستند « چاووش؛از درآمد تا فرود» عنوان کرد: «موضوع فیلم برای کسانی که در دهه چهارم و پنجم عمرشان قرار دارند با نوستالژی همراه است. من بدون آن که آدم رقیق‌القلبی باشم حین تماشای فیلم دوبار چشمانم خیس شد. من روزگاری را زندگی کردم که با این موسیقی تداعی شد. این مستند به خاطرات جمعی ما می‌پردازد که در رسانه‌های داخلی و خارجی نادیده گرفته، واژگون و بعضا فراموش شده است. این موضوعات به عنوان واقعیت زیسته در جان ما رفته و به راحتی نمی‌تواند مورد دست‌درازی قرار بگیرد.»

او ادامه داد:«بدون مداهنه و تعارف و به عنوان کسی که تماشاگر پیگیر سینمای مستند است از هانا کامکار و آرش رئیسیان صمیمانه‌ترین تشکرات قلبی‌ام را دارم. آن‌ها به موضوعاتی جان بخشیدند و آن را ثبت کردند که قبلا در سینه افراد بود. ما با چاووش در بحرانی‌ترین لحظات تاریخ زندگی کردیم.»

او درباره تاثیر این مستند اشاره داشت: «این فیلم باعث شد که یکی از دیدگاه‌هایم را در رابطه با استاد شجریان تصحیح کنم.برای محمدرضا شجریان احترام قائل بوده، هستم و خواهم بود. ایشان هنرمندی هستند که در چهاردهه گذشته در کنار مردم حضور داشتند؛ بدون نیاز به خودنمایی‌های پوپولیستی. با این فیلم فهمیدم که اگر شجریان می‌درخشد، به خاطر بستری است که چاووش فراهم کرده و نمی‌توانیم چاووش را از شجریان منفک کنیم. اگر چاووش نبود شجریان به خاطر جنس و جنمی که داشت صمیمانه همراه مردم بود اما شاید به این درجه از آگاهی نمی‌رسید.»

امامی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره ساختار این مستند توضیح داد: «فیلم نگاه تحلیلی ندارد و واقع‌گرایانه است. رخدادها و واکنش‌ها را مطرح می‌کند و جای تحلیل در آن خالی است. سوالات بسیار در رابطه با آن به ذهن می‌رسد. چرا فیلم با سوگواری آغاز می‌شود؟ درست است که چاووش تمام شده اما مگر فیلم در رثای چاووش است؟ اگر شروع خوب و پایان مناسبی نداشته باشیم، مخاطب را به هدف فیلم نرسانده‌ایم. در واقع فیلم با تمهیداتی به پایان می‌رسد و شیب نرمی برای رسیدن به تیتراژ نهایی دارد.»

او ادامه داد: «فیلم ساده‌ترین ساختار را انتخاب کرده است. شخصیت‌ها درباره چاووش حرف می‌زنند و مواد آرشیوی مرتبط تقطیع می‌شود و روی آن‌ها قطعات مختلف را می‌شنویم. مجموع ساختار فیلم واقع‌گرایانه و خطی است. حال آنکه با صدا می‌شد، اجرایی بهتری ارائه داد. پوشش تصویری قطعات رویکرد مکانیکی دارد درحالی که می‌شد بین صدا و تصویر رابطه پیچیده‌تری برقرار کرد. رویکرد فیلم دایره‌المعارفی، دقیق و نکته‌سنجانه است اما می‌شد این رویکرد را با آمیزه احساسات و عواطف همراه کرد.سکانس‌های فیلم متفاوت است وارزش سینمایی یکسانی ندارد حال آنکه همه آن‌ها یکسان قلمداد شده‌اند. به همین دلیل فیلم از گرانیگاه زیباشناختی محروم مانده است.»

20181028211552_IMG_8673-01

هانا کامکار: کودکی‌ام در چاووش گذشته است
در ادامه این نشست نوبت به هانا کامکار رسید. او درباره دلایل ساخت این مستند بیان کرد: «من زاده چاووش هستم  تمام کودکی‌ام در چاووش گذشته و تنها بچه‌ای هستم که می‌توانستم در تمرینات کنسرت چاووش شرکت کنم.سال ۸۱ که در دانشکده سوره سینما می‌خواندم با آرش رئیسیان آشنا شدم و یکی از دلایلی که سینما خواندم، این بود که فیلمی‌داستانی از گروه چاووش بسازم اما آرش پیشنهاد داد یک مستند در مورد چاووش بسازیم و ما در سال ۸۱ و ۸۲ شروع به تصویربرداری کردیم. پروژه ما ده سال به احترام محمدرضا لطفی و اصرارمان برای گفت‌وگو با ایشان، متوقف شد و بعد از ده سال که سروقت راش‌ها‌ رفتیم، چند ماه فقط تبدیل راش‌ها‌طول کشید بعد از آن یک سال زمان برد تا راش‌ها‌ را ببینیم ، یک سال هم راف کات ما و سه سال هم تدوین کار طول کشید‌»

او افزود: «سال دوم دانشگاه بودیم که رئیسیان با من تماس گرفت و گفت که ایده‌ای دارد برای ساخت مستندی درباره چاووش که دوست دارد با من همکاری داشته باشد. من از این پیشنهاد شوکه شدم، چون چاووش یکی از دلایلی بود که من سینما می‌خواندم و قبلا هدفم این بود که در این مورد یک فیلم داستانی بسازم. چاووش همیشه دغدغه من بوده و همیشه داستان‌های جالبی را از خانواده و اطرافیانم در باره آن شنیده‌ام یا حتی بعضی ماجراها را خودم دیده بودم که بعضی از آن‌ها بامزه و بعضی تراژیک بودند. فکر می‌کردم که این می‌تواند موضوع بسیار جذابی باشد، اما در آن مقطع زمانی اعتماد به نفس ساخت مستند را نداشتم. اما آرش رئیسیان مرا متقاعد کرد که می‌توانیم این کار را با هم انجام دهیم و موفق می‌شویم و این گونه شد که ما کارمان را آغاز کردیم.»

این مستندسازعنوان کرد: «طبیعی است که وقتی خواستم فیلم بگیرم اول سراغ پدرم بیژن کامکار رفتم و جریان را گفتم . پدرم موافقت و همکاری کرد. او در تمام آن سال‌ها یک دوربین سوپر۸ داشته که از جلسات و کنسرت‌ها‌ و … فیلم‌برداری می‌کرد که تمام فیلم‌ها‌ی سوپر ۸ که در مستند ما می‌بینید از این دست است. در مورد بقیه عکس‌ها‌ و فیلم‌ها‌ و غیره من هیچ پشتوانه‌ای نداشتم، حتی یک فریم هم از صدا و سیما نگرفته‌ایم و تک تک آرشیو و عکس‌ها‌ و فیلم‌ها‌ را از اشخاص خریداری کرده‌ایم.»

او افزود: «مرگ محمدرضا لطفی شروع مستند چاووش است. نمی‌خواستیم فیلم را با مرگ لطفی تمام کنیم بلکه می‌خواستیم با امیدی که حسین علیزاده می‌گوید کار را تمام کنیم.»

 

20181028211822_IMG_8683-01

آرش رئیسیان: زبان من سینمای مستند است
در ادامه نشست آرش رئیسیان درباره ساخت این مستند بیان کرد: «من متولد سال ۱۳۴۸ هستم و زمانی که انقلاب شد ۹ سال داشتم. در آن موقع در همه خانواده‌ها فضای سیاسی وجود داشت و خانواده مقیاس کوچکی از جامعه بود. عاشق موسیقی بودم و بعد کسانی که کانون چاووش را خلق کرده بودند در خانواده‌مان می‌دیدم. من عاشق سینمای مستند هستم و علاقه به سینمای داستانی ندارم.زبان من سینمای مستند است.»

این کارگردان در پاسخ به پرسشی در ارتباط با آشنایی با موسیقی‌دان‌ها و دغدغه‌هایش برای کارگردانی این مستندگفت : «در خانواده ما هم رفت وآمد با موسیقی‌دان‌ها وجود داشت. محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان دوستان پدرم بودند و اگر حالی به‌شان دست می‌داد در خانه ما بدهه‌نوازی و بداهه‌خوانی می‌کردند. با این وجود چرا باید نگران باشم که می‌خواهم پیش آقای شجریان بروم؟ در واقع ابهت آدم‌ها نبود که من را گرفته بود چگونه گفتن مساله برای ما مهم بود. وقتی یادآوری می‌شد که این آدم‌ها چه گفته‌اند، می‌گفتم خدایا چه طور باید آن‌ها را هم وصل کنم؟ چه مابه‌ازای تصویری در کنار این‌ها بگذاریم؟ ما چه جوری فضا را بسازیم تا علاوه بر آن که صحبت یک عده موسیقی‌دان را می‌شنویم فیلم مخاطب را جذب کند؟ این ساختار بود که من را به وحشت انداخت.»

او درباره تولید فیلم اشاره داشت: «هیچ سند مکتوبی در مورد چاووش وجود ندارد و ما تصمیم گرفتیم با گفت‌وگو با افراد اطلاعات کسب کنیم. ضبط تصویری ما با پژوهش ما هم زمان شد و ما پژوهش‌هایمان را چیدمان کردیم و از دل آن‌ها یک روایت را استخراج کردیم. وقتی روایت شکل گرفت، آن روایت به ما می‌گفت که هر سکانس از لحاظ تصویری چه  احتیاج دارد. در یک مصاحبه آقای شکارچی جمله‌ای گفتند که زمانی که ما چاووش‌ها را منتشر می‌کردیم، همه هنرمندان در همه بسترها آن چه را که به فکرشان می‌رسید را خلق می‌کردند، بدون این که فرصتی برای پخته شدن آن‌ها وجود داشته باشد. از این صحبت بود که ما تصمیم گرفتیم به بقیه آثار هنری در آن مقطع زمانی اشاره کنیم.»

این مستندساز در پایان اشاره داشت: «ما اعتقاد داریم که یک فیلم مستند همه واقعیت نیست. بخشی از واقعیت یا پنجره‌ای روبه واقعیت است. «چاووش؛ از درآمد تا فرود» هم همین طور است. ما خواستیم این بخش از واقعیت که پر از تناقض است و تمیز دادن درست از نادرست برای ما وجود ندارد را به شکل درستی نقل کنیم. ما خودمان را از فیلم بیرون کشیدیم. ما برای وصل کردن قلاب‌های اتصال واقعیت بسیار سختی کشیدیم اما از راوی استفاده نکردیم. ما سه-چهار سال روی مونتاژ این فیلم کار کردیم و آن‌قدر این صحبت‌ها را گوش دادیم که تمام حرف‌ها را حفظ هستیم.»

عکس:یاسمن ظهورطلب