هنروتجربه: جلسه نقد و بررسی مستند «آهستگی »عصر روز چهارشنبه ۱۴ آذر با حضور یاسر خیر کارگردان و رضا زمانی منتقد سینما در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

در ابتدای این نشست رضا زمانی سوالاتی را در ارتباط با دلایل ساختن این مستند مطرح کرد:«بیماری ام اس چقدر دغدغه خودتان بوده‌است؟ آیا در اطرافیان و زندگی خودتان چنین موردی وجود داشته‌است و اساسا چه دلیلی برای انتخاب این سوژه داشتید؟»

یاسر خیر با توضیح این نکته که مساله‌اش در این فیلم فقط بیماری ام اس نبوده‌است،گفت:«مساله اصلی من رابطه آدم‌ها مخصوصا روابط خانوادگی بود که برای خیلی‌ها مساله مهمی ‌است. اگر فیلم‌ساز با خودش صادق باشد، فیلم به سمت خواسته‌هایش و آرزوهایش ‌می‌رود. در واقع یک جاهایی فیلم کارگردان را ‌می‌برد و یک جاهایی کارگردان فیلم را.»

در ادامه این نشست،نکته‌ای هم پیرامون چرایی انتخاب زاهدان و این خانواده عنوان شد و کارگردان در این ارتباط توضیح داد:«از طرف یکی از دوستان به زاهدان دعوت شدم تا در مورد یک خیریه مستند بسازم، اما دیدم فیلم خوبی در نمی‌آید. همانجا با رضا درانی آشنا شدم و احساس کردم که پشت صحنه زندگی یک بیمار ‌می‌تواند موضوع خوبی برای یک مستند باشد. آشنایی من با رضا باعث شد که زاهدان را انتخاب کنم.»

نکته دیگری که در این نشست مطرح شد به آمادگی سوژه‌های مستند برای قرار گرفتن مقابل دوربین اشاره داشت:«در ساخت چنین مستندی، آمادگی افراد برای جلوی دوربین رفتن مهم است. شاید این که شغل آقای درانی و همسرشان مددکار اجتماعی است، به این قضیه کمک کرده باشد، اما این که به جز بیماری، به زندگی و رابطه خانوادگی ایشان پرداخته شده، مستلزم آمادگی سوژه‌های مستند است.»

یاسر خیر توضیح داد:«به رضا گفتم که ‌می‌خواهم در مورد خودت و کارهایت فیلم بسازم، اول کار فرزانه جبهه گرفت و فکر کرد که ‌می‌خواهم رضا را پر رنگ کنم، اما بعد این مساله حل شد. رابطه بین این دو نفر برایم جذاب بود. انتخاب سوژه در فیلم مستند مثل انتخاب بازیگر در فیلم داستانی است.»

این کارگردان سپس در پاسخ به سوالی در ارتباط با تصنعی بودن بازی شخصیت‌های مستند در برخی صحنه‌ها عنوان کرد:«برای این فیلم هیچ دیالوگی نوشته نشده، هیچ پلانی از قبل طراحی نشده و هیچ میزانسنی نداشته است. فیلم‌های داستانی قابل حدس هستند و فیلم نامه‌ها معمولا به شکلی شبیه یک داستان یا فیلم دیگری هستند. روایت در مستند وحشی و غیر قابل پیش‌بینی است. ما به اندازه دو،سه سال تصویربرداری، راش داشتیم و من در تدوین قاب‌های خوب را انتخاب کردم. همه چیز در لحظه اتفاق افتاد و ما تصمیم ‌می‌گرفتیم که اتفاقات را در چه نوع  قاب‌هایی ببینیم. در این مستند دوربین منفعل نیست و قاب ‌می‌بندد و کارگردان خودنمایی نمی‌کند.»

یاسر خیر.آهستگی (1)

در بخش دیگری از این نشست زمانی به طولانی بودن سکانس تحویل سال اشاره کرد و این که این طولانی بودن مخاطب را از داستان بیرون ‌می‌کشد و از یاسر خیر پرسید که چقدر برایش مهم بوده که از دل راش‌ها، درام در بیاید؟

خیر در توضیح این پرسش گفت:« در ذهن من قصه و درام نبود و قصدم ثبت کردن یک سری موقعیت‌ها بود. روابط زن و شوهری که بعد از ۲۵ سال به سردی ‌می‌رسد و چطور این رابطه آهسته آهسته طراوت اولیه خود را ازدست ‌می‌دهد. ‌می‌خواستم این فضا و این دوران از زندگی یک زوج را ثبت کنم. اول قرار بود این مستند چیز دیگری باشد و کم کم به سمت علائق من رفت و برای آن‌ها هم خوب بود چون برای اولین بار از بیرون خودشان را دیدند. صادقانه ترین مستندها را دوربین‌های مدار بسته ضبط ‌می‌کنند. در حقیقت اتفاقات واقعی برایم مثل آجر بود و من به کمک تدوین با آن‌ها ساختمان مستندم را ساختم. در مورد سکانس تحویل سال، تعمدم بود که طولانی تر از حد معمول باشد تا مخاطب زندگی را درعرض ببیند. موقع تدوین فقط به ذهن مخاطب فکر ‌می‌کردم، نه به اکران روی پرده یا جشنواره‌ها. دوست داشتم حسی را که سر فیلم برداری گرفتم چه خوب چه بد به مخاطب منتقل کنم. در مورد نام فیلم، آه و خستگی در آن نهفته است. به نظر من همه اتفاقات خوب و بد زندگی ما به آهستگی پیش ‌می‌رود و آهستگی در زندگی من اهمیت زیادی دارد.»