هنروتجربه: جلسه نقد و بررسی مستند «یکی بود یکی نبود» از مجموعه مستند‌های چهره‌های ایرانی، با حضور غلامرضا کتال، کارگردان و با اجرای دکتر علی آذری، عصر روز چهارشنبه ۲۸ آذر ماه در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

علی آذری در ابتدای این نشست به ذکر ویژگی‌های این مستند پرداخت:« ما ظاهرا با یک مستند پرتره رو‌به‌رو هستیم، اما درا‌می‌ شکل نمی‌گیرد و بیشتر بر روی عقاید خانم توران میرهادی متمرکز و جزئی‌نگر است و روی لحظه‌های کوچک و خاصی از زندگی او تاکید ‌می‌کند و بیشتر از مستند پرتره دور ‌می‌شود.» او سپس از کتال خواست تا ‌در مورد ساخت فیلم، استراتژی خود در برخورد و صحبت با چنین شخصیت بزرگی و هم‌چنین چگونگی آشنایی با توران میرهادی توضیح دهد.

غلامرضا کتال عنوان کرد:«آشنایی من با خانم میرهادی از خواندن مقاله‌های ایشان شروع شد. باورنمی‌کردم شخصی با چنین عقایدی که جلوتر از زمان خود بوده، در ایران زندگی و ۲۵ سال مدرسه فرهاد را اداره کرده باشد. عقایدی مثل این که مدرسه باید دانش آموز محور باشد، نه معلم یا کتاب محور و باید در مدارس، بیشتر از این که روی نمره تاکید شود، جست‌وجوگری دانش آموزان را تقویت کنند. این عقاید و طرز فکر برایم به عنوان مستندساز جالب بود و تصمیم گرفتم این مستند را بسازم. در ساخت این مستند، روی جنبه‌هایی از زندگی ایشان کارکردیم که حتی همکاران‌شان در فرهنگ نامه نمی‌دانستند. سعی کردم که با نشان دادن کارهای روزانه خانم میرهادی، مخاطب به ایشان نزدیک شود و بهتر او را بشناسد. اگر ‌می‌خواستم یک مستند پرتره و بیوگرافی بسازم، در زمان کمتر و با برش‌های سریع، ساخته ‌می‌شد. اما هدف من این بود این مستند حسی باشد تا مخاطب به خانم میرهادی نزدیک شود، نه این که فقط اطلاعات بدهم. فیلم‌برداری طی دو سال تمام شد، اما همان موقع که تدوین انجام شد، آن چیزی که مد نظر من بود، در نیامد. به همین دلیل از سال ۸۳ تا ۹۵ این کار را کنار گذاشته بودم تا بالاخره در سال ۹۵ تدوینی که ‌می‌خواستم انجام و فیلم برای اکران آماده شد. من تهیه کننده فیلم هم بودم و وقتی فیلم را به هنروتجربه دادم، مورد قبول واقع شد. در این میان مستند‌های دیگری هم توسط کارگردانان دیگر در مورد چهره‌های فرهنگی ایران ساخته شده بود، وقتی تعداد این مستند‌ها زیاد شدند، هنروتجربه تصمیم گرفت، مستند‌ها در قالب مجموعه مستند‌های چهره‌های ایرانی با یک پوستر مشترک اکران شوند. چهره‌هایی که هرکدام فوق العاده هستند و در فرهنگ وهنر ایران تاثیرگذار.»

در ساخت این مستند، روی جنبه‌هایی از زندگی ایشان کارکردیم که حتی همکاران‌شان در فرهنگ نامه نمی‌دانستند. سعی کردم که با نشان دادن کارهای روزانه خانم میرهادی، مخاطب به ایشان نزدیک شود و بهتر او را بشناسد

در ادامه این نشست آذری هم به پیشرفته بودن الگوهای آموزشی زنده‌یاد توران میرهادی اشاره داشت:« ایشان از زمان خود به شدت جلوتر بوده‌اند. الگوهای آموزشی ایشان در ۲۵ سال مدیریت مدرسه فرهاد، در ۵۰ سال پیش در ایران، الان در کشورهای پیشرفته در حال اجرا شدن است. خانم میرهادی چه قبل از انقلاب، چه بعد از انقلاب منتقد سیستم آموزشی بوده‌اند و اعتقاد داشتند که هر دو سیستم دچار نواقصی بودند و مدرک گرایی که این‌قدر در جامعه رواج یافته، به خاطر نمره محوری در سیستم آموزشی است. میشائیل ‌هانکه در فیلم «روبان سفید» به ریشه‌یابی فاشیسم ‌می‌پردازد و ریشه را در تعلیم و تربیت افراد در کودکی پیدا ‌می‌کند. زمینه این مساله در صحبت‌های خانم میرهادی مشخص بود و نگران بودند که در این سیستم آموزشی چه اتفاقی برای بچه‌ها ‌می‌افتد.»

کارگردان «یکی بود یکی نبود» هم امتداد این بحث صلح طلب بودن خانم میرهادی را مطرح کرد:« خانم میرهادی در دوران دبیرستان که بودند، ایران اشغال شد. یک سال بعد از جنگ به فرانسه رفتند و خرابه‌های جنگ را دیدند و بعد برای کمک به بازسازی بوسنی و چک رفتند و از نزدیک دیدند و لمس کردند که جنگ چه فجایعی به وجود آورده بود. در مورد شیوه تعلیم و تربیت، ایشان اعتقاد داشتند، فهم مطلب از همه چیز مهم‌تر است و الان این مساله در آموزش اتفاق نمی‌افتد. در مدرسه فرهاد، کتابخانه قلب مدرسه بوده و از عکس‌هایی که دیدیم مشخص بود که در آن مدرسه کلاس‌های درس به شکل مرسوم نبود و دانش‌آموزان بیشتر در آزمایشگاه‌های مختلف، کتابخانه و حیاط در حال بازی بودند. الان در مدرسه‌ها یا آزمایشگاه وجود ندارد یا اگر هست، استفاده نمی‌شود. در مدرسه فرهاد به جای تکالیف یا پیک نوروزی، به بچه‌ها ‌می‌گفتند در تعطیلات خود، کتاب بنویسند. بعدا در شورای کتاب و فرهنگ‌نامه هم تاکید ایشان روی مطالعه و فرهنگ برای کودکان بوده است. شورای کتاب ۵۵ سال است که فعالیت دارد. روش کاری خانم میرهادی، گروهی و با مشارکت دسته جمعی بوده است. در ایران خیلی دشوار است که یک کار دسته جمعی را برای مدت طولانی انجام داد و در واقع تداوم کار شورا نشان دهنده یک مدیریت و یک نگاه بوده است. به نظر من یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های ایشان فرهنگ نامه کودکان و نوجوانان است که با کار داوطلبانه و در عین حال کاملا علمی، میسر شده است.»

غلامرضا کتال.یکی بود یکی نبود (2)

در بخش دیگری از این نشست کارشناس جلسه سوالی را در ارتباط با مستند «یکی بود یکی نبود» عنوان کرد:« به این فکر نکردید که توران میرهادی را از زاویه دید بقیه هم ببینید؟ آیا در طول سال‌های بعد از اتمام فیلم‌برداری نخواستید که نظر افراد دیگر را در مورد ایشان، به فیلم اضافه کنید ؟»

کتال در پاسخ گفت:« افراد دیگر را وارد فیلم نکردم، چون خودشان به بهترین شکل در مورد خودشان صحبت ‌می‌کردند و حیف بود که از صحبت‌های خودشان استفاده نکنیم. حتی در قسمت‌هایی کیفیت صدا یا تصویر پایین بود، اما صحبت‌های خانم میرهادی آنقدر باارزش بود که فرم را فدای محتوا کردیم.»

نکته دیگری هم که در این نشست توسط آذری مطرح شد به تاکید زنده یاد میرهادی بر قصه خوانی اشاره داشت:« نکته جذاب صحبت‌های خانم میرهادی، تاکید ایشان روی قصه خوانی بود. قصه خوانی جزء سنت‌های ماست که در حال فراموشی است و باید احیا شود. متاسفانه در مدرسه‌ها برنامه‌ای با عنوان قصه خوانی وجود ندارد، در حالی که در فرهنگ ایران از قدیم بوده، از پرده خوانی تا قصه گفتن پدربزرگ و مادربزرگ‌ها.»

کارگردان «یکی بود یکی نبود» در این مورد و ارتباط آن با انتخاب نام فیلم توضیح داد:«بله دقیقا همین طور است و به خاطر اهمیت قصه خوانی از دیدگاه خانم میرهادی عنوان این مستند را «یکی بود یکی نبود» انتخاب کردم، چون این عبارت آغازگر هر قصه‌ای است. دلیل دیگر من برای انتخاب این عنوان، اشاره به ویژگی شخصیتی خانم میرهادی و میزان تاثیرگذاری ایشان در شورای کتاب کودک دارد، ایشان شاید در شورا یکی بودند، اما در حقیقت یک نفر نبودند.»