ماهنامه هنروتجربه-حسام الدین مقامی‌کیا:کارگردان بیننده‌اش را بلاتکلیف کرده، آن هم قبل از این‌که فیلم شروع شود. توضیحاتی در تیتراژ آغازین «برسد به دست بنان» نوشته شده که خلاصه و چکیده‌اش این است:این فیلم، پروژه پایان ترم فیلم‌ساز در زمان دانشجویی بوده. احتمالا اصلی‌ترین کارکرد آن نوشته تنظیم سطح توقع بینندگان با امکانات و محدودیت‌های یک کار دانشجویی است و همین بلاتکلیف‌مان می‌کند. در سراسر فیلم هرجا شبهه کاستی به ذهن‌تان برسد، ناخواسته تذکر فیلم‌ساز را به یاد می‌آورید و نمی‌دانید محق هستید توقع بیشتری داشته باشید یا نه!

واقعیت این است که مستند «برسد به دست آقای بنان» در قامت یک کار دانشجویی، با کمالات و پر و پیمان است و قابل تحسین. در مقام یک مستند حرفه‌ای، محاسن خودش را دارد و کاستی‌های خودش را.

قدر مسلم بیننده‌های عام، نیمه حرفه‌ای‌های موسیقی و حتی بخشی از حرفه‌ای‌ها، بعد از دیدن این مستند، بیش از قبل درباره بنان خواهند دانست. همین دانستگی در کنار شنیدن و دیدن مصاحبه‌های بنان، ارتباط حسی مخاطب را نسبت به این خواننده تکمیل و تعمیق می‌کند. بنابراین همین که چنین مستندی درباره بنان داریم، غنیمت است.

اما با ندیده گرفتن پسوند «دانشجویی» شاید بتوان عمده‌ترین ضعف این فیلم را پراکندگی و غیرمتمرکز بودن آن دانست. «برسد به دست آقای بنان» با نوع اطلاعاتی که در اختیار مخاطب می‌گذارد، می‌توانست یک قسمت از مجموعه مستندهای پرتره‌ای باشد که درباره مشاهیر، اطلاعاتی عمومی در تمام زمینه‌ها می‌دهند. اما برای یک مستند مستقل، انتظار می‌رود دریچه خاص و ویژه‌ای برای نگاه به یک شخصیت در نظر گرفته شود. در مونولوگ‌هایی که به صورت گفتار متن و از زبان راوی در جای جای فیلم می‌آید، سعی شده این دریچه از نگاه همسر بنان باز شود. اما اگر چنین قصدی وجود داشته، عملا در حد انعکاس در گفتار متن باقی مانده. چراکه در فیلم، بنان از زبان افراد مختلف دیگری هم روایت می‌شود: فرزندخوانده‌اش، شاگردش، محمدرضا شجریان، هوشنگ ابتهاج (سایه)، اعضای جوان گروه دنگ شو و… نهایتا خود بنان. و فیلم به نوعی، جمع‌آوری اطلاعات آرشیوی است درباره بنان، بدون بیرون کشیدن یک سیر دراماتیک از درون آن‌ها.

این پراکندگی به اندازه‌ای است که حتی موضوع فیلم از «بنان» به «ماهیت موسیقی تلفیقی» تغییر می‌کند. اتفاقا بحث‌های جذابی هم درباره این موضوع از زبان موافقان و مخالفان می‌شنویم و در این بخش از فیلم، تضادها رنگ و لعابی دراماتیک به اثر می‌دهند. اساسا همین بزنگاه می‌توانست دریچه و بهانه‌ای خاص باشد برای نگاه به شخصیت، زندگی و عقاید بنان درباره موسیقی.

«برسد به دست آقای بنان»به‌عنوان یک کار دانشجویی پرمایه و پرزحمت و سرشار از یافته‌هاست. اما حجم تصاویر آرشیوی‌اش بیش از یک مستند پرتره حرفه‌ای است. سوای خود بنان که امروز دیگر چاره‌ای جز اکتفا به مصاحبه‌های آرشیوی‌اش نداریم، مصاحبه با افرادی چون محمدرضا شجریان و هوشنگ ابتهاج هم آرشیوی هستند. ولی از آن‌جا که خاطره‌گویی همسر بنان بهانه آغاز این مستند است، شاید تغییر پوشش او در زمان‌های مختلف و تغییر لوکیشن مصاحبه با او حتی در همان حیطه محدود خانه، می‌توانست فیلم را پروپیمان‌تر از آن‌چه هست، جلوه دهد.